ملتی که عقب افتاده است، اینگونه پیشرفت نمیکند که پیروی از جامعه پیشرفته بکند، بلکه بدینگونه پیشرفت میکند که پیشرو بشود، تبدیل به جامعه مبتکربشود، که فقط در آزادی تفکر ممکنست. ایده آل ابتکار در علم و فلسفه و تحقیقات و تفکر و هنر، به جای ایده آل پیشرفت دروام گیری فن و معلومات از جامعه غرب، باید بسیج ساخته شود
خرد در فرهنگ ایران، «نمیگیرد، اصل گیرنده و گرفتن، یعنی اصل قدرت» نیست. اگر فرهنگ ِغرب را «وام بگیرد»، نیست و نابود میشود، و اگر فرهنگ غرب را تسخیر کند، اصل قدرت میشود و هویت فرهنگیش را ازدست میدهد. خرد در فرهنگِ ایران، اصل جفت شونده (انبازی یا مهر) است. با فرهنگ غرب میتواند جفت شود، تا هم از او آبستن گردد و هم او را آبستن کند. اگر نتواند آبستن شود، عقیم است و اگر نتواند آبستن کند، عنین است
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF
منوچهرجمالی
چرا آتش درفرهنگ ایران
بنیاد « آزادی فردِ انسانی »
و« بنیادِ پیدایش نظام وتوافق ودوستی
وقانون ، دراجتماع »هست ؟
حـقـیـقـت ، بشنـو ازپـورفـریدون ( ایرج = ارتا )
که آتـش ، ازتـنـور سـرد ، نـایـو ( نمی آید )
باباطاهرعریان
ایرج درشاهنامه که همان«ارتای خوشه» میباشد، کانون آتش است ،و آتش او درتن هرانسانی هست ( تنور= تن+ئور= ئور، آتشیست که درآتشدان تن هست. ئور= آتش ) و حقیقت ، تابش وشعله این آتش است . هرانسانی، سرچشمه راستی وحقیقت ومهراست .
…………………………………………………….
یکی، تاریخ را برای تجلیل دین و ایدئولوژیش و دفاع از آن، مسخ میکند، یکی تاریخ را برای تجلیل ملتش و دفاع از آن مسخ میکند، یکی تاریخ را برای تجلیل طبقه اش و دفاع از آن مسخ میکند، و یکی، تاریخ را برای تجلیل نژادش و دفاع از آن، مسخ میکند، و «چنین آگاهبودِ تاریخی» است، که علم و حقیقت شمرده میشود. پس حقیقت و علم، دانشهای مسخ شده اند
«پیامبر » هزار چهرهً تجزیه طلبان آذری تبار را بشناسم …
کاظم رنجبر
جالب است برای شناختن ولو مختصر این مرد هزار چهره ، که حتی بخشی از شخصیت های معتبر و محققین صاحب نام ایرانی ، چون فریدون آدمیت ، حسن تقی زاده ، از او یک چهره مثبت ساخته اند ، وقتی به اسناد زندگی پشت پرده او دقیق می شویم ، می بینیم ، ولو اینکه در انقلاب مشروطیت ایران -1905 تا 1911 ، در کنار مجاهدین مشروطیت صادقانه مبارزه کرده است ، ولی در نهایت موضع گیری علنی او در سیاست تجزیه طلبی ایران زیر پوشش پانترکیسم و پان تورانیسم ،و همکاری با سازمان های طلاعاتی و نظامی رژیم آلمان نازی ، این بخش از چهره مثبت او را کاملأ زیر سئوال می برد ، واز او مرد هزار چهره فرصت طلب و دشمن تمامیت ارضی ایران می سازد.
ای بسا آرزو که خاک شده!
یادداشتی پیرامون «طرح آلترناتیو سازی» در خارج از کشور
محمد امینی
راستی این است که پروژه سیاسی آلترناتیو سازی حکومتی در خارج از کشور، آش کهنه سی و سه ساله ای است که اینک باردیگر در تنور جنجال سیاسی گرم شده و با افزودن چاشنی گزینش نمایندگان دولت درتبعید از سوی ایرانیان خارج از کشور، به نام خوراکی تازه و گوارا به ایرانیانی که گرسنه آزادی اند ارمغان می شود …
وقتی «خیال ضعیف بودن قدرت» به همه سرایت کرد، و مثل حریق همه را فرا گرفت، دستگاه قدرت آغاز به فرو ریختن میکند. حتما نبایستی یک رژیم ضعیف باشد، تا متزلزل شود، بلکه بایستی «خیال ضعیف بودن آن دستگاه»، مردم را تسخیر کند. این ایمان مردم، در پایان به خود قدرت و همدستانش سرایت میکند، و همه آنها را فلج و ناتوان میسازد
در فرهنگ ایران، خدا، دگردیسی به گیتی می یابد ،تا به مهر خود پیکر بدهد. در اسلام، الله، دنیا را خلق میکند، تا قدرت خود را واقعیت بدهد
روان (ur-vaan) که در اصل (ur-va) میباشد به معنای «وای ِآتش افروز» است. در گزیده های زاد اسپرم (29 – پاره 7) میتوان دید که روان هر انسانی، اصل آتش افروز و آتش انگیز و نگهبان آتش است. این آتش وای (یا سیمرغ) است که هم در تن انسان، نظام میآفریند، و هم این آتش روان، در هر انسانی، بنیاد گذار و سرچشمه توافق و تفاهم و قرارداد و دوستی و قانون در اجتماعست.
در فرهنگ ایران، جان انسان، آتشست (آتش جان). این بیان فطرتِ آزادِ انسان میباشد. آتش، در روشن شدن (افروختن) به خود، صورت میدهد، و هیچکس نمیتواند به او صورت بدهد. الاهان قدرتمند، هنگامی حاکم بر انسان، میشوند که به او صورتی که میخواهند بدهند. از این رو محمد، آتش جان انسان را ابلیس ساخته است
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF
منوچهرجمالی
مفهوم « نقص » در فرهنگ ایران
هستی کامل ، چگونه ناقص ساخته میشود
چرا ادیان نوری ، انسان را ، ناقص ساخته اند ؟
شیوه های ناقص سازی ِانسان ،
راه رسیدن به « کمال ومعنا وهستی »خوانده میشوند !
تضاد رو، با زیر
……………………………….
زیرخیلی چیزها که علمی شمرده میشوند، نه تنها علم نیست، بلکه ضدعلم نیزهست . زیرخیلی چیزها که حقیقت شمرده میشوند، نه تنها حقیقتی نیست ، بلکه ضدحقیقت هم هست . زیرخیلی چیزها که خـرد شمرده میشود ، نه تنها بی خردی بلکه ضد خرد هم هست . زیرخیلی چیزها که ارزش واخلاق شمرده میشوند ، نه تنها بی ارزشی وبی اخلاقی هست ، بلکه ضد ارزش وضد اخلاق نیزهست . جامه ِعلم ، بربی علمی وضد علمی میپوشانند ، وجامه حقیقت ، بر بی حقیقتی وضدحقیقت میپوشانند ، و جامه ارزش واخلاق ، بربی ارزش وضد اخلاق میپوشانند، وبدین شیوه ، بی علمی وضد علم خود را ، علم میسازند ، و بی حقیقتی وضد حقیقتی خود را ، حقیقت میسازند ، وبی ارزشی وضد ارزشی و بی اخلاقی وضد اخلاقی ، خودرا دربازار اجتماع و تاریخ ، رواج میدهند .
قدرتمندان، نمیخواهند بشنوند و بدانند که قدرت و هستیشان، از ملت سرچشمه گرفته و عاریه از ملت است. و از این اصل ِفرهنگی ایران، رو برمیگردانند، و قدرتشان را عاریه از خدائی واهی یا یک اصل متافیزیکی میدانند. از این رو باید قدرتمندان را بطور مداوم، آگاه ساخت که قدرت و هستیشان، فقط وامی از ملتست. این اصل «مردمشاهی، یا حکومت دموکراسی»، بنیاد ِفرهنگ ایران بوده است
در فرهنگ ایران، جان، اینهمانی با آتش (زندگی) داشت، و «ارتا» یا «هوپریان = شاه پریان» نامیده میشد، و پری = فری، به معنای دوستی و مهراست. این خدا، در هر انسانی، آتش جانست که سر بر میافرازد و می بالد و هیچگاه در برای هیچ قدرتی نمی خمد. محمد، این خدای ایران را در قرآن، ابلیس نامید که باید سنگسار گردد، چون بزرگترین دشمن انسانست
چرا فرهنگ ایران، ملی نیست و جهانشمولست؟ خدا، یا «انچه خدائیست» در فرهنگ ایران، خوشه است، و تخمهای او، آتش جان همه انسانهاهست. جان هر انسانی، تخم یا اخگرآتش ِخدائیست، ولی هر تخمی بالقوه، خوشه است و دررویش و افزایش، خوشه، یعنی «کـلّ جهانشمول» میشود. از این اندیشه «و جودِکل در تخم»، تصویر جام جم که خرد بهمنی هر انسانی باشد، پیدایش یافت. خردهای بهمنی انسانها، کل جهان را باهم میآرایند. هر تخمی، اصل آراستن ِآفرینش نظم و زیبائیست. اینست که از خرد بهمنی انسان، نظم زیبای جهانی پیدایش می یابد
