سخنان این انسان، مرا مست میکند،سبک میکند و به پرواز میبرد . نام اش جاودان است ،جانش هم تندرست
دسته: نظرات خوانندگان ارجمند
با درود با اجازه به سایت شما هم سری زدم و کارهای شما ازجمله ضحاک را دیدم شاهنامه خیلی جای کار دارد هر رزو که می خوانمش و بارها که می خوانمش از گوشه ای و کناری چیز نویی می بینم فایلهای استاد جمالی را کم کم می خوانم در جستجوهای اینترنتی ام در بارهی شاهنامه با ایشان رسیدم و چون همیشه سیمرغ را دوست داشتم مرا به خود جذب کردم. و وقتی در این وبگردی ها دلیل رفتن رستم و رخش را به ته چاه خواندم بیشتر مشتاق شدم تا پیش از آن دیدگاه هیچ یک از پژوهشگران را نمی پسندیدم همیشه دنبال این پرسش بود: چرا رستم به ته چاه می رود!ا دیدگاه مهرداد بهار عصبانیم می کرد و دیگاه بسیاری که رستم را گرفتار آز می دانستند همینطور یکی دیگر از پژوهشگران دیدش این بود که دوران پهلوانی به سر رسید…. تا اینکه دیدگاه استاد جمالی را خواندم و آن را بهترین یافتم آنچه شما فرستاده اید کم کم می خوانمشان و برای دوستانم فوروارد می کنم با سپاس فراوان
ازکامنت آقای ناصرکرمی درایران گلوبال
– آقای منوچهر جمالی بخوبی میداند چکار میکند و و چه روش و فلسفه نگاری را در پیش گرفته است، طبیعی است برای شما و امثال شما که بازگشت به گذشته به دوران ایران باستان را کابوس میدانید قابل درک و فهم نیست ، از سویی بیانگر این هست که شما و همفکران شما به پروسهءِ تئوریها و متدولوژیک دمکراسی در جوامع غربی و دمکراتیک اطلاعی ندارید، در صورتیکه عصر مدرنیته بر پایه بازگشت به گذشته و دوران آنتیک، آغاز گشته است.
– روشی را که آقای جمالی بکار گرفته است فیلسوفان مشهوری مانند: توماس فُن آکویین ، مارسیلیوس فُن پادوا، پیکو دِلا میراندولا، نیکولو ماچیا ولی، توماس هابس و غیره در پیش گرفتند تا از استبداد دینی رهایی و و بستر عصر روشنگری را هموار و بازخویشتن شناسی راسیونال بدون دین و قیصر را مهیا کنند، در آینده ای نزدیک، به این موضوع خواهم پرداخت، گرچه برای شما پشیزی ارزش نخواهد داشت.
ولی من از همین جا از آقای منوچهر گرامی تقاضا دارم که بیشتر به مسائل روز و فلسفهءِ برون رفت از بحران کنونی در ایران بپردازند.
کامنت در ایران گلوبال
استخانلو نام
منوچهر جمالی/پیغمبر یا ؟ ایمیل
جناب جمالی در طول تاریخ 5 نفر پیامبر شدند و 500 نفر دیوانه و 5000 نفر
شارلاتان گردیدند . بهتر است به کوه و غار بزنی و بروی- تا در دنیای مجازی
پیروانی بیابی . چنین گفت زردشت ! شما حتی به ایرانیان هم رحم نمی کنید و
بجای اهورامزدا و زردهشت ، پرنده ای شکارچی بنام سییمرغ را علم کرده اید ؟
لعنت خدا و صاحب الزمان بر..شیطان و اهریمن و پیامبران دروغین و
شارلاتانهای سیاسی ……. !
در 07/11/2011 در 9:47 ب.ظ. گفت: ویرایش دیدگاه
این ها در و گوهری است که از این استاد عزیز و گرامی میتراود . ما قدر دان هستیم که راه اندیشه مارا بازکردند و مارا در اتوبانه فرهنگه ایران گذاشتند . من به شاخصه خودم ۱۰ سال است که نوشتار و سخنرانی های این بزرگ مرد مطاله میکنم. ی شان احیا کننده فرهنگه ایران هستند فردوسی دیگری به نامه مونوچهره جمالی.
pappak جوانه ایرانی آذری
گفتم تا دوباره به یادم نیانداختی و تا تاخیر نکرده ام ؛ برداشت خود را از آقای جمالی بگویم و برایت بفرستم.
در متن هایی که به تازگی از جمالی برایم فرستادی نکات دیگری بود که به آن اشاره می کنم . اول اینکه بسیار کار خوبی انجام می دهی و این متون با ارزش را در فیس بوک و سایت فلسفه قرار می دهی. البته همه به آن درجه از اجتهاد و آن سطح از برداشت نرسیده اند که شما انتظار آن را داری ولی تاثیرش بسیار است. متنی که از کتاب شاهنامه و ما جلد اول فرستادی بسیار جذاب بود.
بسیار بسیار سپاسگزارم که لطف می کنی و برخی از نظریات آقای جمالی را برای من ارسال می داری. حتماّ از من توقع داری نظرم را درباره آقای جمالی بگویم. بسیار عالی. من هم نظرم را می گویم بی آنکه تعصبی داشته باشم و بی آنکه چپ بودن خود را انکار کنم. کاش این آقای جمالی تئوریسین چپ ایران بود …
بخشی ازایمیل یکی ازخوانندگان
پیوند من با شما به گمان خودم به راستی وصف ناپذیر است ، من نمیتوانم با واژه به ان بپردازم ، ستایش من از شما به هیچ وجه شکل متعارف ندارد، …
نظر دیگران در پیوند با این مطلب:
[تاریخ ارسال: 30 May 2007] [ارسالکننده: علی یحی پور (سل تی تی )] [ salltiti@freenet.de ] …
کامنت دراخبارروز
از : مردو آناهید
عنوان : سپاس از پهلوان فرهنگ ایران
با درود بی کران به استاد ِ ارجمندم پروفسور منوچهر جمالی
استاد، با شگفتی دریافته ام که هیچگاه، دانش و آموزه-های شما کهنه نمی شوند، پیوسته تازه و روینده هستند.
از این همه مهری که به فرهنگ ِ ایران و بینش راستکاران می ورزید بسیار سپاسگزارم.
باشد که از تراوش این اندیشه-های جانبخش بیشتر برخوردار بشویم
تندرست و تواناتر باشید
٣۷۴٣٣ – تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت
کامنت دراخبارروزبه مقاله جمالی دربارهِ شعله چهره یا صورت گل خشکیده
از : مزدک مادرباوران
عنوان : بالاخره “اندیشیدن” چیست؟
سرکار آقای جمالی ِ محترم
کامنت دراخبار روز
از : تهمتن – ش
عنوان : آزادی درخشش خورشید از ابر سیاه هزاران ساله را چگونه باید رهایی نمود ؟؟
با خواندن چند باره این مقاله و گستردگی دانش و پژوهش نویسنده آن از فرهنگ ناشناخته ای ; اینچنین جهانشمول که حقانیت حق انسانها را از حقوق خود انسانها دانسته; و چه بصورتی زیبا ; از فرهنگی همراه با واژه های همان فرهنگ برای اثبات و درستی آن; به خواننده ارائه کرده است. اما این ناشناختگی هم; رشته درهمان گل خشک و سفت دارد که ادیان ابراهیمی+ زرتشت در موم کردن سرشت انسانها بدست قدرت”اهورامزدا” و “روح القدوس”و “الله +موسی” مانع این درخشش آتش خورشید گونه شده که حتا در قرن ۲۱ودرعصر شکوفایی دانش بشری از پدیده های نا شناخته ی جهان; همچنان ادامه دارد!!؟؟ شگفتا که درسرزمینی که این فرهنگ غنی انسان خردگرا را در عمق تاریخ هزاران ساله ی خود در نهفت دارد و هیچگونه اثری از خدایان دروغین آسمانها و بت های سنگی و چوبی جهل انسانهای اولیه(که هزاران سال بعدازاین فرهنگ خردگرا به وجودآمده اند) در این فرهنگ کهن دیده نمیشود. شگفت تر اینکه ; درهمین سرزمین است که زرتشت پا به عرضه می نهد و بقول و نوشته های “ویل دورانت” در کتابهای یازده جلدی “تاریخ و تمدن” خود; زرتشت را پدر ادیان ابراهیمی (جلد اول صفحه ۳۵۸ – تاریخ اجداد آسیایی ما) خوانده ومی نویسید که “این زرتشت است که برای اولین بار از جهنم و بهشت و ملائکه و دیگر واژه های اینگونه سخن گفته; و این سخنان اوست که به ادیان کلیمی و مسیحی و اسلام به ارث رسیده است”.. پس نتیجه این میشود که حقه باز نخستین; زرتشت است که سایه سنگین این ابر سیاه را بر درخشش خورشید; همان فرهنگی که قطعا او هم از آن آگاه بوده است; ظلمت را بر آزادی(خرد) باعث گشته که باز هم اوست که ازاین سرزمین برخاسته است.. بهروی; برگردان و بازگشت به تاریخ و فرهنگی که هزاران سال مورد تاخت و تاز فرهنگ و ادیان دورغگو مورد هجوم بوده هم ساده نخواهد بود. اما خوشبختانه سلطه ۳۲ ساله یکی ازاین ادیان بر مردم ایران و واقعیت آن; راه گشایی برای این درخشش را هم شاید کمی آسان کند و روزی رسد که مردم ایران “قدر” و اندازه و”تساوی” از معلمان خالص فرهنگ خودرا بیاموزند و آنرا پیشه و خرد را جانشین آیئن خونریزان کنند.. درودی فراوان وعمری طولانی برای جناب جمالی آرزومندم
با یک جنبش فرهنگی همچنانکه در آثار شما دیده می شود ما نیازی به قهر و توپ و تانک نداریم تا جمهوری ایرانی را برقرار کنیم. ایران را می توان از طریق فرهنگ ایران آزاد کرد و مردم را از بند ناآگاهی رهانید. با تشکر از آقای جمالی که این فلسفه را پیش بنیاد هر جنبشی در ایران قرار داد . نسل ما را شریعتی سوزاند چون ایرانی را بیدار نکرد بلکه به او پستانک داد تا اسیر آخوند باشد . نسل آینده را آقای جمالی تفنگی داده است که بهترین وسیله هوشیاری و آگاهی و بینش است
دروود بي پايان بر استاد عزيزم جناب آقاى جمالى . قربان من واقعأ از ته دل خوشحالم كه استاد بزرگواري چون شما را داريم ، شما يك گنجينه ايد . نميدونم چه جمله اي بيان كننده شور و شعف من هست !؟ ولي بسيار ساده ميگويم كه خوشحالم ، و شما واقعأ فوق العاده ايد و مطمئنم كه براي دانستن اين همه چيز به مكاشفه هاي زيادي رسيده ايد . و شما شهود بسيار قوى و عالى داريد .
با نهايت سپاسگزاري
مرجان .سعید
(www.iranianuk.com) ارسالی توسط sophie
پارسا جان، انقدر سخنان آقای منوچهر جمالی برای من جذاب هست که توصیفش دشوار است. همیشه آرزوی چنین فرد دانایی را برایمان داشتم. این فرد ارزشمندترین فرد تاریخ معاصر ما است و یک ایرانی نوشتههایش را باید با توجه ویژه بخواند. انسانها در نقطههای سرنوشت ساز و شاهراههای تاریخ ساز نیاز به فیلسوف زمان خود دارند که به افکار و اهداف آنها نظم دهد. منوچهر جمالی فیلسوف ما است. و بی شک خدای من همواره سیمرغ بوده است.