03 Jan 2010 – نظرات خوانندگان

نظرات خوانندگان

منوچهر جمالي فيلسوفي است كه بار بيش از دو هزار سال سكون فكري و كج فهمي ايران را يك تنه به دوش كشيده است و مي توان به جرئت اعتراف كرد كه براي فهم و عمل و گسترش انديشه هاي او دوهزار سال ديگر زمان لازم است.

یکی ازاستادان دانشگاه تهران به جمالی مینویسد

نظرات خوانندگان

یکی ازاستادان دانشگاه تهران به جمالی مینویسد

dorood bar ostade azizam
ejazeh bedahid shoma ra Aflatoon e Iran seda konam, ya shoma ra Mossadeghe falsafi ye iran seda konam.
shoma yek gohar hastid yek javaher ke iran be khod dide ast.
doostetan daram az jan o del
Sepas az neveshteha ye arzeshmande shoma

مزدک ، کامنت در ایران گلوبال

نظرات خوانندگان

مزدک ، کامنت در ایران گلوبال

براي آشنايي با استاد جمالي بهترين راه خواندن و گوش دادن به افكار ايشان است كه هرسي بطور رايگان ميتواند به مطالب ايشان در سايت ايشان دست يابد.افكار استاد گرچه در اوايل پراكنده و نامنسجم و باعث سردرگم ميگردد ولي با آشنايي بيشتر با افكار ايشان اين موضوع براحتي حل ميشود.ايشان از آنجايي كه آگاهي عميقي هم به فلسفه غرب و هم ادبيات و تاريخ و ميتولوگي ايران و يونان دارند براحتي موضوعاتي راكه بنظر ما ايرانيان پراكنده اند بهم دوباره مرتبط ميسازد.مسلما اشكال كار از ماست زيرا ما با فرهنگ خود آنچنان بيگانه گشته ايم كه چنين روابطي بنظرمان عجيب مي آيد.بيش از 2000 سال تاريخ و ادبيات و علم و فلسفه…درايران زير تسلط مذاهب تكخدايي بوده و با سركوب و ترور و جعل همه چيز را وارونه بما القا كرده اند.انديشمندانمان در حقيقت از خود انديشه اي نداشته اند زيرا بمحض پيدايش چنين افرادي تمام دستگاهاي سركوب و تكفير دست بهم داده تا بنابودي او بپردازند.خداي ايران را يا خردجال ناميده اند و يه شوم و منهوس و ترسناك.ولي استاد جمالي با مطالعات و پژوهشهاي ژرف خود …غبارها را از چهره مردمي فرهنگ ايران زدوده .با مطالعه دقيق و صبورانه مطالب ايشان و يك مقايسه ساده ميان اديان نوري(زردشتي+اديان سامي) بخوبي به عظمت كار ايشان پي خواهيم برد.اگر بعنوان انساني ايراني و يا انساندوستي در ايران و يا خاور ميانه زندگي مي كنيم مسلما نمي توانيم از مشكلاتي كه اديان ابراهيمي دراين منطقه بوجود آورده اند روي بگردانيم.بنظر من افكار مترقي و شادي آور و برانگيزنده استاد جمالي سلاحي است در دستان ما!تا بتوانيم بر تكيه بر فرهنگ مردمي و جشن ساز و شادي آوري كه انسان را همگوهر خدا ميداند و جان و خردش رامقدس از شر اين اديان خويشتن را آزاد كنيم.

http://www.jamali.info/khanandegan/?page=011209_N1

کامنت دراخبارروز ، از : فرهاد

نظرات خوانندگان

کامنت دراخبارروز ، از : فرهاد

عنوان : گوناگونی بر شانه ی دروغ
آقای تبریزی، یگانگی در راستی بهتر از گوناگونی در دروغ است، مهملات آقای جمالی که حالا مقلد چریک هم پیدا کرده ربطی به تنوع آرا ندارد؛ وگرنه هر چیز را می شود به عنوان یک روایت آزاد غالب کرد. در ضمن کجا گفته شده است که دیندارها در آلمان و اسکاندیناوی از بی دین ها کمتر اند؟ همچین چیزی نیست، ولی گیرم که بودند، به ما چه. مردم ما دیندارند، دین اصلی شان را که احترام به طبیعت و زن و خرد می گذاشته و می گذارد را به زور تیغ جاهلیت از اش گرفته اند؛ تا دین زرتشت بود، ایرانیان آقای دنیا بودند و بسیار محترم و خوشنام و مایه ی رشک؛ آن دین با تیغ به محاق رفت، انسانیت و ایرانیت هم به محاق رفت، تا به امروز؛ بنابراین موضوع مهم امروز دین است. اسلام خوشبختانه رفتنی ست.
اسرائیل هم که مثال می زنید که خود اش سر تا پا یک کشور دینی نژادی است.

به هر حال آقای جمالی یک پیامبر جعلی و قلابی ست که در دوران های گذار ظهور می کنند. خود مانی هم یک شارلاتان به تمام معنا بود که آمد تلفیقی دروغین از زرتشت و مسیح و بودا و دین صابئین درست کرد و به عنوان دین فروخت. یک دین کاملا ضد زن و شدیدا سیاسی، عین مسیحیت و اسلام. بعد هم همه جا تو ایران می گفت ما مزدیسن هستیم، یعنی ما هم مثل شما مزدا پرستیم. منتها همه چیز را زیر و رو کرده بود. به هر حال کار اش نگرفت و نه در ایران و نه در غرب موفق نشد. البته آقای جمالی المثنای درجه ی سه ی مانی هم نمی شود. ایشان از جنم همین روشنفکران دینی مثل کدیور و سروش هستند، فقط با یک فرقه ی من در آوردی. به هر حال ایشان اول از یهودیت به بهائیت درآمد؛ بعد چند سالی زرتشت را کشف کرد و گفت زرتشت خیلی خوب است؛ بعد دید فایده ندارد، چرا خود اش یک دین اختراع نکند؟ پس گفت زرتشت هم عین هیتلر و محمد بوده (!) و دین اصلی ایرانیان دین مبتنی بر تخم است (!) که از سیمرغ نشات گرفته و ایشان هم تنها کسی ست که در دنیا کاشف این دین است و پیام آور نوین اش؛ برای جلب نظر هم امروز کافی ست فقط به اسلام و محمد فحش بدهی، همه ی مردم دل شان خنک می شود و برات دست می زنند؛ درسته، در کثیفی اسلام شکی نیست، ولی این دلیل نمی شود که به هر مهملی تن در داد. اونهایی هم که اینک این پیامبر اعظم را سجده می کنند و کنار ولتر می گذارند پاک سوراخ دعا را گم کرده اند و زده اند به سقف طویله. برای زدن اسلام نیازی به دستاویز به دروغ نیست. اسلام خود اش دروغ است، دروغ را با راستی می توان زد و بس. فقط کافی ست پندار و گفتار و کردار را نیک کرد و برای اش کوشید، اسلام خود به خود می میرد.

http://www.jamali.info/khanandegan/?page=221109_N1