منوچهر جمالی : بوسه اهریمن – قهقهه برقها ۱۷ – ۱۹
سرودی که جهانی را به جنبش انداخت
***
***
j-asadian@web.de
همچنانکه انتظار می رود، حکومت اسلامی ایران نه تنها به خواست شورای امنیت تن در نمی دهد، بلکه با پافشاری بر غنی سازی اورانیوم و با اجرای سیاست های ستیزه جویانۀ خود، خواهیم دید که این رژیم، بقا و حیات خود را تنها در سایۀ دستیابی به تسلیحات هسته ای می تواند تصور کند.

بارها براي عروسي و ميهماني بزرگان به باغ عشرتآباد دعوت شده بودم. براي عروسي، مولودي و… اما هرگز حال آن شب را نداشتم. پائيز غمانگيزي بود و من به جواني و عشق فکر ميکردم. از مجلسي که قدر ساز را نميشناختند خوشم نميآمد اما چاره چه بود، بايد گذران زندگي ميکرديم. چنان ساز را در بغل ميفشردم که گوئي زانوي غم بغل کردهام. نميدانستم چرا آن کسي که قرار است در اندروني بخواند، صدايش در نميآيد. در همين حال و انتظار بودم که دختر نوجوانی از اندروني بيرون آمد… حتي در اين سن و سال هم رسم نبود که دختران و زنان اينطور بي پروا در جمع مردان ظاهر شوند. آمد کنار من ايستاد. نمي دانستم براي چه کاري نزد ما آمده است و کدام پيغام را دارد.
چشم به دهانش دوختم و پرسيدم: چه کار داري دختر خانم؟
از نظر شریعتی «وضع موجود» اصولاً بد است، زیرا انگونه که باید اسلامی باشد، نیست. او کاملاً تام سخن می گوید، بدون تمایز. هیچ چیز را از هیچ چیز دیگر جدا نمی کند. وضع موجود بد است، چون در تطابق با «حقیقت» نیست، زیرا فلسفه و مسیر تاریخ واقعی اسلام، از زمان انتخاب ابوبکر (که حق علی بود، پس از فوت پیامبر) اصولاً تغییر کرده است. و پس از انقلاب نهایی، در آخر زمان، وضع خوب خواهد شد، زیرا در آنجا «حقیقت» حاکم خواهد شد …
view as word.doc — view as pdf
از« منش مردمی » است که ملت وحکومت وحقوق واقتصاد وهنر، پیدایش می یابد . « منش مردمی » ، بذریست که درشکل دهی به ملت وحکومت (کشورآرائی= سیاست ) و درحقوق واقتصاد وهنر، میشکوفد وپدیدارمیشود . این منش مردمیست که زادگاه ملت وحکومت حقوق واقصاد در فردیتش هست . انسان ، درفرهنگ ایران ، « مردم = مَر+ تخم = امـرو+ تخم » نامیده میشد ، که به معنای « تخم یا بذرودانه خوشهِ ارتا » هست ، و « ارتای خوشه = ارتاخوشت = اردیبهشت » نام دیگر، سیمرغ = خدای ایران » است . « وَشی » دربرخی زبانهای ایرانی به معنای « خوشه » ودربرخی زبانهای دیگرایرانی به معنای « باز، مرغ » است . چنانکه « فره وشی = فروهر » به شکل « انسان بالدار» نقش میشود . همانسان « قوش » که به معنای مرغست ، دراصل همان واژه « خوشه » است . علت نیز اینست که فرهنگ ، خدا را « شخصی » نمیدانست که « فراسوی گیتی واجتماع » میباشد ، بلکه « خدا » ، بیان « پیوستگی ملموس ومحسوس بذرها ی متنوع یا جانهای گوناگون » بود .
درآمد
منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم
صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان
که من آن کهنه بت ها را دگرباره جلا کردم
به بکری زادم از مادر از آن عیسام می خوانند
که من این شیر مادر را دگرباره غذا کردم
از آن مادر که من زادم دگرباره شدم جفتش
از آنم گبر می خوانند که با مادر زنا کردم
اگرعطارمسکین را درین گبری بسوزانند
گوا باشید ای مردان که من خود را فنا کردم. …
view as word.doc — view as pdf
« منش » با « هویت » ، نه تنها فرق دارد، بلکه پدیده ای متضاد با « هویت » نیزهست . « منش » ، اصلیست ( چیتره= چهره= بذرومنشاء ) که « ازخود » ، به خود ، صورت ( چهره ) میدهد ، وخود را میآفریند . چهره ، می چهرد . « هویت » ، یا از « اینهمانی یافتن با دیگری ، یا با ضدیت با دیگری » ، « خود میشود » . ولی درروند ِاینهمانی یافتن با دیگری نیز ، که خود شد ، درست « با آنچه اینهمانی یافته » ضد میشود ، چون دراو ، همیشه نفی وطرد اصالت خود را می بیند . بنا براین ، هویت ، تشخّص ( شخصیت یافتن ) ، از« ضدیت » با دیگریست . او، در « آنچه ، دیگری است » ، « درهرگونه تنوعی » ، ضد می بیند وازآن ضد میسازد ، تا به ازاین راه به خود شکل بدهد .
با سلام
در آخرین ملاقات پدرم که در روز 21 مرداد ماه بود.از وی شنیدم که به مدت یک ماه است که از درد کلیه رنج میبرد و به تازگی با مشکل گوارشی شدیدی مواجه شده که خون زیادی از بدنش دفع میشود.در حدود 2هفته پیش دکترای بهداری زندان رجایی شهر بنامهای دکترچرخگر ودکترفیاض در معایناتی که از پدرم داشتند تایید کردند که کلیه سمت راست پدرم درحال از کار افتادن است وسنگ تولید کرده که با توجه به اینکه در بهداری زندان دستگاههای لازم برای سنگ شکنی و درمان کلیه پدرم موجود نیست اما هنوز مسئولان زندان اقدامی برای بهبودی پدرم انجام نداده اند وگفته اند اگر رئیس زندان موافقت کند در هفته آینده به بیمارستان رسول اکرم در تهران اعزام خواهد شد. اما تاکنون هیچ اقدامی در مورد مشکلات گوارشی ومعده پدرم که گویا خونریزی داشته اقدامی نشده و او در شرایط جسمی فوق العاده بدی به سر می برد وسلامتی وی در خطر است.
همانطور که مطلع هستید دادگاه پدرم به تعویق افتاده و در30 آذر ماه برگزار خواهد شد ولی او نا امید بود که تا آن زمان دوام نخواهد آورد.من از شما و از همه کسانی که محمدرضا پورشجری را میشناسید خواهان کمک و یاریتان برای بهبودی و آزادی او هستم.
با سپاس فراوان و با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی
میتراپورشجری(مهر)
Pirayeh163@hotmail.com
اکنون شايد در حدود ۶۰۰ سال از زمان جهان ملک خاتون – شاعرهی قرن هشتم- میگذرد، به زنان شاعر پيش از او که کم و بيش اشعاری از آنها باقی مانده؛ از قبيل رابعه قزداری و مهستی گنجوی کاری نداريم، چرا که اگر در مقام مقايسه برآييم، شعرهای رابعه بسيار شورمند تر از شعرهای اوست، و نيروی خيال هم در شعر مهستی قابل قياس باجهان ملک خاتون نيست.