jamali.info header

 

درهرانسانی، امام وصاحب زمان، حاضرهست
امام زمان
که رام میباشد، مادرو اصل زندگیست
صاحب زمان، انبازش بهرامست که اصل تحول و بینشست
واین دو قرین هم، درکاریز(چاه) ضمیرهرانسانی، هستند
ودرهمپرسی باهم، میزان حکومت وجامعه هستند
درهریک ازما ، امام وصاحب زمان هست
همه حکومتها جزما ، غاصب هستند

منشورحقوق بشر ِکوروش
استواربرفرهنگ سیمرغی، یا زال زری است
نه برآموزه زرتشت، که برضد آنست

« اسلام ستیزی و عرب ستیزی » ، واکنش طبیعی ، در برابر« اسلامست که گوهرش ستیزنده است » .
اسلام وزرتشتیگری ویهودیت ومسیحیت .. وهرگونه دین و ایدئولوژئی، باید درایران ، درفضای « فرهنگ گشوده سیمرغی » قرارگیرند ، تا « اصل قداست زندگی ، به کردار برترین اصل » ، دست اسلام و زرتشتیگری و یهودیت و مسیحیت و هر ایدئولوژی دیگری را، در ستیزه منشی ، ببندد .
هرچه ، تنها راه راست ، و تنها حقیقت را دارد ، چه بخواهد چه نخواهد ، درگوهرش ، ستیزه منش است، ولو بام وشام ، کرنای وعظ محبت و رحم و تسامح و تساهل و مدارائی را ، باد کند .

رژیم اسلامی درایران، کتابهای منوچهرجمالی را با
تحریفات مطالب به سود اسلام ، چاپ ومنتشرمیسازد

 

بدون ریشه دوانیدن در فرهنگ اصیل ایران
که فرهنگ خانواده سام - زال - رستم
که فرهنگ سیمرغیست
به هیچکدام از آزمانهای خود نخواهیم رسید

مولوی بلخی
وریشه اندیشه هایش
درفرهنگ زنخدائی ایران


ABOUT MOLAVI'S THOUGHTS: PAGE 1, PAGE 2

کتاب


مـولـوی بـلخی
و
ســایـهِ ســیمُـرغ

جستجوی ریـشه های« فـرهـنگ سـیمـرغی »
درغزلیات مولوی بلخی

باز ســـازی فـرهـنـگ سـیمـرغی

داستان سام وزال وسیمرغ
داستان جنگ گاو برزیگربا گاوشاه، دربهمن نامه ایرانشاه بن ابی الخیر
داستان دخمه سیامک واینکه سیامک،سیمرغست درگرشاسپ نامه اسدی
داستانهای پرواز(معراج) جمشید و کیکاوس درشاهنامه فردوسی
داستان فریدون و نوشیدن شیر گاوپرمایون درشاهنامه
نوشیدن افشره هوم + فـَرش (گرشاسپ نامه )
داستان پدرضخاک، که گاوان شیرده فراوان داشت درشاهنامه

ISBN 1 899167 66 8
KURMALI PRESS
LONDON
2006 SEPTEMBER
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

کتاب


مـولـوی بلخی
وســا یــهِ هُــمـا

پـژوهـش درغـزلـیـات مـولـوی
جلد ِ سوّم : مولـوی بـلخی و سـایـه ُهـمـا
جلدیکم : مولوی بلخی، مطرب معانی
جلد دوم: مولوی صنم پرست

سرچشمه اندیشـه های مولوی
فرهنگ ِ سیمرغی است
فردوسی توسی و مـولـوی بلخی

ISBN 1 899167 66 8
KURMALI PRESS
LONDON
2006 APRIL
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

کتاب


مـولـوی ِ
صـنم پَـرَست

بازگشت به کـفـروشِــرک
درعـرفـان و شـعـرایـران

جلد دوم
پژوهشی در باره غزلیاتِ مولوی بلخی
مـنـوچـهـرجـمـالـی
کاشف فرهنگِ زنخدائی یا سیمرغی ایران

ازانتشارات
ISBN 1 899167 56 0
KURMALI PRESS
LONDON
دسامبر 2005
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

کتاب


طرب منم، طرب منم، زُهره زند، نوای من

مولوی بلخی
« مطربِ معانی »
رستاخیز ِ« رام » ، فرزند سیمرغ

کاشف فرهنگ زنخدائی ایران
« بنیاد فرهنگ ایران »

ISBN 1899167 42 0
KURMALI PRESS
LONDON
October 2004
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

بنیاد آزادی اقلیت ها و اندیشه درقرآن
این حُکم هست که درسراسرتاریخ اسلام
اجراکرده اند و میکنند وخواهندکرد
رهبران دیگراندیشان را بکـُشید = فقتلوا ائمة الکفر

ولی فرهنگ سیمرغی- زال زری براین استواراست
که دربن هرانسانی،
بهمن وسیمرغ ، یا خدای خرد و خدای مهر است
و کسیکه حکم قتل انسانی را میدهد
نه تنها خدا نیست
بلکه درهرقتلی نیز، خدا را ازسرمیکـُشد

زال زر  و پـر ِسیمرغ
« پـر » ، چیـسـت ؟
چرا خدای ایران
پـرخود را به هر انسانی میدهد ؟
چرا ما همه ، زال زرهستیم ؟
چرا ما همه جـمشـیدیـم ؟
چرا سیمرغ( خدا = اصل نوشوی)
به ما ، « پـَـرَش » را میدهد ؟
وچرا به انسان ،« کتابی یا آموزه ای یاشریعتی یا امرونهی ای» نمیدهد ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سـبـزی و روشــنی
یا
بینشی که زندگی راتروتازه میکند

بُن جهان ِهستی، سبزوروشنست

«بُن ِهرانسانی»، درفرهنگ ایران
«روشنی وسبزی ِآسمان»است

ای آسمان که برسرِما ، چرخ میزنی
درعشق آفتاب ، تو همحزقه منی
والله که عاشقی و، بگویم « نشان عشق »  :
بیـرون وانـدرون ، همه سرسبزو روشـنی

« خضری» ، به میان سینه داری
درآب حیات وسبزه زاری

همه، سرسبزترازسوسن و ازشاخ گـُلیـم
روح مطلق شده و،   تابـش جـانیـم هـمـه
مولوی بلخی
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ازخنده به آنچه تُخمیست
چرابه آنچه تـُخمیست،میخندند؟
چرا درگیتی ، چیزی« ازخودش، نیست»؟
تخم ، یا « آنچه ازخود» ، « هست »

چرا ما
« بی اصالت بودن ِخود » راجشن میگیریم و ازآن ، کام می بریم
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

خـرد ِانـسـان
با
کـشـفِ « جهان ِخـاکی »

خاک را ، ارجمند میکند

کشف جهان ِخاکی،یارستاخیزسیمرغ

سیمرغ ، هنگامی که « خاک» میشود آنگاه ، « خـدا» میشود .
خـدا، درآغاز،« خـدا  نیست »، ودراوج ِ«خاکشُدنِ خود»هست
که « خـدا » میشود

زال زر، درخاک ، « پیکریابی خدا »  را میدید
سیمرغ ، در زال ِ زر(=انسان)شـدن ، خدا میشود

کیخسرو ولهراسب وگشتاسب، ازخاک فرومایه ، روبرگردانیدند

سکولاریته، درفلسفه،جنبش بازگشت به جهان خاکی بود

زال زر، به کیخسرو، برشالوده همین تضاد نظر
درباره « ارزش ِ جهان خاکی »، به گـُزینش لهراسب
به شاهی ، اعتراض میکند ، وآن را « بیداد» میداند ومیخـروشـد که :
« زبیـداد، هرگـز نگـیریم یـاد »
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

درهرانسانی، امام وصاحب زمان، حاضرهست
امام زمان
که رام میباشد، مادرو اصل زندگیست
صاحب زمان، انبازش بهرامست که اصل تحول و بینشست
واین دو قرین هم، درکاریز(چاه) ضمیرهرانسانی، هستند
ودرهمپرسی باهم، میزان حکومت وجامعه هستند
درهریک ازما ، امام وصاحب زمان هست
همه حکومتها جزما ، غاصب هستند

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
فردوسی

« عـجـم » چیست ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« خـرد »
بـیخـتن ِجان(سیمرغ)
از سوراخهای ِحواس
انسان هـست
خرد، ازحواس، غربال میشود
خود-افشانی ِپروین( بهمن وهما )
ازپرویزن ِخود(خودراازخود، بیختن)
خردِ بنیادی جهان، غربال ِخود نیزهست

انسان ، نائی که نه سوراخ دارد

نائـی بـبـُریـد از نیـسـتان ،    اُســتـاد
بـا نـُه سـوراخ و ، آدمش ، نام نهاد
ای نی ،      تو ازاین لب آمدی در فریاد
آن لب را بین ، که این لبت را ، دم داد
مولوی بلخی
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« خـرد »
اصل ِپـذیـرنـدگی درجهـان
خـرد ، غـربـال هست

خرد،  که بیخ ِآفریننده جهان هست
بیخ ِ هرانسانی نیزهست
بیخ
« گـره، یا اصل پیوند دادن» میباشد

ایرانیان به «ضامن»،« پـذیـرفـتـار» میگفتند.

« پـذیـرفـتـن» ، «جُستن ِجفت ویاروهـمال » ،
برای ِ « باهم  آفریدن» است
هـمال=ham- artha =هم ارتا=هم بـیخ
 (راد ، رَتـو، رَد )= بیخ واصل

درفرهنگ ارتائی ،»  خردِسنگی= آسن خرد»
« ضامن ِزندگی » در اجتماعست
« آسن خرد، یا خرد سنگی»
که «مینوی خرد» نیزنامیده میشود
 « ضـامـن ِ»
آفرینندگی ونگهداری وساماندهی زندگی در اجتماعست

خرد ، غربالیست که همه چیزهارا می بیزد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چراخدای ایران،مادرِزنـدگی
به پیکـر ِ«آهـو» درمیآیـد؟

چرا ، امام هشتم ، علی پسرموسی الرضاء
« ضـامن آهـو=ضامن اصل زندگی» ساخته شد ؟
اصل زندگی را به کردار ِ جفت یا معشوقه خود میپذیرد
ضامن، درفرهنگِ سیاسی ایران، چه معنائی دارد؟
حکومت، ضامن ِمعیشتِ کل ملت دررفاه است

ایرانیان به « ضامن » ،« پـذیـرفـتـار» میگفتند.

« پذیرفـتـن»، جُستن ِجفت ویار، برای آفریدنست

خـرد، « اصل ِپذیرندگی درجهان »
خرد، ضامن ِهمه چیزدرجهانست

درفرهنگ ارتائی،» خردسنگی= آسن خرد»
« ضامن ِزندگی » در اجتماعست
« آسن خرد یا خرد سنگی» که «مینوی خرد» نیزنامیده میشود
 « ضـامـن »
آفرینندگی ونگهداری وساماندهی زندگی در اجتماعست

ضامن آهوشدن
« ضامن ِ اصل زندگی شدن، یا ضامن رفاه عمومی شدنست »
و رابطه اش با مفهوم « داد » درایران
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

تاریخ ، میدان نبرد قدرتها باهم بوده است
وفرهنگ اصیل ایران که درایرج( ارتا=اِرِز) درشاهنامه پدیدارمیگردد
، برضد اصل هرگونه قدرتخواهیست
پس چگونه میتوان« فرهنگ ایران» را درتاریخش کشف کرد؟

مفهـوم ِ« دشـمـنی »
در« دیـن جهـادی»  ودر «فرهنگ سیمرغی-ارتائی »

چرا خدای ایران
به پیکـر ِ« آهـو » درمیآیـد؟
آهـو= گیرائی و گریزندگی
پیوندِ«کشش باجستجو» درتصویرشکار
آهو، بازیبائی چشم وخرام دلکشش، دل رامیگیرد ومیگریزد!

چرا ، امام هشتم ، علی پسرموسی الرضاء
« ضـامن آهـو» ساخته شد ؟
ضامن، درفرهنگِ سیاسی ایران، چه معنائی دارد؟
حکومت، ضامن ِمعیشتِ کل ملت   دررفاه است
چرا بهمن ، پسراسفندیارکه درگسترش ِدین زرتشتی درجهاد با سیمرغیان بود ،
عاشق آهو( بیدخت، دخترسیمرغ) شـد؟

« زنخدای مهر= رام = جی= زندگی= بیدُخت» است
« آهـوی رمنده و گریزنده » میشود
تا دل دشمن خود را، در عشق ، شکارکـنـد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مفهـوم ِ« دشـمـنی »
در« دیـن جهـادی»
ودر
«فرهنگ سیمرغی-ارتائی »

ارتـائـیـان : خانواده سام+ هخامنشیان+ اشکانیان

ساسانیان، زرتشتی، و درجهاد با ارتـائـیـان بـودند

چرا خدای ایران
به پیکـر ِ« آهـو » درمیآیـد؟

درفرهنگِ ارتائی- سیمرغی ِایـران
« دشمن » ، انسانی است خـُفـتـه
که میتوان  اورا باتلنگر بـیـدارسـاخت
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مفهـوم « دشـمـنی »
« دشمن »  درفرهنگ سیمرغی ایران ،
نه «اهـریـمـن ِ» زرتـشـتی است
و نه «ابلیس وکافرومشرک وملحدِو مـرتدِ» اسلامی
با «اهریمن » وبا   « کافر= پوشاننده حقیقت »
فقط میتوان « جهاد» کرد

درفرهنگ سیمرغی ِایران
« دشمن » ، انسانی است خـُفـتـه
که میتوان  اورا با   تلنگربـیـدارسـاخت
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ما دوزخی را که در میهنمان ساخته اند
بافرهنگ اصیل ایران
تبدیل به بهشت خواهیم ساخت
ما به بهشت بیگانه نمیگریزیم
فرهنگ ، هنرساختن ِبهشت از دوزخست

ایـن چـیسـت ؟ که همیشه
«سرگردان وبیکس وآواره» است؟
این سرگردان وبیکس را ،
 مهمان کردن ، « سـپنج » دادنست
« حقیقت ِ هـمیشـه نـو و سـرگردان »
« آهـوی وحـشی »
حقیقت، و یاخدا، ویا« مایه ِهستی »
اصل سرگردانی وبیکسی و آوارگیست
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چرا مزه زندگی ، آهوی وحشی است ؟
رفـیـق ِبیکسان =سیمرغ ورام= آهـو

الا ای آهوی وحشی کجائی      مرا با تست چندین آشنائی
دوتنها و دوسرگردان ، دوبیکس    دد و دامت کمین ، ازپیش وازپس
بیا تاحال همدیگر بدانیم      مراد هم بجوئیم ، ار توانیم
که خواهدشد، بگوئید ای رفیقان     رفیق بیکسان، یار غریبان ؟
مگر« خضرمبارک پی » درآید       زیمن همتش ، کاری گشاید
حافظ شیرازی

آهوی وحشی ، رام ، بیدُخت، دخترسیمرغ است
آهوی وحشی ، وای ِبه ،« خضرفرّخ پی » هست

« آهـو » ، همان « آسو aasu» میباشد، که
هم « سرعت جنبش یک چیزدرخارج» خوداست
وهم
« سرعت دگردیسی یا تحول خودآن چیزدرگوهرش»
میباشد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مهرگان که میترا کانا یا میترا گانا باشد
به معنای زنخدا مهر است که سیمرغ بوده است
نه این میتراس که الهیات زرتشتی، بنام خدای مهر
جانشین سیمرغ ساخته است
آنچه بنام خدای مهر، درمقالات و نشریات ،علم کرده میشود
کسی جز ضحاک نیست که خدای پیمان برپایه قربانی خونی بوده است

درجـُستجوی مـزه زنـدگی

سکولاریته
یا
بازگشت هاروت وماروت
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مـزه ِ زنـد گـی
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

اهورامزدای زرتشت، جهان همرزمان خود را آفرید
الله ِ محمد ، جهان مجاهدان خودرا خلق کرد
سیمرغ با انبازهای خود، که انسانها وجانها باشند
باهم ، جهان مهررا آفریدند

جهان مهر را میتوان باهم آفرید و باهم سیمرغ شد
ما،« آفرینندگان باهم» هستیم ، نه مخلوق و آفریده خدائی

سکولاریته
بازگشتِ زُهـره یا« رام »
در روان هاست
نه « ترجمهِ مفاهیم خشک پیچیده ازغرب»
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ما که بـه آواز سیمـُرغ
سخن میگفته ایم
چرا رقصیدن در اندیشیدن ِ
به آوازسیمرغ را
فراموش کرده ایم؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« عـقـل »
تـیغ ِروشـنائی ازآهـن سرد
است که می بُـرّد، وازهم
جدامیسازد

چـرا ، عـقـل ِســرد
نیاز به « گرمی ِ اصـل زندگی » دارد ؟

تضـادِ « عـقـل » با « خـرد»

انسان با « بـسـودن پدیده ها »،
کشفِ راز ِگیتی وزمان را میکند
داستان  عطاروفردوسی ازبزرگمهر
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چرا  انـدیـشـهِ روشـن
درفرهنگ ایران، پیآیند ِ
گرمی ِبُـنمایهِ انسان، هست؟
چرا،عقل برونسوگرا، در روشن کردن،
مِـهـر را مـیکُـشـد ؟
درفرهنگ ایران، گرما، اولویت برروشنی داشت
درزرتشتیگری، روشنی، برگرما، اولویت پیداکرد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« دروغ »
به معنای « اصل ضدِ زندگی » است
نه به معنای « گفتار ِناراست وکـذ ب »

دروغ ، به معنای « دریدن، وازهم شکافتن
وازهم پاره کردن ِجـان وخـرد » است

معنائی که ما امروزه از« دروغ » داریم
مارا از شناخت فرهنگ ایران، بازمیدارد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« داسـتـان » ، چـیـسـت ؟

معنی اصلی « داستان » ، « دیـن » است
شاهنامه که داستانهای ایرانست
یک کتاب ِ « دیـنی » هست ؟

سیمرغ ،« نخستین عنصر،یا مایهِ جهان » بود
« مُرغ »، به معنای« اصل دگـردیسی » هست

سـیـمُـرغ ، همان « رپـیـتـاویـن » میباشد
که پیوند گرمی با خویدی هست
وازاین « مایه نخستین » است
که جهان، بـر کشیده میشود ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

بُـن ِآفرینندگی
پیوندِ گـَرمی با تـری
یا پیوندِعشق باتازگی است
Synergie، بُـن آفرینندگی

ززُهدِخـُشک ملولم، کجاست باده ناب
که بوی باده، مدامم ، دماغ ، تر دارد
بردر« میخانه عشق »، ای ملک، تسبیح گوی
کاندرآنجا ، « طینت آدم » « مُخـمّـر» میکنند حافظ
باده ، درفرهنگ ایران، پیوندِ « اصل ِ گرمی »
با « اصل ِ تری وتازگی » بود

زمان، سـپـنـجی، یا« یوغی» وآفریننده است
« سـپـنـجـی = سکـولار »
« سپنجی سرای » ، درک عاریتی بودن ِجهان نبود
بلکه درک انسان، به کردار ِخانه ای بود
که درش به هرتازه ای گشوده است تا باهم، جشن بگیرند
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

خـرد، اصـل ِرادی
تـاج ، نـمـاد ِ
«مرجعـیت ومعـیاروبهم بستگی»
درنظام اجتماع واخلاق بود
تاج ، درتاریخ ، گرفتار ِتضاد
« ایمان » با « جـوانمردی » شـد

مسئله تاج ، درپیکاربهمن ِزرتشتی
با فرامرزسیمرغی، پسررُستم
جوانمردی فرامرز ، وناجوانمردی بهمن

گوهر ِایـمان، ناجـوانمردیـسـت

اخلاص ِعـمل ِعـلی ، به بهای ناجـوانمـردیـش
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« تــُرنج » ،
یا « گوی سرخ وسپید= دورنگ»
« گـوی ِ بـاز »
نمادِ حقانیت به حکومت درایران

نام دیگر ِتـُرنج، کـواد= قـُباد است

« قباد » ، پیوند یابی دونیرو، از نیروی سومیست
که سرچشمه « روشنی وبینش وحق » میگردد

چراهـرانسانی، قـباد است؟
قباد،به معنای اصل ابتکاروپیشروی ونوآوریست

پـیـوندِ انـدیشهِ شـاهی(= حکومت )
با مفهـوم « قـباد »

شاهی ، « همکاری ِسه قباد یا سه نیرو باهم » اسـت
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سـرفرازی وسرکـشی ِآتـش
زادگاه ِ آزادیست

1- نزد زال زر، انسان، تخم آتش است
تخم آتش، یعنی « تخم ارتای خوشه » ،
یا تخم سیمرغست. انسان، فرزندوهمگوهرخداست
گوهرانسان، شعله میکشد وگشتگاهِ به گرمی وروشنیست
2- زرتشت، تخم آتش را ازبهشت میآورد
آتش، مخلوق اهورامزدا میشود ، ودیگر،هم گوهرباخدانیست
و اهورامزدا ، دیگر، گوهر خوشه ای ندارد . روشنی ازاین پس
ازمتامورفوز ِ گوهرانسان، پیدایش نمی یابد.
3- دریونان وغرب، پرومتئوس،
آتش را از زئـوس، خدای خدایان، میدزد د،
که از انسانها، دریغ میدارد
4- دراسلام ، الله ، آتش را که ابلیس است ، خلق میکند
ولی ازاو، برضد فطرتش، خمیدن ( =اطاعت ) میخواهد
فطرت انسان، « طینی، برضد آتش » است
فطرت انسان، اطاعت کردن، برضدآزادی ِفطریش هست
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« شعـلـهِ آتـش »
در فـرهـنگ ایـران
اَلاو= ال+ لو= پیچهِ سیمرغ+ عشق ِسیمرغ

درتبری، ال و ال پر= شعله آتش
ا َل = شعله آتش = سیمرغ
ال پَر= شعله آتش= پرتوسیمرغ + پـروبرگِ سیمرغ
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

درفرهنگ ایران
کـعـبه، درهـرخانه ایست

اجاق یا آتشدان،در هـر خـانه ای
تن ِ سیمـرغـسـت که درونش
آتش ِبهرام ، زبانه میکشد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

انسـان، خـانـه است
خـانـه ِ رقـصـان وبال دار
« رقـّاص ِ بـنـّا »
چگونه اصل فـرَشـگـَرد
که اصل رقص است
خانهِ وجودِ انسان رابنامیکند؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

با زال زر که فرزند و جفت سیمرغ است
فرهنگ سیمرغی ایران، استوارگردید. این فرهنگ سیمرغیست که
سرچشمه عرفان بطورکلی و بنیاد اندیشه های
مولوی بلخی، به ویژه است
بی زال زر، نمیتوان مولوی بلخی را شناخت

سـیـمــرغ ، خدای مِـهــر
یا « صنم ِسپهرچهارم »
عنکبوتیست که
با تارهای تراویده ازجانش
گیتی یا خانه اش را می تند

خدای ِدی به دین (روز23) ، یا « شنبلید »
عنکبوتیست که « خانه اش، گیتی »را می تند

Metamorphos
= وردنه vartenak
متامـُرفـُز = فـَرگـَرد= فروهـر
بُـن انسان وخدا درفرهنگ ایرانست
عنکبوت ، زنبور عسل
پروانه ، کرم ابریشم
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

انـسـان وخـردِ سَـنجـِه ای
یا خرد ِمعـیاری ِاو

سـام ، و خـیـزش خـردِ انسـانی
برضـدِ « گـُناه » و« تـرس »
چرا ، خـردِ سام ، سنگی است؟

خردِ سنجه=آسَـن خرد=خردِسنگی
خرد سَـنجه= خردی که معیارهمه چیزهاست
که خرد سنگی = خرد آیـنه ای = جـام جـَم
میباشد، دربُـن هرانسانی هست

سر ِمـایهِ مـرد ِ سـنگ وخـرد
به گیتی ، « بی آزاری » اندر خورد
فردوسی
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سـام ، و خـیـزش خـردِ انسـانی
برضـدِ « گـُناه » و« تـرس »
--- سـام ، رامـشگـر ِعـارف ---
« انـدیـشــه های رقـصـان »

الهی که بنام گناه، میترساند ومیآزارد
برضد زندگی (= اژی ) ست
( اِلاه=اژدهـا= ضحاک )

« بخش نخست »
پهلوان، یـا سـرود ی که نـو میکـنـد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

بُن یا فطرت ما، جمشید است که فرزند سیمرغ بود
و سیمرغ ، مرغ پیروزی است
اصل نوشوی ِهمیشگی است
چون همیشه ازخاکسترش، ازنو زبانه میکشد
دشمنان، میخواهند پاسارگاد و تخت جمشید را ازبین ببرند
هرچند الله، خالق بیم است ولی جمشید، ریشه بیم و بیم آوران
را از بُن کند، و درآینده نیزازبُن خواهد کند بود
و جمشید درما ، تخت جمشیدی بزرگترخواهد ساخت
ما سازندگان تخت جمشید ها هستیم

« وسـوسـه»، نـشـان ِسـیمـرغست،
که ازاللّه ، بنام« ابلیس وَخنّاس »، رانده شده،ولی درخردِانسان، مانده

نشان ِ خدا، یا« نشان ِ بُن آفریننده» (= فطرت)، درانـسـان ودراجـتماع ،
« زخمیست که در نهان ِ» آنهاست

« ابـلیـس» ، همان سـیمـرغـست
که در درون هرانـسانی
به صلیب ، کشیده شـده است،
وهمیشه ازنـو، بـرپـا میخیزد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چـرا « بـینش بنیادی ِجهان ِهستی »
درفـرهـنگ ایـران
در « جـام جـم » اسـت
نه درقرآن ، نه درگاتا ، نه درتورات، و نه درانجیل ، و نه درکاپیتال، ونـه درکتاب مقدس دیگر ...
هـرانـسـانی با جـام جـم ِخـردش،
« انـدازه ِهـمه چـیزها » مـیشـود
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

از نـقـشـانـدیـشـی
(نـقـش + انـدیـشـی )
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

از مولوی شناسی رایج ما
و
گامی دیگرگونه از پرفسور جمالی
حمزه مشگین نفس
مقاله از ایران
VIEW AS HTML -- VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC -- VIEW THIS ARTICLE AS PDF

ازجنگ « اهـورامـزدا» با « سـیمـُرغ » ،
که« خـدای عشق » است
تا جـهـادِِ الـلـّه ، با « سـیـمـرغ »
که هـمان « ابـلـیس» میباشد،
کـه« شــــاه پـریــان» اســــت
و درضمیرهـرانسانی، آشـیانـه دارد

پـَری = فـَری = عـشـق وجـُفـت بـودن
آشـیانه سیمرغ ، در« سـنگ = ابـرسـیاه و آذرخـش »

« سـنگ » ، بـه معـنای
« خانهِ عـشق و وصـال» بوده است
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« هـمیشه سـبـزبـودن »
غایت فرهنگ ایران، در« زندگی درگیتی » هست
چرا « خـرد ، سـبـزپـوش است » ؟

« غـایـتِ » زال زر
« همیشه سـبزبودن ِ زندگی »، درگیتی است
« غایت » زرتشت ،« همیشه سبزبودن »
درفراسوی گیتی،دربهشت(مینو)ممکن میگردد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سیمرغ ، نام « فرهنگ اصیل ایران» است ، که متعلق به دوره پیش از زرتشت نیست ، بلکه همیشه زنده است ، و همیشه از قدرتمندان حکومتی و دینی ، سرکوبی شده و میشود ، وهمیشه خودرا ازنو ، عبارت بندی میکند، و چهره نوین، به خود میگیرد

ABOUT MOLAVI'S THOUGHTS: PAGE 1, PAGE 2