دسته‌ها
مهمانان سخن میگویند

مهران رفیعی : حذف گام به گام رفسنجانی مبارک تر از طرد تدریجی هویدا

حذف گام به گام رفسنجانی مبارک تر از طرد تدریجی هویدا

مهران رفیعی

رویداد های دو سه ساله گذشته نشان میدهد که تاریخ معاصر ایران در حال تکرار شدن است. رهبر کنونی جمهوری اسلامی که ناتوان از پاسخگویی به نیازهای جامعه است و با شکست های متوالی در داخل و خارج روبرو بوده و هر روز منزوی تر می گردد, راه چاره را در بریدن تنه درختی یافته که خود بر شاخه شکننده آن نشسته است …

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 210 – 211

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 210 – 211

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 210 (PDF)

***

دسته‌ها
مهمانان سخن میگویند

سایه سنگین بحران

سایه سنگین بحران

نشریه «انقلاب» (نشریه حزب کمونیست انقلابی ـ آمریکا) با ریموند لوتا اقتصاددان کمونیست گفتگویی درباره ی بحران اخیر مربوط به قرض های آمریکا انجام داده است …

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۱۰۶ – ۱۰۷ – انـدیـشـه بـی دیـوار

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۱۰۶ – ۱۰۷

انـدیـشـه بـی دیـوار

دسته‌ها
آفریدن ملت وحکومت ، برشالوده ِ« منش مردمی »

منوچهر جمالی : قـصّـه چیـسـت ؟

view as word.doc — view as pdf

ما امروزه به « قصّه » اهمیتی نمیدهیم وآنراگستره کودکان وعقل کودکانه میدانیم . درحالیکه « قصّه » ، بنیاد « فلسفه آزادی» را درایران گذاشته است. انسان وقتی ازمشکلی درزندگی اجتماعی آشفته شد ، آن مشکل را باید بگوید تا راست باشد. آشفتگی از واژه «آ- شیفتن =shiftan » میآید که درپهلوی به معنای « نابسامان شدن، گرفتاردرهمی شدن، دچاربرهمزدگی شدن » است . مشکل انسان واجتماع ، همین برهم خوردگی سامان ونظم وآرایش گوهری یا ضمیرانسانهاست . آنگاه انسان ، دنبال چیزی میگردد که چه چیز، گوهروجود اورا برهم زد ،ه و توانائی اورا برای سامان دادن خود واجتماع خود، ازبین برده است . ولی آنچه سامان گوهری اورا به هم میزند ، چیزیست که با زوروارهاب وخشونت( درشتی ) وشمشیر، مسلط براوست. ازاین رو انسان ،هرگز نمیتواند ، این مشکل گوهری ووجودی خودرا بگوید ودرنگفتن نیز ، وجودش ، به کل، تبدیل به « دروغ » میشود . این سلطه شریعت اسلام برروان وخرد وضمیرایرانی است که « جان وخرد ، خود آرایش را به هم زده » و درست این مشکل اصلی اوست که نمیتواند هیچگاه بگوید. ولی فرهنگ ایران ، « ارتای خوشه = اردیبهشت » را، خدای ایران میدانست، که خودِ نامش ارتا ، به معنای 1- راستی و2- داد( نطم وعدالت وقانون) است ، درست این ارتا، تخم آتش یا جان هرانسانیست . خدا، راست است ،چون خودش ، تبدیل به گیتی میشود . این معنای راستی است . ازاین رو، راستی ،پیدایش گوهروضمیرهرانسانی ، درگیتی است . انسان، هنگامی راست هست ، که دراجتماع بشکوفد و قانون وحقوق ونظام وحکومت بشود . انسان، هنگامی راست است که قانون بگزارد ونظام وسامان اجتماع واقتصادو حقوق را بیافریند . آنچه را ایرانی ، راستی میگفت ، امروزه ، آزادی میگویند . وعرفای ما ، درست میخواستند که « آنچه را شریعت شمشیربدست اسلام نمیگذارد گفته بشود» ، در« قصه ها » بگویند . این قصه ها ، « فلسفه آزادی روان وخرد وضمیر ایرانی ازشریعت اسلام » است . چرا نمیشود آنچه که درگوهرانسانست، گفت ؟ چون اسلام با « ارشاد» ، همه انسانهارا دراجتماع ، دشمن آزادی خودشان میسازد . آنگاه ، جامعه اسلامی ، با دست خودش ، دهان آزادی وراستی هرانسانی را درهم میکوبد که بخواهد ، مشکل بنیادی اجتماع را بگوید ، و « قصه » را هم « مشغله کودکان صغیر » ساخته است .

دسته‌ها
مهمانان سخن میگویند

باقر مومنی : طالقانی و مشروطیت

طالقانی و مشروطیت

طالقانی – بازرگان – مطهری
طالقانی – بازرگان – مطهری

باقر مومنی

درجریان مشروطیت و در زمان سلطه ی محمد علی شاه بر مشروطه خواهان کتابی تحت عنوان « تنبیه الامه و تنزیه المله » انتشار یافت که منعکس کننده ی مواضع روحانیت مشروطه خواه علیه نظرات روحانیت ضد مشروطه به رهبری شیخ فضل الله نوری بود. این کتاب که به قلم یکی از بزرگ ترین مجتهدان آن زمان به نام میرزا حسین نائینی نوشته شده و مورد قبول و تایید رهبران روحانی طرفدار مشروطیت قرار گرفته بود، حقانیت اصول مشروطیت را بر اساس مذهب اسلام به اثبات رسانده و استدلالات روحانیت ضد مشروطه و یا به قول نویسنده ی کتاب شعبه ی « استبداد دینی » را که زیر عنوان جانبداری از مشروطه ی مشروعه با مشروطه خواهان و ترقی طلبان در افتاده بود ، به شدت رد کرد.این کتاب را سید محمود طالقانی در سال 1334 شمسی با مقدمه و حواشی نسبتا مفصل ، که در ان کوشیده بود تا فهم کتاب را برای خواننده ی معمولی و غیر اهل فن آماده سازد، برای بار سوم منتشرساخت.

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 208 – 209

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 208 – 209

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 208 (PDF)

***

دسته‌ها
آفریدن ملت وحکومت ، برشالوده ِ« منش مردمی »

منوچهر جمالی : افـسـانه چـیسـت ؟

view as word.doc – view as pdf

حافظ شیرازی میگوید ، اینکه همه عقاید ومذاهب وایدئولوژیها باهم درجنگ وستیزند ، معذورند ، چون هیچکدام حقیقت را نمی بیند ، وهمه بدون استثناء « راه افسانه را میزنند » . این البته چنانچه پنداشته میشود ، لطیفه وجوک وخوشمزگی و نکته پردازی نیست ، بلکه بنمایه فلسفه ایرانیست . جنگ ودعوا یا جهادِ عقاید ومذاهب وادیان وایدئولوژیها باهم ، برای حقیقت نیست ، بلکه درست برای آنست که حقیقت را نمی بینند وهیچکدام ازآنها حقیقت را ندارد . حقیقت، داشتنی وتصرف پذیرنیست . و ازآنجا که هیچکدام حقیقت را نمی بینند و طبعا نمیتوانند آن را داشته باشند ، راه افسانه = دروغ میروند . این اندیشه ، همان اندیشه خرمدینانست که فردوسی در داستان « مهران » وپاره کردن کرباس ازچهارپیامبر( زرتشت+ عیسی+ موسی+ محمد ) آورده است . همه این پیامبران ، میخواهند حقیقت را که مِهـر است ، و ازهم پاره ناشدنیست، با زور ازهم پاره کنند ، ومُلکِ طِلق وانحصادی خود سازند . همینکه عقاید ومذاهب وادیان وایدئولوژیها باهم ، سرمالکیت انحصاری حقیقت درجهادند، بهترین گواه بر آنست که حقیقت را نمی بینند. واین مذاهب وعقاید وادیان وایدئولوژیها هستند که برهمه جامعه ها چیره شده اند وعلت العلل همه جنگها وپارگیها ودشمینها وکین توزیها هستند .

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۶۰ – ۶۱ – انسان، نه تابع آغاز، نه تابع پایانست

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۶۰ – ۶۱

انسان، نه تابع آغاز، نه تابع پایانست

دسته‌ها
مهمانان سخن میگویند

رضا علوی : هستی و چیستی تراژدی شصت و هفت

هستی و چیستی تراژدی شصت و هفت

رضا علوی

هر چند که فراوان گفته اند و نوشته اند، اما اندک مردمانی در جهان بر عمق فاجعه پی برده اند. جای بسی شوربختی است که بسیاری از جوانان وطن نخوانده اند و نشنیده اند که در آن تابستان 67 چه گذشت و چه تبهکاری گسترده ای در تاریخ رقم زده شد. حادثه تابستان 67 از فجایع دردناک تاریخ هستی انسان ها بوده است و در پوشه تاریخ نگاشته خواهد شد و ماندگار خواهد ماند و ما برای آیندگان می گوییم و آیندگان برای فرزندان خود و فرزندان آنان برای نسل های آینده.

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۱۷ – ۱۸ – شناختن اشتباهات یک فکر

منوچهر جمالی : نعش ها سنگین هستند ۱۷ – ۱۸

شناختن اشتباهات یک فکر

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 206 – 207

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 206 – 207

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 206 (PDF)

***

دسته‌ها
مهمانان سخن میگویند

ناصر کرمی : ایران و مصر

ایران و مصر

ناصر کرمی

نظام جمهوری اسلامی با بگذشت و چشم پوشی از منافع ملّی ایرانیان در منطقه، با پس گرفتن تمامی انتقاداتی که به کشور مصر داشت و با پذیرفتن همهءِ پیش شرطهای سرانِ این کشور، همچنان در موضعی بسیار ضعیف 1991 مصرانه خواهانِ برقراری ارتباط با کشور مصر بود. امّا سیاست مداران این کشور با این خواستهء سرانِ نظام جمهوری اسلامی برخوردی سرد و بی تفاوت داشتند و مطبوعاتِ کشور مصر همچنان به تبلیغِ نقش منفی و آشوبگری جمهوری اسلامی در منطقه ادامه میداد.

دسته‌ها
چاشنی های اندیشه

هنر نزد ایرانیان است وبس ندارند شیر ژیان را به کس – شیردرنده، و مفهوم شرّوخیر …

هنر نزد ایرانیان است وبس
ندارند شیر ژیان را به کس

شیردرنده، و مفهوم شرّوخیر

نام شیردرّنده ، همان « شِـر یا شـَر» است که به معنای « پاره کننده » یا بطور دقیقتر، ازهم پاره کننده زندگی( ژی ) هست . درست واژهِ« شرّ »، معرب ِ همین واژه است . شیرازهم درنده که پیکریابی خشم ( قهروخشونت وتهدید) است ، برای این عمل جان آزاریش ، « شرّ» است . معنای اصلی « شرّ» این بوده است که هیچ کسی وقدرتی نباید « جان انسانی » را بیازارد ، و« خیر» نیز که مفهوم مقابل شرّ است ، بازمعرب واژه « هیر= ایر» ایرانیست . چنانکه « خیر وخیری » که درعربی به « گل همیشه بهار» گفته میشود نام سیمرغ یا ارتافرورد ( خوشه های جانها= جانان) است ( خدای روزنوزدهم هرماه ، نام دیگرش ، کاوه است که برضد ضحاک برمیخزد ، چون جانها را میآزرده است ) و نام دیگرش « گل بوستان افروزیا حی العالم » است . چون خود خدا ، همه جانهاست، پس آزردن هرجانی ، آزردن خداست ، و هیچکس را نمیشود به « حق » کـُشت ، چون خدا که جانان باشد ، اصل همه حق هاست . پس « خیر» ، مقدس شمردن هرجانی است ولو مشرک وکافروملحد وبودائی وچینی و..باشد. ولی سپس همین اصطلاحات « خیروشرّ » را اسلام ، مصادره کرد ومعانی آنهارا به کلی تحریف ومسخ ساخت . موءمن به اسلام ، خیرشد ، وکافرومشرک ، شرّ گردید ( لعبد موءمن خیرمن مشرک ) . آنچه الله ،برای بنا وحفظ ِ قدرتش خیروشرمیداند ، همه مردم را امتحان میکند،تا همه ، سربه اطاعت او فرو آورند . و« الله خیرالماکرین » میشود . مکرکردن ازالله ، خیرمیشود ، و فخربدان میکند که میتوان سرابلیس را هم کلاه بگذارد . درحالیکه مکروخدعه ، نتیجه ناتوانیست . منش خشمگین ( غضب وارهاب) شیردرنده که درالله هست ، معیارخیروشرّ او میشود . معیارشرّ وخیر، تسلیم شدن به قدرت مطلق اوست و « نیازردن جان » هرانسانی ، که معنای اصلی خیروشربود ، بیکسو نهاده میشود و « کشتن به حق » معیاراصلی خیروشر میگردد . حق آنست که انسان، تابع قدرت الله گردد وناحق آنست که خواهان آزادی باشد و « جان هرانسانی » را معیار نهائی ، حق بودن بداند . ازاین رو هست که هنر، نزد ایرانیانست وبس ، نه نزد اسلام .

http://www.jamali.info/chashniha )

دسته‌ها
از نو سبز و تازه شویم

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 204 – 205

اندیشه هائی از منوچهر جمالی — 204 – 205

***