خدای ایران، سیمرغ که همان ُققنس و همان عنقا باشد، خدا، یعنی اصل ِموسیقی بوده است، و واژه «موسیقی = موزیک»، نام ِخودِ این خداست. «موسه»، به معنای ِ«سه نای = سئنا = نای» هست، و سیمرغ در اصل «مرغ سئنا»، یعنی مرغ سه نای، یا «مرغ نای» خوانده میشود. از واژهِ «موسه» است که موسیقی برآمده. ُقـقـنس که «کوخ + نوس» باشد به معنای «با منقارنای» است کوخ = نای (نوس، همان نوز انگلیسیست)، و عنقا که در اصل، «انگ» باشد، نام نی (گلووحلق) است که در سغدی، «شاده» نامیده میشود، که اصل آواز و نام زنخدا «رام = خرّم = زِهره» است. این بزرگترین ننگ برای ملتی است، که مفهوم موسیقی را با خدایش درجهان، خلق کرده، ولی موسیقی را از دست داده، چون خدایش را گم کرده است
مردمآزاری… بهاییآزاری… دیگریآزاری
نیک آهنگ کوثر
هفتهء پيش، کنفرانسی در دانشگاه تورنتو تحت عنوان «دگراندیشی ستیزی و بهایی آزاری در ایران» برگزار شد. انتظار میرفت تعدادی از خبرنگاران رسانههای منتقد حاکمیت و حتی «سبز» را در این همایش میدیدیم، که البته گویا انتظاری بیهوده بود. حضور در این همایش حداقل فایدهای که میتوانست داشته باشد، نگاهی انتقادی به برخورد اکثریت مردم ایران در دورههای مختلف با اقلیتها بود. از برخورد تحت تاثیر علما، تا سکوت در برابر حذف و به حاشیه راندن اقلیت. گویی اکثریت به جای مدارا با اقلیت، تنها با حاکم جابر مدارا کردهاند.
جمهوری اسلامی زاینده رود و تالاب گاوخونی را نابود کرد
جلال ایجادی
زاینده رود اصفهان میمیرد ودیگر اصفهان نصف جهان نیست. مهمترین رودی که در مرکز فلات ایران جاری است، زاینده رود اصفهان میباشد که از بلندای زردکوه بختیاری و از قله ای دوازده هزار وپانصد پایی کوهرنگ سرچشمه می گیرد و از غرب به شرق تا ورزنه وبالاخره تالاب گاوخونی جریان دارد. پل های زیبا و تاریخی در بستر زاینده رود، بویژه سی و سه پل، پل خواجو و پل شهرستان پابرجا ست. آیا این پل ها دوباره آب زاینده رود را درزیرپای خود جاری خواهند دید؟
برخي كلمات هميشه محكوم هستند
سانسور یعنی اداره ارشاد. پادفرهنگ یعنی تصدیگری فرهنگی و کانالیزه کردن امور فرهنگی. ارشاد یعنی ایدئولوژی «هدایت» مبتنی بر حذف. کلمات، در نگاه ایدئولوژیک پادفرهنگ «هدایت»، مائده های زمینی خطرناکی هستند که ممکن است به ویروس نظریه «هدایت و ارشاد» که همان اعتقاد رسمی و حکومتی است، ضربه بزند و آدمی را به خودسالاری رهنمون سازد که خط بطلانی است بر دگربنیادی حاکم که در کسوت «ولی فقیه» بر روی کلمات «خطرناک» ضربدر می کشد. «کلمات» در کارزار نظریه «هدایت و ارشاد» و خواست آزادی و خودبنیادی به طلایه داران آزادی بدل می شوند و ازهمین روی است که باید اداره شوند. اداره کردن کلمات اِشغال و تسخیر اذهان است و «سراسربینی» ارشادی بیانگر تلاش ناموفق حکومت است بر این امر.
یکی از مهمترین علل نشناختن فرهنگ اصیل سیاسی ایران، آنست که تفاوت میان ِ «فرکیانی= فرجمشیدی»، را با «فرایزدی یا فریزدانی» نمی شناسند. فرکیانی، فرهنگِ اصیل ِایرانست، ولی فرایزدی، از اختراعات یز دانشناسی زرتشتی است. فرّکیانی یافرّ جمشیدی، بنیاد «آزادی سیاسی و نوآوری» است، چون این فـرّ، در اثر اعمال و افکار سودمندی که فردی برای اجتماع کرده و از اجتماع، شناخته شده، پیدایش می یابد، و قابل انتقال وارثی نیست. در حالیکه «فرایزدی یا فراهورامزدائی»، برپایه تاج بخشی ازموبدان و حق انحصاری ترویج دین زرتشت، پدید آمده، و در خانواده گشتاسپ، مروج دین زرتشت، ارثیست. این پیشینه فرّایزدی، سپس به تشیع در مفهوم «امامت» رسید، و با قطع شدن تبارآخرین امام، که عقیم بود، اندیشه غیبت پسرموهومش، خلق کرده شد تا جانشین او باشد، وارث امامت در اوپایدار بماند. اینست که باید اندیشه فرکیانی یا جمشیدی را که ریشه در فرهنگ اصیل ایران دارد، از نو بسیج ساخت، و فرّ انتقال پذیر در وراثت را که از الهیات زرتشتی برخاسته، نابود ساخت
دین اسلام، عاجز از گفتکو یا همپرسی (دیالوگ) است. بر کرسی نشاند یک فکر با سفسطه، دیالوگ نیست. از این رو، اسلام، از تبلیغ افکار دیگر، که بنیاد مهر و آزادی و تنوع خواهی هستند، به دهشت میافتد، چون میداند که چنین افکاری برای انسان، جاذبه دارند، و همآهنگ با طبیعت انسانند. محمد، از همان آغاز کار (بر خیز و بترسان = قـُم فانـذر = نخستین امر الله به او)، شریعت اسلام را، برپایه ترساندن و ارهاب و غضب و تحمیلگری، و بزور، شهادت دادن به اسلام گذارد، که طبیعت انسان، از آن انزجار دارد. از این رو، از افکاری که برای انسان، جاذبه دارند، فوق العاده میترسد و نمیتواند وجود آنها را در اجتماع تاب بیاورد
عزیز نسین از زبان خودش
عزیز نسین / مترجم: ژالهی صمدی
تنها دو چیز را میتوانم از دیگران پنهان کنم: خستگیام را و سنم را. به جز این دو همه چیز در زندگیم شفاف و آشکار بوده است. میگویند جوانتر از سنم نشان میدهم. شاید به این دلیل است که آنقدر کار دارم که وقت نکردهام پیر شوم. هیچ وقت به خودم نگفتهام: «اگر دوباره به دنیا میآمدم، همین کارها را دوباره انجام میدادم.» در این صورت دلم میخواهد بیشتر از بار اول کار کنم، خیلی خیلی بیشتر و خیلی خیلی بهتر. اگر در تاریخ بشر تنها یک نفر جاودان باشد، به دنبال او میگردم تا راهنماییم کند چهطور جاودان بمانم. افسوس که در حال حاضر الگویی ندارم. تقصیر من نیست، مجبورم مانند همه بمیرم. اما از این بابت عصبانیم، چون به انسانها و انسانیت عشق میورزم.
نقاشی های دختر 12 ساله ايراني در ایتالیا
نمایشگاه نقاشی یک هنرمند 12 ساله ایرانی مقیم ایتالیا در شهر رم، هنردوستان ایتالیایی را به حیرت واداشت. خانم کنتس «پاتریتسیا دبلانک» گفت: این تابلوها واقعا اعجاب انگیز هستند، من به این هنرمند خردسال ایرانی تبریک می گویم. باید بگویم که استعداد ایرانی ها همواره زبان زد خاص و عام است.
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF
منوچهر جمالی
درهربامدادی،خدای ِعشقِ وزیبائی
،« زُهـره= خرّم » ازنو، زاده میشود
————————————————-
درفـرهـنگ ایـران
جان انسان ، اصل زیبائی ومهراست
————————————————-
پَـری یا فـری ، که «آتش جان ِانسان » میشود
و « هـوفریان = هـو+ فـری+ یان » نامیده میشود
اصل زیبائی ومهـر، باهم هست
« خـشـم » درفرهنگ ایران که قهروپرخاشگری ودرشتی و تهدید باشد ، آتش سوزنده زندگیست . ازاین رو بدان ، « اژدها= اژی+ دها » ، « آتش سوزنده ضد زندگی » میگویند . آنجا که تخمهای زندگی ، سوخته وفسرده وخاکسترشدند ، خاکستری میشوند که آتش جانفزای زندگی را میپوشانند . آتش سوزنده ِغضب و تعصب ودرشتی، زندگی را ، خاکسترمیکند ، ولی آتش ناسوز زندگی = آتش جان = هـوفـریان = وه فـرنـفـتـار ، دوباره از زیرهمین خاکستر، افروخته وزاده میشود وشعله میکشد . خاکستر، همان کود(= پـُری وسرشاری = درتبری ) یا زوری میشود که تخم های پوشیده ونهفته درتاریکی را ، ازسرمیرویاند وسبزمیکند.
ساختار شکنی های عوامانه!
نقدی بر سمینار حقوق اقوام در کانادا
وبلاگ تخصصی ناسیونالیسم
پیش کشیدن مدل هایی چون کانادا یا سوئیس و بلژیک و مقایسه این جوامع با ایران بیشتر به یک ژست و توجیه ماننده است تا برنامه ی سیاسی واقع گرایانه. زیرا مقایسه کشورهای توسعه یافته ای که فرهنگ دموکراسی در آن نهادینه شده است و دیگر مشکلات خاص ایران را نیز ندارد با کشور در حال توسعه ای چون ایران یک قیاس مع الفارق است …
خروج از افغانستان، آیا پایان جنگهای طولانی است؟
شهلا صمصامی
ده سال از جنگ افغانستان میگذرد. پس از ۱۰ سال درگیری، مخارج سنگین مالی و جانی بالاخره پرزیدنت اوباما اعلام کرد که آمریکا بتدریج از افغانستان خارج خواهد شد. شاید تب جنگطلبی در آمریکا کاهش یافته است. ۵۶ درصد از مردم آمریکا میخواهند همه نیروی نظامی بسرعت از افغانستان خارج شوند. فشارهای اقتصادی، بیکاری و خطر ورشکستگی دولت آمریکا مهمترین عامل برای خروج تدریجی از افغانستان است. ولی این عمل خالی از چالش برای اوباما نیست. عکسالعملها از جانب جمهوریخواهان و دموکراتها ضد و نقیض و متفاوت بوده است. تعدادی از دموکراتها در کنگره موافق خروج فوری همهٔ نیروی نظامی هستند. جمهوریخواهان بطور کلی اوباما را مورد انتقاد قرار داده برخی میخواهند تعداد کمتری نیرو خارج شود و برخی میگویند باید به جنگ زودتر خاتمه داد.
اهل فارس، بنابر ابوریحان بیرونی، به روز اول هرماهی، «خـرّم» میگفته اند. این گواه برآنست که مردم فارس که هخامنشیها نیز از آنجا برخاسته اند، نام خدای بزرگشان، «خرّم» بوده است. این زرتشتیهاهستند که اصرار میورزند، این روز را فقط، اهورامزدا بنامند. چون اهورامزدای زرتشت، به کلی، با اهورامزدای هخامنشیها که همان خرّم بوده است، دو تصویر کاملا گوناگون و متضادند. اهورامزدای ِهخامنشیها، «خرّم» است، و این خدا، همان خدای خرّمدینان و اشکانیها و مزدک (زن مزدک، خرّمه نامداشته است) و بهرام چوبینه بوده است. این خدا، پیامبر ندارد، و غایت زندگی درگیتی را، «شادی نقد» میداند، و جشن ندگی را مانند زرتشت به بهشت، حواله نمیدهد. درحالیکه اهورامزدای زرتشت، به هیچ روی، خود را با خرّم اینهمانی نمیدهد. اهورامزدای زرتشت، میخواهد بوسیله فرستاده اش زرتشت، فقط در دهای مردم و اجتماع را تسکین بدهد، و خرد انسان را ناتوان به آفریدن خرّمی میداند. از اینگذشته، «جشن خرّم»، در اول ماه دی (دسامبر)، در ایران، جشن دموکراسی بوده است، و زرتشتیها آنرا، «روز شهادت زرتشت» ساخته اند، تا این جشن را در تاریخ، از بین ببرند







