Categories
چاشنی های اندیشه

جداکردن حکومت ازدین، و رفع تبعیضات، فقط بیان منفی سکولاریته است …

جداکردن حکومت ازدین، و رفع تبعیضات، فقط بیان منفی سکولاریته است. بیان ِمثبت سکولاریته، آنست که زندگی همه انسانها درگیتی، گرفتن جشن باهمست. درسکولاریته، «جان انسان وتراوش خرد،ازآن، که سامانده زندگی وشادیست»، بر« ایمان»، اولویت دارد

( http://www.jamali.info/chashniha )

Categories
چاشنی های اندیشه

ایران،درجشن هایش،« هست» .همه جشن ها باهم درایران، موجودیت فرهنگی وسیاسی …

ایران،درجشن هایش،« هست» .همه جشن ها باهم درایران، موجودیت فرهنگی وسیاسی و اجتماعی وحقوقی ایران را معین میسازند. این جشن ها،هیچ ربطی به دیانت زرتشتی ندارند. جشن ها، بنیاد ازبین بردن تبعیض طبقاتی و قومی وجنسی ومذهبی، وبرترین اصل اجتماعسازبوده اند، نه مذهب. جشن ها، واقعیت یابی گوهرخدای ایران، دراجتماع و اقتصاد وحکومت واخلاق بوده است، چون نامش ، «جشن ساز»میباشد. « بهمن »، که خرد نگهبان جامعه درطبیعت هرانسانی است، سرچشمه بزم وجشن است . خرد انسانی، باید درجشن زندگی برای همه بیندیشد. نفی جشن های ایران، نفی ِخردِ جشن سازانسانی ، ونفی غایت نهائی زندگی درگیتی ازاجتماع وحکومت است، که امروزه بنام سکولاریسم برایش عربده میکشند، ولی بادست خود نیز، نفهمیده، ریشه آنرا میکنند

( http://www.jamali.info/chashniha )

Categories
چاشنی های اندیشه

هنگامی که همه مردمان بدون تبعیض بتوانند درجشن زندگی …

هنگامی که همه مردمان بدون تبعیض بتوانند درجشن زندگی باهم انبازوشریک بشوند، اجتماع ، ساخته میشود. درفرهنگ ایران ، چنین جشنی، اجتماعسازاست ، نه تعلق داشتن به یک دین، یایک قوم، یا یک نژاد، یا یک جنس، یا یک زبان یا یک حزب

( http://www.jamali.info/chashniha )

Categories
چاشنی های اندیشه

همه جشن های ایران بدون استثناء ، سکولار …

همه جشن های ایران  بدون استثناء ، سکولار( زمانی= سپنحی= اوامی) هستند وهیچکدام ، ربطی به زرتشت ندارند. «جشن» که «یسنا= یزنا» باشد، دومعنای پیوسته به هم دارد.ازیک سو، به معنای «نی نوازی »است، وازسوی دیگر، به معنای «زائیده شدن وپیدایش روشنی وبینش وشادی ازخود » است. فرهنگ ایرانی، زاده شدن درگیتی را برای آن میدانست که با شادی وبینش ِ جوشیده ازخودِ انسان، زندگی کند

( http://www.jamali.info/chashniha )

Categories
چاشنی های اندیشه

تا روان مردمان ازتفکرات فلسفی ِزنده …

تا روان مردمان ازتفکرات فلسفی ِزنده ( نه ازترجمه های فلاسفه غرب، که خود مترجمان نیزازآنها، چیزی نمی فهمند) انگیخته نشود ، وبا این تفکرات ، زندگی کردن درزمان، برترین ارزش نگردد، همه این شعارهای هیاهوبرانگیزسکولاریته، بی ثمرخواهد ماند

( http://www.jamali.info/chashniha )