منشورحقوق بشر ِکوروش
استواربرفرهنگ سیمرغی، یا زال زری است
نه برآموزه زرتشت، که برضد آنست
« اسلام ستیزی و عرب ستیزی » ، واکنش طبیعی ، در برابر« اسلامست که گوهرش ستیزنده است » .
اسلام وزرتشتیگری ویهودیت ومسیحیت .. وهرگونه دین و ایدئولوژئی، باید درایران ، درفضای « فرهنگ گشوده سیمرغی » قرارگیرند ، تا « اصل قداست زندگی ، به کردار برترین اصل » ، دست اسلام و زرتشتیگری و یهودیت و مسیحیت و هر ایدئولوژی دیگری را، در ستیزه منشی ، ببندد .
هرچه ، تنها راه راست ، و تنها حقیقت را دارد ، چه بخواهد چه نخواهد ، درگوهرش ، ستیزه منش است، ولو بام وشام ، کرنای وعظ محبت و رحم و تسامح و تساهل و مدارائی را ، باد کند .
سکولاریته
و
حقوق بشر
درفرهنگ ایران
مسئله هبوط درادیان نوری
ومسئله پیشرفـت وتجـدد
فرهنگ ایران
برضد اندیشهِ «هـبـوط »
درتورات وانجیل وقرآن
هبوط = بیرون وفروافکندگی
« خاک » و « زن »
جایگاه هبوط : فساد و درد ودشمنی
زال زر، تصویر انسان ِ ضدِ هبوطی
پیدایش اندیشهِ« هبوط » درادیان نوری
برضد اندیشه ِ « انسانی که تخم ِخدا هست»
« خدا»، «بُن هرانسانی هست»،
واین بُن، یاخدا را،
نه کسی میتواند بیرون رانـد،
ونه ِالاهی میتوانداورا فروافکند( اهبطوابگوید)
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
زندگی، مـُقـدس است
خدا هم حق ندارد حکم قتل واعدام بدهد
خـرد ِانـسـان
با
کـشـفِ « جهان ِخـاکی »
خاک را ، ارجمند میکند
کشف جهان ِخاکی،یارستاخیزسیمرغ
سیمرغ ، هنگامی که « خاک» میشود آنگاه ، « خـدا» میشود .
خـدا، درآغاز،« خـدا نیست »، ودراوج ِ«خاکشُدنِ خود»هست
که « خـدا » میشود
زال زر، درخاک ، « پیکریابی خدا » را میدید
سیمرغ ، در زال ِ زر(=انسان)شـدن ، خدا میشود
کیخسرو ولهراسب وگشتاسب، ازخاک فرومایه ، روبرگردانیدند
سکولاریته، درفلسفه،جنبش بازگشت به جهان خاکی بود
زال زر، به کیخسرو، برشالوده همین تضاد نظر
درباره « ارزش ِ جهان خاکی »، به گـُزینش لهراسب
به شاهی ، اعتراض میکند ، وآن را « بیداد» میداند ومیخـروشـد که :
« زبیـداد، هرگـز نگـیریم یـاد »
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
استبداد ، فرهنگ ندارد، بلکه ضدفرهنگست
قهروتجاوزخواهی وتهدیدو وحشت انگیزی
، فرهنگ نیست ، بلکه ضد فرهنگست
هنرِعبدسازی وبَرده سازی و بنده سازی ازانسانها
فرهنگ نیست ، بلکه ضد فرهنگ است
خباثت وخیانت وخدعه گری و خردآزاری ودروغگوئی
، ولو برای غالب سازی هرحقیقتی وهرخدائی باشد
فرهنگ نیست ، بلکه ضد فرهنگ است
هر« ضد فرهنگی»،خود رابنام« فرهنگ» میفروشد
چگونه انسان
بـو قـلـمـون مـیشـود ؟
ازانسانی که اصل ِصورت آفرینیست،
به انسانی که« به آن،صورت میدهند»
واورا به « آلت ، یا وسیله » میکاهند
قدرتمند : آنکه باصورت دادن به انسان ،
انسان را به اندازه ای(معیاری) میسازد ، که میخواهد
هرقدرتمندی ، برضدِ انسانهاست
انسان، سرچشمه قدرتست ، چون اندازه همه چیزهاست
بوقلمون چیست ؟
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
فرهنگ هرملتی، درتوانائی افرادآن
برای هماندیشی وهمکاری آنها باهم
پیدایش می یابد
« مـزه زنـدگـی »
در فرهنگ ایران، در
1 - خـرد بهمنی درهرانسانی ، و
2 - مهر(بستگی ) با داد( حق وعدالت وقانون) ازخـرد انـسان ، و
3 - آفـریدن مدنـیـّتـی که درآن ،
بیم و رزم ورشک ( نابرابری)وخشم وکین نیست ، پیدایش می یابد
این اندیـشه درفـرهـنگ ایران، در
پیکریابی سیمرغ ( ارتا فرورد)
درخرداد وامرداد ، عبارت بندی میشـد
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
نزدیک به سی سال هست که
رژیم مردمخوار اسلامی ، با همکاری
اپوزیسیون درخارج ، که درکرّنای آزادی میدمد
کوشیدند که با توطئه سکوت ، اندیشه های مردمی وآزادیخواهانه منوچهرجمالی را خفه سازند
وهنوز این دشمنی را با آزادخواهی و فرهنگ ایران
که درآثارجمالی موج میزند ، ادامه میدهند
وبی خبر ازآنانند که آتش ِ اندیشه های فرهنگی او
درایران ، تبدیل به حریق شده است
بگذار ازخیانت خود، تا میتوانند، کام ببرند
درجـُستجوی مـزه زنـدگی
سکولاریته
یا
بازگشت هاروت وماروت
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
تعریفات عبید زاکان درباره اسلام وشیوه حکومتش
قاضی کیست؟ : آنکه همه اورا نفرین کنند
عدل چیست ؟ : آنکه هرگز راست نگوید
بهشت چیست؟ : آنچه نبینند
حلال چیست ؟ : آنچه نخورند
مال ایتام واوقاف چیست ؟ : آنچه برخودازهمه چیزمباح تردانند
دارالقضا ( دادگستری) کجاست؟ : عتبه( آستان) شیطان
اصل سکولاریته چیست ؟
ازخود طلب ، که هرچه طلب میکنی زیار
در تنگنای کعبه و درسومنات نیست
مـزه ِ زنـد گـی
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
شما شاهنامه شناسان، شاهنامه را عدم ساخته اید
ای زمین های ریگ که هیچ تخمی درشما نمیروید وغیرقابل کشت هستید، شرم ندارید،
که درخود، انبارتخم را که شاهنامه باشد ریخته اید،
ولی جزسطحیات بی معناو بی خاصیت، ازاین رمزها،از زمین شعورتان و از بررسیهای بیش ازحد علمی تان، نروئیده است وهرگزنخواهد روئید. این علمی بودن، نیست که اندیشه های مرموز درشاهنامه را میشکوفاند. این وجود خود شماست که زمین ریگ، زمین غیرقابل کشت شده است
که تخم ها درآن میسوزندو خروارها تخم را معدوم ونابود میسازند. شما دراین زمین شعورو روان وضمیرتان که ریگ است، شاهنامه را به رغم ادعای علمی بودن، معدوم میسازید . شما شاهنامه را به رغم همه بزرگداشتهای رسمی و پرطنطنه و پر دبدبه، عدم میانگارید و در بررسیهای علمی خود، مشغول « عدم شناسی » هستید . شما شاهنامه را دربررسیهای علمی تان ، عدم ساخته اید و نام این عدم سازیها را شاهنامه شناسی و ایرانشناسی هم گذاشته اید
ازکتاب زال زر یا زرتشت
سکولاریته
بازگشتِ زُهـره یا« رام »
در روان هاست
نه « ترجمهِ مفاهیم خشک پیچیده ازغرب»
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
عــرفــان ســکــولار
درچهارجلد اثرمنوچهرجمالی
در 1500 صفحه
مولوی مطرب معانی - مولوی صنم پرست
مولوی وسایه سیمرغ - مولوی وسایه هما
بُـن ِآفرینندگی
پیوندِ گـَرمی با تـری
یا پیوندِعشق باتازگی است
Synergie، بُـن آفرینندگی
ززُهدِخـُشک ملولم، کجاست باده ناب
که بوی باده، مدامم ، دماغ ، تر دارد
بردر« میخانه عشق »، ای ملک، تسبیح گوی
کاندرآنجا ، « طینت آدم » « مُخـمّـر» میکنند حافظ
باده ، درفرهنگ ایران، پیوندِ « اصل ِ گرمی »
با « اصل ِ تری وتازگی » بود
زمان، سـپـنـجی، یا« یوغی» وآفریننده است
« سـپـنـجـی = سکـولار »
« سپنجی سرای » ، درک عاریتی بودن ِجهان نبود
بلکه درک انسان، به کردار ِخانه ای بود
که درش به هرتازه ای گشوده است تا باهم، جشن بگیرند
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
هـوّیت ایرانی، «هومان» یعنی « وهومن» یا
«خردِ زاده ازگوهرخود انسان» است
فرمان، به معنای اندیشه و هماندیشی است
تنها مرجعیت ایرانی، فرمانیست که این خرد به او میدهد
نه قرآن ، نه گاتا، نه کتاب یا آموزه مقدس دیگر
چـرا « بـینش بنیادی ِجهان ِهستی »
درفـرهـنگ ایـران
در « جـام جـم » اسـت
نه درقرآن ، نه درگاتا ، نه درتورات، و نه درانجیل ، و نه درکاپیتال، ونـه درکتاب مقدس دیگر ...
هـرانـسـانی با جـام جـم ِخـردش،
« انـدازه ِهـمه چـیزها » مـیشـود
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
فرهنگ ایران ، فرهنگ فراسوی ادیان و مذاهب است
کورش، آزادی به بت پرستان داد
دینها در آن موقع بت پرستی بودند
اسفندیار، نخستین مبلغ زرتشت، برعکس او بت شکن بود
اهریمن را زرتشت، خلق کرد
فرهنگ ایران، اهریمنی درجهان نمیشناخت
از« ارج ِ انسان »
یااز« معراج انسان»
با خردش ، به مینو
ارج= سیمرغ درون انسان
هنگامی« معراج » ، ویژه برگزیدگان شد،
ارج انسان (=بُن ِ حقوق بشر)، قربانی شد
چرا درفرهنگ ایران ، انسان یا « من »، در اندیشیدن ومنیدن ، مرغ چهارپری میشود، که به معراج میرود، وبه سیمرغ، یا خدا، یا « بُن آفرینندگی جهان وزمان » می پیوند ؟
منیدن، یا اندیشیدن درپژوهیدن ، معراج به مینو،یا آسمانست
من (= مینویاتخم ) در روئیدن وبالیدن، مینو(= آسمان) میشود
« فروهر» که یکی ازنیروهای انسانست، به معنای « فرازرویاننده و فرازبالاننده » است ، که « نیروی معراجی بُن انسان یا- َمنه- به بُن کیهان وزمان » است
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
ایجاد مرکزتولید انرژی خورشیدی
درکــویــر ایــران
بجای تولید انرژی هسته ای
اصل سکولار، یا « زنخداخرداد»
خدای ِ« رسیدن به آرزو» درگیتی
خد ائی که آرزورادرگیتی نقد میکند
VIEW AS HTML --
VIEW AS WORD.DOC --
VIEW AS PDF
بنیاد حقوق زنان درایران
تا فرهنگ زنخدائی ایران ، که فرهنگ ارتائی- سیمرغی میباشد ( و بکلی با زرتشتیگری فرق دارد) ، ازنو دراندیشه ها و روانها زنده نگردد ، ریشه تبعیض حقوق زنان را در شریعت اسلام ، نمیشود ازجا کـَـنـد .
فرهنگ زنخدائی ایران ، تصویر انسان و خدا را که بنیاد همه حقوقست ، درنهاد جامعه عوض میکند .
تا این تصویر انسان و خدا در اذهان تغییرنکرده است ، با ترجمه منشور حقوق بشر، که پیآیند تحولات اندیشگی و روانی درفرهنگ غربست ، نمیتوان جزو کالای وارداتی به ایران وارد ساخت ، و آمپول آنرا دراقدامات سیاسی، به مردم تزریق کرد .




