jamali.info header

 

درهرانسانی، امام وصاحب زمان، حاضرهست
امام زمان
که رام میباشد، مادرو اصل زندگیست
صاحب زمان، انبازش بهرامست که اصل تحول و بینشست
واین دو قرین هم، درکاریز(چاه) ضمیرهرانسانی، هستند
ودرهمپرسی باهم، میزان حکومت وجامعه هستند
درهریک ازما ، امام وصاحب زمان هست
همه حکومتها جزما ، غاصب هستند

منشورحقوق بشر ِکوروش
استواربرفرهنگ سیمرغی، یا زال زری است
نه برآموزه زرتشت، که برضد آنست

« اسلام ستیزی و عرب ستیزی » ، واکنش طبیعی ، در برابر« اسلامست که گوهرش ستیزنده است » .
اسلام وزرتشتیگری ویهودیت ومسیحیت .. وهرگونه دین و ایدئولوژئی، باید درایران ، درفضای « فرهنگ گشوده سیمرغی » قرارگیرند ، تا « اصل قداست زندگی ، به کردار برترین اصل » ، دست اسلام و زرتشتیگری و یهودیت و مسیحیت و هر ایدئولوژی دیگری را، در ستیزه منشی ، ببندد .
هرچه ، تنها راه راست ، و تنها حقیقت را دارد ، چه بخواهد چه نخواهد ، درگوهرش ، ستیزه منش است، ولو بام وشام ، کرنای وعظ محبت و رحم و تسامح و تساهل و مدارائی را ، باد کند .

رژیم اسلامی درایران، کتابهای منوچهرجمالی را با
تحریفات مطالب به سود اسلام ، چاپ ومنتشرمیسازد

 

جـشـن در ایران

چهار شنبه سوری
سیمرغ ( = فّخ = خرّم ) ، آتش زندگی نوین را ، در همه مردمان میافروزد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

ما که بـه آواز سیمـُرغ
سخن میگفته ایم
چرا رقصیدن در اندیشیدن ِ
به آوازسیمرغ را
فراموش کرده ایم؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سـام ، و خـیـزش خـردِ انسـانی
برضـدِ « گـُناه » و« تـرس »
--- سـام ، رامـشگـر ِعـارف ---
« انـدیـشــه های رقـصـان »

الهی که بنام گناه، میترساند ومیآزارد
برضد زندگی (= اژی ) ست
( اِلاه=اژدهـا= ضحاک )

« بخش نخست »
پهلوان، یـا سـرود ی که نـو میکـنـد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

مهرگان که میترا کانا یا میترا گانا باشد
به معنای زنخدا مهر است که سیمرغ بوده است
نه این میتراس که الهیات زرتشتی، بنام خدای مهر
جانشین سیمرغ ساخته است
آنچه بنام خدای مهر، درمقالات و نشریات ،علم کرده میشود
کسی جز ضحاک نیست که خدای پیمان برپایه قربانی خونی بوده است

اصل سکولار، یا « زنخداخرداد»
خدای ِ« رسیدن به آرزو» درگیتی
خد ائی که آرزورادرگیتی نقد میکند
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

« مقدّس ساختن قدرت » ، همیشه « گمنام و ناپیدا ساختن ِ » هویت قـدرت است . با قدرتی که مقدّس شد ، نمیتوان جنگید و آنرا ریشه کن ساخت؛ چون ، قـداست ، قـدرت را میپوشاند و تاریک و نامعلوم میسازد . در گستره سیاست ، همه قدرتها باید برای هم، نمایان و روشن باشند تـا بـتوانـند هـمدیگر را مهار کنند و با هم، توازن بـیـابند . قدرتی که خود را مقدس ساخت ، بزرگترین خطر گستره ِ سیاست است؛ چون برای مردم ، به شکل « دشمن و رقیب » ، شناخته نمیشود.

قدرتی که مقدس شد ، بی نام میشود ؛ یعنی هیچگاه ، گیر گناهش نمی افتد، و همیشه پاک و برّا از گناه میماند . از اینرو، همه تباهکاریها و ستمکاریها و جنایتهای قدرت مقدس ، بلافاصله از موءمنان ، فراموش و زدوده میشود ( نه تنها اکبرگنجی، این کار را کرد؛ بلکه در همه موءمنان و مقلدان ، قداست قدرت، گناه زدا از یادهاست. همه اهل ایمان ، در همان تجربه این تباهکاریها بر تن خود ، او را معصوم میشمارند. این فراموش کردن ، یک فضیلت یا هنر اخلاقی نیست؛ بلکه قدرت مقدس ، در موءمن ، چنین واکنشی دارد. از این رو هست که موءمنان درتا ریخنویسی ، مقدسین و معصومین خود را از گناه و جرم، پاک میسازند ) . از اینرو هست که قدرت مقدس ، مسئول اجتماع نیست؛ چون او فقط در برابر خدا هست که گناه میکند . او دربرابر خرد سنجه و معیاری مردم، مسئولیتی ندارد؛ چون خرد مردم ، سنجه شمرده نمیشود.

قدرتی که نام دارد ، « شکل دیدنی و گرفتنی » دارد و مسئول مردمان میباشد . هیچ قدرتی نباید مقدس بشود و در گستره سیاست، هیچ قدرت مقدسی حق دخالت ندارد؛ چون قدرتهای سیاسی از برخورد با آن ، عاجز میمانند . ولی قدرت، سرچشمه ِ گناه است و نمیتواند مقدس باشد و با مقدس شدن ، دیگر، مسئول مردمان نیست. خدائی که قدرتش مقدس باشد ، وجود ندارد . او همان اهریمن است . قدرت باید نام داشته باشد. قدرت مقدس ، بی نام است . در « شاهنامه »، این اهریمن است که پیکریابی « قدرت » می باشد.

منوچهر جمالی

سکولاریته و مفهوم نقد
نقد ِ رسائی = خرداد
خُـر د ا د(همان هاروت درقرآنست)
خدای مـزه (خدای ِذوق )
مزه= بُن ِآمیختن با هستی
انسان ،خوشی وبینش را، مزه میکند
انسان، شیرابه گیتی را میمزد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سیمرغ ، نام « فرهنگ اصیل ایران» است ، که متعلق به دوره پیش از زرتشت نیست ، بلکه همیشه زنده است ، و همیشه از قدرتمندان حکومتی و دینی ، سرکوبی شده و میشود ، وهمیشه خودرا ازنو ، عبارت بندی میکند، و چهره نوین، به خود میگیرد

درسکولاریته، هرروزی،جشن است
درفرهنگ ایران
هرروزی، نوروزاست
جشن، همیشه با« نوشدن » کاردارد
« چرا نوروز ،جشنی شد که انسان، دشمن خردِ جشن ساز ِ خود شد »
روایت شاهنامه ازنوروز، روایتی ازموبدان زرتشتی در دوره ساسانیانست
معنای « سکولاریته» اینست که: زندگی در زمان ، جشن است. زندگی، خندیدن درزمانست.
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سخنرانی درباره نوروز
LISTEN TO MP3 FILE -- DOWNLOAD MP3 FILE

سیزده بدر، روزِ تیر، روزِ هُدهُد و بنفشه
PDF FILES: PAGES 1-3 ; 4-6 ; 7-9 ; 10-13

انسان ، زیباست
زیستن ، هنرزیباساختن گیتی است
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

جوی آب: گذرآب است
یا « جشن وصال آب با خاکست » ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

سکولاریته
یا
چیزی موجوداست که میرقصد
هستی = حرکتِ شاد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

اسلام ، دنیا را جایگاه فنا میداند
ایرانی ، جهان را ، عروس ِ خود ،
و« زندگی درجهان» را ،« جشنِ عروسی همیشگی با جهان» میداند
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

فرهنگ اصیل ایران
زندگی کردن درگیتی را
جشن ِ همیشگی ِعروسی میدانست
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

از روز یکم تا هشتم ماه دی ( دسامبر )
خرّم روز، جشن دموکراسی است
بخش یکم -- بخش دوم -- بخش سوم PDF FILES

چرا « ادیان نوری » ، استوار بر تبعیدشدت انسان از « جشنگاه » هستند؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چرا جمشید از « بهشتی که خود در گیتی ساخته بود » تبعید گردید ؟
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

جشن ِ نقد
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

نقد ، چیزیست که در حضور است یا نقد ، چیزیست که « آمیخته دراندرون » است ؟ حضور ، بجای ِ « آمیختگی »
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

در ادیان سامی آنجا « جشن » است که « کمال » است
در فرهنگ ایران
هر عملی ، چون زائیده و روئیده میشود ، جشن اسن
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

کمال ، نوشوی و فرشگو ِد تازه به تازه است
نه « همیشه در یک حال ماندن »
جشن ، این تازه و نوشدنست
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

چرا شاهنامه
با جانفشانی و سوگ سیامک
آغاز میگردد ؟
ONLY AS SCANS: PAGES 1-5 ; 6-10 ; 11-15