جمهوری ایرانی – ایرانی
Apr 18, 2010 Farhange Jahani e Iran, Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
ایرانی
جمهوری ایرانی
امروز در عرصه سیاست گروهها و احزاب بسیاری وجود دارند که تلاش میکنند نوعی ایدئولوژی را بر گستره جغرافیایی ایران حاکم کنند اکثر این گروهها جمهوریخواه هستند تجربه نشان داده که این گروهها با هم وارد گفتگو نمیشوند .گفتگو در میان گروهها بندرت صورت میگیرد چون فصل مشترکی بین آنها نیست.
امروز در عرصه سیاست گروهها و احزاب بسیاری وجود دارند که تلاش میکنند نوعی ایدئولوژی را بر گستره جغرافیایی ایران حاکم کنند اکثر این گروهها جمهوریخواه هستند تجربه نشان داده که این گروهها با هم وارد گفتگو نمیشوند .گفتگو در میان گروهها بندرت صورت میگیرد چون فصل مشترکی بین آنها نیست. توجه داشته باشید هر ایدئولوژی امر والای خاص خود را دارد به عنوان مثال در لیبرالیسم مسئله اصلی آزادی است در حالی که در مارکسیسم مسئله برابری اقتصادی است. بدلیل نبود فصل مشترک و روشن نبودن مسائل من میتوانم ادعا کنم به تعداد گروههای جمهوریخواه انواع مختلف جمهوری ایران وجود دارد جمهوری ایران این ظرفیت را دارد تا بستری برای حاکمیت انوع ایدئولوژیها باشد و نظر نگارنده این است بر خلاف نظر خانم آرنت این خود ایدئولوژیها نیستند که در جامعه مشکل ایجاد میکنند بلکه ایدئولوژی وقتی در مسند حاکمیت قرار میگیرد دشواریها آغاز میشوند
بعد از انتخابات کشور ما بستر حوادثی بود که کمتر کسی پیش بینی آن را کرده بود .در بحبوحه این اتفاقات شعارهایی در تظاهراتهای مردمی سر داده میشد که بعضی مورد استقبال جمعیت قرار میگرفت. "استقلال آزادی جمهوری ایرانی !!".یکی از این شعارها بود.
برخورد صاحبنظران با این شعار متفاوت بود برخی آن را جدی نگرفتند برخی را تصور این بود که بدلیل شباهت این شعار با شعاری که در انقلاب پنجاه و هفت سر داده میشد این یکی در جهت نفی آن شعار است و دیگر هیچ واکنش گروهی دیگر متفاوت بود و در برخورد با جمهوری ایرانی پرسشهایی مطرح شد " جمهوری ایرانی دیگر چه صیغه ایست؟ جمهوری مگر ایرانی و غیر ایرانی دارد؟ یا حتی واژه نو جمهوری حقوق بشری را در برابر جمهوری ایرانی قرار دادند " . تنها شمار کمی این شعار را جدی گرفتند و در جهت آن قلم زدند جا دارد اینجا من از جناب منوچهرجمالی نام ببرم زیرا نوشته ایشان اثر عمیقی بر افکار اینجانب داشت. از این رو از ایشان سپاسگزارم. غرض از این نوشته روشن شدن مفهوم جمهوری ایرانی و مقایسه آن با جمهوری اسلامی و جمهوری ایران است .
1- جمهوری چیست؟
نوعی حکومت که در آن جانشینی ارثی نیست و انتخاب رییس کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم انجام میشود .جمهوری از نظر مفهوم کلمه اغلب درجاتی از دموکراسی را نیز در بر دارد . اما در عین حال بسیاری از دیکتاتوریهای غیر سلطنتی نیز بدین نام نامیده میشوند و در این وجه حکومت جمهوری به معنای حکومت غیر سلطنتی است. در سنت سیاسی غرب پیش از انقلاب آمریکا و فرانسه حکومتی را جمهوری مینامیدند که سود و رفاه کلی مردم را در نظر داشت و در این معنا حکومتهای پادشاهی و آریستوکراسی را در بر میگرفت که در آنها آزادی سیاسی محدود بود، اما حکومت رفاه مردم را در نظر داشت.
از این رو ژان بدن(پدر حاکمیت) متفکر سیاسی و اجتماعی فرانسوی در سده شانزدهم در کتاب جمهوری، از سلطنت، اریستوکراسی و دولت مردم سخن میراند .بعضی از محافظهکاران آمریکایی جمهوری را به معنای حکومت مشروطه حکومت قانون و قانونی بودن حکومت بکار میبرند و دموکراسی را غوغا سالاری یا حکومت مردمان پست میدانند . از اینرو تاکید میکنند که حکومت آمریکا "جمهوری است" نه دموکراسی.
2- جمهوری اسلامی حکومت امروز
جمهوری اسلامی ترکیبی است از دو واژ ه جمهوری و اسلامی در اینجا جمهوریت بمثابه شکل و اسلامیت نیز به مثابه ماهیت مطرح میشود . شکل ظاهر را مشخص میکند و ماهیت باطن را. هرگونه سیاستگذاری و کار کرد ناشی از ماهیت است. لازم به توضیح است در این نوع حکومت اسلام بمثابه یک جهانبینی و یک چارچوب فکری ظاهر میشود .این جا کارکرد اسلام متفاوت از حوزه فردی یا حتی اجتماعی آن است بعبارت دقیقتر ظهور اسلام آنهم بشکل شیعه اثنی عشری اصولی در حکومت اسلامی، بمثابه ایدولوژی است در مسند حاکمیت. از این به بعد من از ایدولوژی اسلامی به جای اسلام استفا ده میکنم به این دلیل که واژه اسلام به خیلی از مسایل اشاره میکند، در مقابل ایدولوژی اسلامی مستقیم به نقش اسلام در جمهوری اسلامی اشاره دارد
الف) اسلام به مثابه ایدئولوژی سیاسی
همانگونه که پیشتر اشاره شد کارکرد جمهوری اسلامی به عنوان حکومت ناشی از ایدولوژی اسلامی است با نگاهی سطحی به قانون اساسی جمهوری اسلامی متوجه این امر میشویم. در اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است، جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان (ایمان گرایی) به خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع (قانونگداری) به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. دو واژه حاکمیت و تشریع به وضوح نشان میدهد آنچه که به شکل مشخص بالاترین قدرت (حاکمیت) را در نظام جمهوری اسلامی دارد نه شخص حقیقی ولی ققیه بلکه ایدئولوژی اسلامی است و شخصیت حقوقی ولایت مطلقه فقیه بعنوان حافظ و پاسدار این ایدولوژی در هییت انسانی جلوهگر میشود .قصد من بررسی نقاظ قوت و ضعف این ایدولوژی نیست. بلکه مایلم نشان دهم وقتی ایدولوزی در مسند حاکمیت مینشیند چه اتفاقی میافتد. برای روشن شدن این مطلب خوب است نگاهی از دید دانشمندان علم سیاست به ویژگیها و کارکردهای ایدولوژی داشته باشبم
ب) ایدولوژی چیست و چه ویژگیهایی دارد ؟
این دانشوازه برای بررسی در پایان سده هیجدهم در فرانسه ابداع شد .این واژه برای اولین بار در دهههای آخر قرن هیجدهم توسط دوستوت دوتریسی از پیشگامان فرانسوی پوزیتیویسم به کار برده شد . او ایدئولوژی را به معنی دانش آراء و عقاید یا به عبارت دیگر، تحقیق و بررسی در منشا تحول و تکامل اندیشه ها، اعم از اندیشههای مذهبی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی به کار برد. تمایل فیلسوفان به پرداختن به بحث و جدلهای انتزاعی که پایه همایونی و روحانیتی قدرت ناپلئون بناپارت را در معرض انتقاد دایمی و اختلاف عقیده قرار داد چنان او را عصبانی کرد که به استهزا همه آنگونه فیلسوفان را ایدئولوگ و فلسفه و فلسفیدنهای آنها را مبحث تاریک فلسفه اولی نامید. کاربرد تحقیر آمیز واژه ایدولوژی در نیمه سده نوزدهم زمانی بیشتر قوت یافت که مارکس و انگلس در نوشته خود به نام ایدولوژی آلمانی، هگلیهای جوان را ایدئولوژیست های نظام بورژایی توصیف کردند زیرا این طرفداران هگل نمیتوانستند خود را از محدودیتهای ذاتی فلسفه هگل بر پایه اندیشهها و دین رهایی بخشند .هانا آرنت معتقد است که ایدئولوژیها، پدیدههای تازهای هستند که در گذشته نقش کمی در زندگی سیاسی به عهده داشتند و پیش از هیتلر و استالین، توانایی بالقوه آنها هنوز کشف نشده بود. به نظر او ایدئولوژی هر چند ظاهری علمی دارد، ولی در اصل علم کاذب است و مینویسد ایدئولوژی هم علمی است کاذب و هم فلسفهای است دروغین .
یک ایدئولوژی در معنی رشتهای نظامدار و همپیوند از اندیشهها در باره سازمان اجتماعی -اقتصادی و سیاسی جامعه به طور کلی است. ایدئولوژی در بر گیرنده آرمانها و مقاصد ایست که جامعه باید انها را پی گیری کند. ایدئولوژی بر پایه تفسیر گذشته حال را توضیح میدهد و تصویری از آینده عرضه میدارد .ایدئولوزی از شکلهای دیگر اندیشه سیاسی مانند فلسفه سیاسی یا نظریه سیاسی متفاوت است. ایدئولوژیها تا حدی برخی از ویژگیهای ذیل را دارند
-اغلب ایدئولوژی ها در شرایط بحران پدیدار میشوند
-ایدئولوژی الگوی نظام دار اندیشه سیاسی است مهمترین سیمای ایدئولوژی این است که مانند نظریه انتزاعی از واقعیت است اما فقظ عناصری خاص از واقعیت را بر جسته و توصیف میکند.برای نمونه مارکسیست مناسبات تولیدی یا فاشیست قدرت و غرور ملی .
-اغلب ایدئولوژیها در خصلت انحصارگرا مطلقگرا و عام هستند .هر نظام ایدئولوژیک با ادعای هماهنگی انحصاری با مسائل عصر و زمان معین میشود در نتیجه اصول و منطق و دیالکتیک آن در خود کامل دانسته میشود و در معرض اصلاح و سازش قرار نمیگیرد (اگر شما با یک طرفدار حکومت اسلامی گفتگو کنید حتما شنیدهاید که میگوید خداوند از هیچ چیز برای انسان فرو گزار نکرده وبرای همه چیز قانون فرستاده)
-ایدئولوژی استدلالی ترغیبی برای بر انگیختن فعالیت و مشارکت خلاق طرفداران است .اهمیت این ویزگی ایدئولوژی در آن است که قدرت نهایی یک ایدئولوژی در دلایل تجربی یا منظقی آن نیست بلکه در توانایی الهام بخشی آن و حمایت از عقیده و عمل است.
-ایدئولوژی متمایل است شخصی شود و همانطور که هانا ارنت نشان داد در صورت وجود بحران هویت به بخشی از هویت شخص مبدل گردد
-ایدولوزی رشد میابد اما در برابر تغییرات بنیادی مقاوت میکند
ج)حاکمیت ایدئولوژی
آن معنی و مفهومی که دانشواژه ارزش در در علم اقتصاد دارد دانشواژه حاکمیت در علم سیاست دارد .تا سده شانزدهم نه فیلسوفان و نه حقوقدانان حاکمیت را تعریف نکرده بودند ژان بدن آن را قدرت برتر بر شهروندان و اتباع که قانون آن را محدود نکرده باشد دانست و گفت که حاکمیت آن عنصر اصلی است که یک اجتماع سیاسی را از سایر سازمانها و یا جوامع بشری ممتاز میکند حاکمیت مطلق است جامعیت دارد دائمی است جدایی ناپذیر است و انحصاری و غیر قابل تقسیم است تا اینجا با مفهوم و ویزگیهای حاکمیت آشنا شدیم .
هانا آرنت در بررسی دلایل بوجود آمدن حکومتهای توتالیتر به نقش ایدئولوژی و جوامع ایدئولوژی پذیر پرداخت .بشکل خلاصه هانا ارنت نشان داد در جوامعی که ساختار سنتی فرو ریخته اما ساختار مدرن هنوز شکل نگرفته بحران هویت بوجود میآید این مسئله با توجه به کارکرد ایدئولوژی که میتواند در شخص تبدیل به هویت شود این جوامع را مستعد پذیرش ایدئولوژی کند. ما به این بحث نمیپردازیم بیشتر به نقش ایدولوژی در هویت افراد توجه میکنیم. و این که افراد چگونه تحت سلطه ایدئولوژی در میآیند .با توجه به ویزگیهای که از ایدولوزی بر شمردیم درک این مسئله ساده است که حتی پدید آورندگان آن ایدولوزیها بعد از شکلگیری گروههای پیرو در چنگال آنها اسیر میشوند و نمیتوانند از دایره آن ایدئولوژی زیاد خارج شوند .البته این مسئله به قدرت کاریزماتیک پدید آورنده بستگی دارد. اما شواهد نشان میدهد همیشه انسانهایی بودهاندکه در نقش بردگان ایدئولوزی ظاهر شدهاند و اینجا نوشته جناب منوچهر جمالی جرقهای در ذهن من ایجاد کرد ایشان بحث خرد جفت با جان را در مقالهای به نام جمهوری ایرانی مطرح کردند. و توضیح دادند در شاهنامه خرد به شکل جفت با جان آمده است. در نظامی که ایدئولوژی حاکمیت دارد این جان است که در خدمت خرد میآید خرد اینجا از جان جداست . نکته دیگر اینکه با توجه به خصلت عام بودن و انحصاری بودن و مطلقگرایی ایدئولوژی زمانی که این پدیده در بالاترین مسند حکومت یعنی حاکمیت قرار میگیرد تاب تحمل دیگر ایدئولوژیها را ندارد و جامعه تک صدایی میشود. عام بودن ایدئولوژی باعث میشود تا در برخورد با مسائل و دشواریهای جامعه واقعگرایی و نگرش علمی هر جا که با ایدئولوزی در تضاد قرار میگیرد به حاشیه رانده شود و جامعه به تدریج با انبوه مشکلات لاینحل باقی بماند. اینکه رئیس جمهور ایران در این شرایط اقتصادی دم از افزایش جمعیت میزند این مسئله را به وضوح نشان میدهد
2-جمهوری ایرانی
وفتی به ترکیب جمهوری ایرانی نگاه میکنیم اینجا قسمت دوم ترکیب یا همان ایرانیت به آرمان یا ایدئولوزی اشاره نمیکند بلکه به واقعیتی موجود اشاره میکند .ایرانیت آرمان یا ایدئولوژی نیست. گروهی از مردم در سرزمین جغرافیایی به نام ایران خواهان تشکیل حکومتی هستند. آنها نمیخواهند دولت آرمانی را دنبال کند بلکه از دولت انتظار دارند تا وظایفش را انجام دهد. و به باور من وظیفه دولت ایجاد شرایطی برای رشد فرد است. بنابر این دولت وظایف حمایتی و رفاهی به عهده میگیرد تا به رشد فرد کمک کند
ب)ایرانیت و هویت
احمد اشرف در مقالهای به نام هویت ایرانی در سه روایت از قول لمبتون چنین آورده است: لمبتون مقالهاى را كه زير عنوان «قوميت در ايران» در دانشنامه اسلام منتشر كرده است، با اين روايت آغاز میكند كه انديشه «ملت» به عنوان يك مقوله سياسى و يا به عنوان ناسيوناليزم قومى و سرزمينى و يا به عنوان اعتقاد آگاهانه افراد يا گروهها به اين كه به ملتى تعلق دارند كه براى آن آرزوى قدرت و آزادى و سعادت میكنند جملگى، بر اثر تراوش افكار غربى، در قرن نوزدهم پديد آمده است.
وى آنگاه به بررسى مفاهيمى كه براى ملت و قوم و وطن رايج بوده است میپردازد و میگويد با اين كه هيچ واژهاى كه دلالت بر مفهوم مليّت داشته باشد در سدههاى ميانه ايرانى ديده نمیشود، اما در آن دوران مفهومى وجود داشته است كه حكايت از آگاهى به هويّت مشخصى میكند. اين هويت را كه هم از نظر تاريخى و هم از لحاظ جغرافيايى مشخص میشد میتوان با واژه «ايرانيت» يا «ايرانى بودن» توصيف كرد. به نظر لمبتون اين احساس از تجربه مشترك فرهنگى و ادبى مردم نشأت میگرفت. با اين كه اين احساس همراه با خاطره تاريخى امپراطورى ايران بود اما دلالت بر مفهوم سياسى ملت و يا ملتى كه مبتنى بر قوميت و سرزمين معينى باشد، نمیكرد. به نظر لمبتون نهضت شعوبيه و سنت ادبى آن دوران، كه احساس ايرانيت را بازسازى كرده بود، در حفظ و انتقال اين فكر تاريخى و فرهنگى نقش عمده داشت. چنان كه پس از پايان گرفتن آن جنبش ادبى همچنان در سنت شعراى ايران پايدار ماند و به مرور زمان با چيره شدن افسانه بر تاريخ در خاطرههاى اساطيرى مردم باقى ماند و به غرور مردم ايران به ميراث فرهنگى خويش تداوم بخشيد. ایشان در قسمت دیگری از مقاله اشاره میکند: دوره ساسانى، كه براى نخستين بار دولتى واحد با نظام سياسى و دينى واحد پديد آمد. هم در اين زمان بود كه واژه «ايران» به عنوان يك مفهوم سياسى به كار برده شد و مفهوم «ايرانشهر» يا قلمرو پادشاهى ايران، همراه القاب مقامات ادارى و نظامى شايع گرديد، همچون «ايران دبيربد» يا «ايران ارتشتار». هم در اواخر اين دوران بود كه تاريخ سنتى ايران براى نخستين بار در خداینامكها تدوين شد و به ثبت رسيد و نوعى هويت قومى و شبه ملى با بعد سياسى به عنوان «كشور ايران» براى آن ابداع گرديد. در اين تصور تاريخى اثرى از سلسلههاى ماد و هخامنشى نيست. سبب عمده آن بود كه ايرانيان به نگارش وقايع تاريخى و نگارش آثار ادبى و نگارش اصول و مبانى باورهاى دينى و اساطيرى اعتقاد نداشتند و بر اين باور بودند كه همه اين آثار بايد سينه به سينه از نسلى به نسل ديگر سپرده شود تا در هر زمان منابع و مآخذ زنده آنها را براى همنسلان خود بازگو كنند. بنابراين طبيعى بود كه با گذشت زمان، دوران ماد و هخامنشى از خاطره تاريخى ايرانيان محو گردند.
در پایان احمد اشرف سوالی مطرح کرده و تلاش میکند به آن پاسخ دهد: سئوالى كه پيش میآيد آنست كه اگر تاريخ و ادب ايران براى نخستين بار از اواخر دوره ساسانى به نگارش درآمده باشد پس تصور تاريخى ايرانيان تنها ميان اهل قلم و طبقه حاكم، كه سواد خواندن و نوشتن داشتند، رواج میگرفت و توده مردم از آن بيگانه میماندند. اما چون ايرانيان اعتقاد به تاريخ و ادبيات نوشته نداشتند، تاريخ و ادب شفاهى را گسترش دادند و به گونه نهاد فرهنگى استوارى درآوردند، كه به وسيله گوسانها در عهد پارتى و ساسانى و به وسيله نقالها در دوران اسلامى ميان تودههاى مردم شهرى و روستايى و ايلى انتشار میيافت. بدين گونه سنت تاريخ و ادب شفاهى در دورانى كه تاريخ و ادب نوشته نيز رواج گرفت همچنان پابرجا ماند و تداوم پيدا كرد. اهميت تاريخ شفاهى در آن بود كه آگاهى تاريخى را از انحصار اهل قلم و سواد درمیآورد و گونه اساطيرى آن را در اختيار توده مردم قرار میداد. امّا چنانكه بارها در اين مقدمه اشاره كردهايم و در متن كتاب هم به تفصيل آمده است، اين آگاهى جمعى از انواع «آگاهیهاى تاريخى و فرهنگى» بهشمار میآيد و آن را نبايد با «آگاهى ملى و هويت ملى» در معناى امروزين آن مشتبه كرد.
غرض از طرح این مسائل این بود که نشان دهم ایرانیت حداقل به شکل آگاهی های تاریخی فرهنگی از دوره ساسانی تا به امروز به عنوان یک هویت تداوم داشته است این هویت در بین تمام اقوام ایرانی مستقل از نژاد و مذهب و زبان نه تنها تداوم داشته بلکه امروز نیز وجودارد جمهوری ایرانی و خواست جمهوری ایرانی این آگاهی تاریخی فرهنگی را تبدیل به اگاهی سیاسی میکند .
ج)حاکمیت جان
زمانی که من ایدئولوژی و خصلتهای آن را شرح میدادم به هیچ وجه قصدم این نبود که این پدیده را به عنوان پدیدهای نکوهیده نشان دهم. غرض این بود تا هر چیزی در جای خودش قرار گیرد. به نظر نگارنده همین پدیده اولا وجودش لازم است و دوم اینکه کارکردهای موثری نیز دارد به شرطی که در جای خودش قرار گیرد. میخواهم گریزی به شاهنامه بزنم چرا در شاهنامه جان پیش از خرد آمده است؟ آن چیزی که نخست به تصور من میرسد این است که جان بر خرد تقدم دارد اگر چنین نگرشی داشته باشیم مدارا معنی پیدا میکند تساهل و همزیستی را میتوان توجیه کرد کثرتگرایی نیز نه تنها امکان حیات مییابد بلکه به آن سفارش نیز میشود زیرا که جان صورتهای گوناگون دارد. جدال پیچیده بین خرد ابزاری و خرد نقاد بی معنی میشود . .اینجا خرد در خدمت جان در می آید تا به جان و پاسداری از جان کمک کند و ختی اخلاق نیز دگرگون میشود ایثار نیز معنای دگر میابد در اینجا کسی که برای ایده جان خود را فدا میکند کارش بی ارزش و کسی برای نجات جانداری دیگر جان خود را میدهد کارش ارزشمند میشود .ستیز و تلاش در جهت حذف دگری جای خود را به رقابت میدهد نقد از نفی قابل تشخیص میشود .ایدهها به جای نفی یکدیگر به نقد یکدیگر میپردازند و هر کدام امکان حیات میابند و حیاتشان گسترش مییابد .دانش که صورتی از خرد است به ما کمک میکند تا بتدریج تضادهای مخرب را به رقابت و رقابت را به همزیستی تبدیل کنیم در عین حال دانش نیز توسعه پیدا میکند. ممکن است کسی پرسش کند حاکمیت ملت مگر چه ایرادی دارد؟ در پاسخ میگویم ملت خود پدیدهای ایدئولوزیک است و از ایدئولوژی ناسیونالیسم برخاسته به نام ملت میتوان به جانها و ایدههای دگر تهاجم کرد اما جان که حاکم باشد ملت هم حق حیات دارد اما به نام ملت نمیتوان به جان تعرض کرد یا جانی را ضعیف کرد. مذهب هم حق حیات دارد اما به نام مذهب نمیتوان متعرض به جان شد در کل تمام صورتهای ایده و جاندار با کمک خردی که در خدمت جان است امکان تجلی پیدا میکنند حفاظت از گونههای زیستی نه بخاطر اینکه از انسان حفاظت کنیم بلکه چون جان دارند معنی عمیقتری میگیرد. ایدئولوژیها که حالت انگیزشی دارند اگر بجای اینکه در حاکمیت باشند در دولت و جامعه باشند نه تنها نکوهیده نیستند بلکه میتوانند هر کدام در زمانی و با توجه به شرایط و موقعیتی به تقویت هستی و زندگی بهتر کمک کنند با گسترش دانش در جامعه احتمال اشتباه در انتخاب نیز کاهش پیدا میکند نکته این است که زمانی که جان حاکم باشد اشتباهات جامعه مرگبار نخواهد بود. مختصر اینکه مبنای فلسفه سیاسی جمهوری ایرانی بر پایه جان و خرد است و جان بر خرد تقدم دارد. اینجا باید اشاره کنم این بحث بسیار گسترده است و به شکل کاملا فشرده به آن پرداختهام در آاینده این مبحث را بشکل گستردهتر در یک نوشته جداگانه مورد بررسی قرار میدهم.
مقایسه جمهوری ایرانی با جمهوری ایران و جمهوری حقوق بشری
سوال اساسی این است وقتی میگوییم جمهوری ایران آیا همه یک برداشت از این واژه داریم؟
امروز در عرصه سیاست گروهها و احزاب بسیاری وجود دارند که تلاش میکنند نوعی ایدئولوژی را بر گستره جغرافیایی ایران حاکم کنند اکثر این گروهها جمهوریخواه هستند تجربه نشان داده که این گروهها با هم وارد گفتگو نمیشوند .گفتگو در میان گروهها بندرت صورت میگیرد چون فصل مشترکی بین آنها نیست. توجه داشته باشید هر ایدئولوژی امر والای خاص خود را دارد به عنوان مثال در لیبرالیسم مسئله اصلی آزادی است در حالی که در مارکسیسم مسئله برابری اقتصادی است. بدلیل نبود فصل مشترک و روشن نبودن مسائل من میتوانم ادعا کنم به تعداد گروههای جمهوریخواه انواع مختلف جمهوری ایران وجود دارد جمهوری ایران این ظرفیت را دارد تا بستری برای حاکمیت انوع ایدئولوژیها باشد و نظر نگارنده این است بر خلاف نظر خانم آرنت این خود ایدئولوژیها نیستند که در جامعه مشکل ایجاد میکنند بلکه ایدئولوژی وقتی در مسند حاکمیت قرار میگیرد دشواریها آغاز میشوند
برای روشنی مطلب من از آزادترین ایدئولوژیها مثالی میآورم تا تکلیف بقیه روشن شود لیبرالیسم این منادی آزادی همین که در مسند حاکمیت قرار گیرد به بهانه آزادی از توجه به عدالت باز میماند به واقعیت امور توجه نمیکند مثلا توجه نمیکند که افرادی میتوانند در جامعه باشند که با وجود داشتن استعداد به دلیل شرایط نابرابر اقتصادی حاکم بر محیطشان بدون اینکه رشد کنند نابود میشوند و به باور من اینجا از جان غافل میشود. و به همین دلیل است که لیبرالیستهای بزرگ با انوع استدلالهای انتزاعی در رد دولت رفاه میکوشند .شواهد نشان میدهد تمام ایدهها در زمانهایی خاص به رشد هستی کمک کردهاند و وجود یا جان داشتن همه آنها در جامعه ضروری است اما نباید همین ایدهها در مسند حاکمیت قرار گیرند. بحث بعدی این است که عدهای برای فصل مشترک به حقوق بشر اشاره میکنند و من حتی عبارت جمهوری حقوق بشری را هم شنیدهام هر چند به نظر نگارنده میثاق حقوق بشر ندایی است که از جان برخاسته اما باید توجه داشت این منشور راهنمایی برای ساخت یک ساختار حکومتی نیست یکم اینکه منادی این منشور بشریت هست نه کشور خاص. دوم اینکه اگر این منشور مبنای یک حکومت قرار گیرد خود تبدیل به آرمان میشود و همین آرمانی شدن در آینده دشواریهای بزرگی در زمینه حل مشکلات داخلی و به ویژه سیاست خارجی که امروز نیز با آرمانهای این رژیم ویرانهای از آن باقی نمانده میشود، به ویژه در سیاست خارجی باید توجه داشت که وظیفه دولت پی گیری منافع مردم تحت حاکمیت آن است نه منشور حقوق بشر. و نکته اخر اینکه این اندیشه که من مطرح کردم (تقدم جان بر خرد) همیشه با مردم ایران بوده و شاید راز تکثر قومی و فرهنگی و مذهبی این سرزمین باشد. دورهای پر رنگ شده و منشور کوروش بزرگ از آن بیرون آمده و دورانی کم رنگ اما فردوسی بزرگ در شاهنامه آن را برای ما به یادگار گذاشته
در پایان من فکر میکنم جمهوری ایرانی حکومتی است واقعگرا و دولتی است با وظایف حمایتی و رفاهی که تلاش میکند با استفاده از تمام دست آوردهای دانش روز کشور ایران را اداره کند .
—————————
برگرفته از : آزادی برای ایران سبز
خشونت از جانب حکومت ایجاد می شود ، هموطنان مظلوم ما سالهاست که قربانیان خشونت سازمان یافته دولتی اند / دکتر مصطفی آزمایش
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
« خشونت از جانب حکومت ایجاد می شود ، هموطنان مظلوم ما سالهاست که قربانیان خشونت سازمان یافته دولتی اند »/ دکتر مصطفی آزمایش
معمولاً در روند وقایع اجتماعی گاهی شرایطی بوجود می آید که مطالبات دموکراتیک و حق طلبانه مردم شکل عصیان آمیز بخود می گیرد اما باید در نظر داشت که خشونت هرگز از سوی عموم مردم بوجود نمی آید و انتشار نمی یابد؛ چراکه مردم هرگزبدنبال خشونت نیستند، و وسایل ابراز خشونت نیز فقط در دست دستگاه حکومت است. در هیچ جامعه ای هرگز مردم در برابر دولت حاکمه در صدد اعمال خشونت نیستند، اما برای درخواست مطالبات خود دست به اعتراضات مسالمت آمیز می زنند، چرا که اعتراض حق قانونی آحاد بشر است. در برابر خشونت نیز دست به دفاع میزنند، که این هم حق طبیعی و فطری – نه فقط هر انسان بلکه- هر جانوری است.حق مردم در برگزاری اعتراضات مسالمت آمیز و تظاهرات خیابانی در قانون اساسی کشور ما به رسمیت شناخته شده و اصولا با اعلامیه جهانی حقوق بشر مطابقت دارد . عقل و خرد نیز مبارزه برای احقاق حق در قالب اعتراضات و تظاهرات مسالمت آمیز را برسمیت می شناسد. آنچه بیش از همه حائز اهمیت است نوع برخورد دستگاه حاکمه و نیروهای تحت امر حکومت با اعتراضات و اعتصابات مردمی در مقابل تضییع حقوق قانونی آنان است. … ادامه
نوشابه امیری – عبدالله شهبازی: اوضاع به سمت بدتر شدن می رود
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
عبدالله شهبازی: اوضاع به سمت بدتر شدن می رود
نوشابه امیری
حالا این قوایی که دست بالا را دارد ممکن است روزی به این نتیجه برسد که آقای خامنه ای را هم حذف کند؟ عملا به نظر من دارند به این سمت پیش می روند ولی اینکه شما می گویید دست بالا دارند یعنی چی؟ یعنی ابزار قدرت را در اختیار دارند. بله ابزار قدرت را در اختیار دارند و می توانند کارهایی را انجام بدهند؛ به این معنا بله. ولی اینکه به آن سمت پیش بروند.
با عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ، در مورد آخرین بیانیه مهندس میرحسین موسوی، واکنش ها به آن و صحنه عمومی سیاسی ایران سخن گفته ایم. او برغم تکرار اینکه "اوضاع به سمت بدترشدن می رود" از این امید سخن می گوید که واکنش "عقلا و تعیین کنندگان اصلی جمهوری اسلامی" به پیشنهادات موسوی، مثبت باشد. … ادامه
دكتر عبدالستار دوشوكي : آسیب شناسی جنبش سبز و نقش افراطیون ِ در اپوزیسیون برونمرزی
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
آسیب شناسی جنبش سبز و نقش افراطیون ِ در اپوزیسیون برونمرزی
دكتر عبدالستار دوشوكي
اپوزیسیون ِ برانداز ِ برونمرزی بجای تعیین تکلیف کردن و نسخه پیچیدن برای نسل بپا خاسته هوشیار امروزی، باید با درک صحیح از شرایط جامعه و خطر آسیب پذیری جنبش و ظرفیت های تکاملی آن، از شیوه های هوشمندانه مبارزاتی آنها حمایت کند. اپوزیسیون برونمرزی نیز وظیفه دارد تا با روشنگری و آگاهی رساندن به جریانات مسلکی متعصب و مطلقگرا و همچنین عناصر افراطی قابل اصلاح در خارج از کشور، انسجام مبارزاتی و وحدت عملی مخالفان حکومت را تحکیم بخشد.
در روز ٢٢ خرداد دفتر تاریخ سیاسی ایران ورقی دیگر خورد و فصل کاملا ً جدیدی از مبارزات مردم ایران بر علیه استبداد مطلقه و خودکامه آغاز شد. اما متاسفانه برای عده قلیلی از نیروهای متعصب و جزم اندیش نظیر شاه اللهی های لــُس آنجلسی و یا بعضی از کمونیست های افراطی اروپا نشین در بر روی همان پاشنه قدیمی می گردد و در بصیرت سیاسی اینان بجز سیاه و سفید هیچ رنگ دیگری وجود ندارد. این گروههای کوچک اما جنجالی و یا شخصیت های منفعل پرهیاهو بجای حمایت از مبارزه ضد استبدادی مردم ایران؛ نوک پیکان حملات خود را متوجه گذشته ِ موسوی و کروبی کرده اند آنهم در زمانی که این دو متهورانه در کنار مردم بر علیه استبداد سیاه ایستاده اند. خوشبختانه اکثریت قاطع اپوزیسیون ِ برانداز ِ برونمرزی با درک صحیح از شرایط حساس مبارزه درونمرزی و ظرفیت های جنبش سبز و مکانیسم آسیب پذیری آن، خود را در سنگری جای داده اند که امروزه موسوی، کروبی، خاتمی و صانعی بعنوان "ســِـپـرهای حمایتی و حفاظتی" نیز از آن سنگر دفاع می کنند. … ادامه
ب. بی نیاز (داریوش) : اسلام و یهودیان
Dec 30, 2009 Library, Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
اسلام و یهودیان
ب. بی نیاز (داریوش)
• رابطهی اسلام با یهودیان اگرچه از بار تاریخی گرانی چون رابطهی مسیحیت با یهودیان برخوردار نیست، ولی خصومت دینی صدرِ اسلام نسبت به یهودیان از جایگاه ویژهای برخوردار است …
«در این جهان نابرابر و غمانگیز شاید بتوان هر چیز را مورد معامله قرار داد؛ اما تنها چیز معاملهناپذیر، شأن و مقام خدشهناپذیر انسانهاست.» آلکساندر فون هومبولد (۱۷۶۹ تا ۱٨۵۹)
مقدمه
رابطهی اسلام با یهودیان اگرچه از بار تاریخی گرانی چون رابطهی مسیحیت با یهودیان برخوردار نیست، ولی خصومت دینی صدرِ اسلام نسبت به یهودیان از جایگاه ویژهای برخوردار است. جهان مسیحی تازه پس از پشت سر نهادن پدیدهی هولوکاست بود که به گونهای جدی و فشرده خصومت دینی و تاریخی خود را با یهودیان مورد بررسی و بازنگری قرار داد و تلاش کرد که فرهنگِ یهودستیزی را از لابلای متون مقدس اصلی و فرعی خود بیرون بکشد و ماهیت ضدانسانی و تبعیضآمیز آن را افشا نماید. شکلگیری اسلام سیاسی در مدینه تحت رهبری محمد همواره با سرکوب و کشتار یهودیان توأم بوده است که ما بازتاب آن را در قرآن، سورههای مدنی (مربوط به مدینه)، مشاهده میکنیم. متأسفانه در جهان اسلام تاکنون یک بازنگری انتقادی جدی به این منبع و منشاء خشونت دینی که در دوران محمد پایهریزی شد، صورت نگرفته است.
تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴٨ و آغاز بحران خاورمیانه بستری شد که به مرور زمان به رنسانس مضامین ضدیهودی اسلام منجر گردید. البته آغاز این کشمکش و نزاع سیاسی- نظامی به رهبری جمال عبدالناصر، فارغ از عناصر مذهبی بود. جمال عبدالناصر تحت شعار «وحدت (پانعربیسم)، آزادی و سوسیالیسم»، بدون تشبث به متون ضدیهودی اسلام مبارزه خود و متحدانش را برای «آزادی فلسطین» علیه «بقایای استعمار امپریالیسم غرب» سازماندهی کرد. شکست اعراب در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ و اشغال مناطق دیگر توسط اسرائیل، به معنای پایان مبارزهی ملی و سکولار ناصر نیز بود. با مرگ ناصر، دوران قدرتگیری محافظهکاران در مصر آغاز شد که تبلور آن در انور سادات بود. طی قرارداد صلح کمپ دیوید که بین مصر و اسرائیل بسته شد، عملاً مصر از جبههی متحد اعراب خارج گردید. از زمان مرگ ناصر و به ویژه از زمان قرارداد کمپ دیوید ما با یک گرایش نیرومند مواجه هستیم که قرائت و تأویلشان از مبارزه با دولت اسرائیل بر مبنای درک پیامبر اسلام در مدینه استوار میشود. مبارزه برای «آزادی فلسطین» و جستجوی راه حل و چاره برای این معضل جای خود را به مبارزه مسلمانان علیه یهودیان میدهد: اخوان المسلمین و بازوی آن در فلسطین یعنی حماس از ستونهای اصلی این نیروها هستند. با انقلاب اسلامی در ایران و سپس با ترور انور سادات توسط گروه اسلامی «الجهاد»، یکی از منشعبات سازمان «جماعت الاسلامیه»، در ۶ اکتبر ۱۹٨۱ یعنی دو سال پس از انقلاب اسلامی در ایران، عملاً ما وارد یک مرحله نوین شدیم: جایگزین شدن راهحلهای ناب اسلامی به جای راهحلهای سیاسی در حل مسئلهی فلسطین.
عدهای بر این نظرند که منشاء خصومت مسلمانان با یهودیان نه در مبانی دینی- فرهنگی بلکه در تشکیل دولت اسرائیل نهفته است. خمینی در مقدمهی کتاب «حکومت اسلامی»، چاپ ۱۹۷۱ ، نوشته است: «نهضت اسلام در آغاز گرفتار یهود شد و تبلیغات ضد اسلامی و دسائس فکری را نخست آنها شروع کردند و بطوریکه ملاحظه میکنید دامنه آن تا به حال کشیده شده است.» (خمینی، حکومت اسلامی، ص ۷) این جملهی خمینی چکیده و عصارهی مناسبات صدر اسلام با یهودیان را در خود حمل میکند که در پائین به طور مختصر به آن خواهم پرداخت. به هر رو، با نگاهی به قرآن خواهیم دید که این خصومت و تضاد به عصر محمد برمیگردد. در مقاطع تاریخی معینی، به ویژه دورههای بحرانی، یهودستیزی صدر اسلام حیات مجدد پیدا کرده است. امروز تحت این شرایط و بهانه و دیروز تحت شرایط و بهانهی دیگر. وظیفهی ما در این جا بازنگری این منبع دینی و تصفیه حساب تاریخی با آن است. در این نوشته تلاش کردهام بیش از حد وارد جزئیات نشوم و به خطوط کلی این وقایع بسنده کنم. … ادامه
محسن مخملباف – رازهای زندگی خامنه ای
Dec 29, 2009 Library, Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
محسن مخملباف
رازهای زندگی خامنه ای
گزارش کارمندان بیت رهبری و وزارت اطلعات که به خارج از کشور گریخته اند.نوشته حاضر اطلعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلعات که به .خارج از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام. … ادامه
جواد اسدیان – پردۀ نخست : جعل سبز
Dec 28, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
پردۀ نخست: جعل "سبز"
جواد اسدیان
جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران که پس از نمایش " انتخابات رئیس جمهوری" آغاز شد و به شتاب بالید، مانند همۀ جنبش های سیاسی پیروزمندِ تاریخ، دارای دو وجه کلی ست:
- وجه سلبی و نفی کننده؛
- وجه ایجابی و اثباتی.
مردم، پس از " انتخابات " دورۀ نهم "ریاست جمهوری" خیابان ها را به تسخیر خود درآوردند و جهان خواب گرفته و خوکرده به نظام اسلامی را به شگفتی فروبردند. جنبش آزادیخواهانه، اگر چه برای اعتراض به تقلب های همیشگی در "انتخابات" آغاز شد، اما، زود روشن شد که شور و شیدایی دیگر در سر دارد و برای دستیابی به پاسخ پرسش هایی برخاسته است که تاریخ و بویژه تاریخ روشنفکری ایران، از حل آنها سر باززده است. اگر شعارهای فراگیری را که در همۀ تظاهرات فریاد می شدند، جان و افشرۀ خواست مردم بشمار بیاوریم که باید بیاوریم، آنگاه دریافت این نکته چندان دشوار نخواهد بود که مردم برای نفی حکومت اسلامی بپاخاسته اند و نه، تنها برای بازپس گرفتن رأی هایی که در حقیقت برای نفی حکومت اسلامی داده بودند. این جنبش که با کیفیتی نوین و تاریخی به رویارویی بی پرده با حکومت اسلام و اسلام برخاسته، در وجه سلبی خود که در شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر جمهوری اسلامی" درخشندگی می یابد، جای چندانی برای تفسیر و تأویل دین خویان تردست و چرب زبان نگذاشته است. شعارهای جنبش مردمی چنان کوبنده بوده است که علی خامنه ای را به اغمای مرگ فروبرد و بی تردید، با دیگرانی نیز که در برابرش بایستند، چنین خواهد کرد.
میان پرده: سبز، کژراهۀ میکونوسی دیگر؟
از همان دمی که مردم بر خواست واقعی خود، یعنی نفی حکومت اسلامی، پای فشردند و حرکتِ اعتراضی به جنبشی آزادیخواهانه فرارویید، دین خویان مغبون، با پول هایی که از کیسۀ رفسنجانی خرج می شوند، برای مصادرۀ جنبش و انحراف آن به چاره جویی پرداختند. ملاخور کردن جنبش از دو راه اساسی پیگیری شد و می شود:
1. با علم کردن رنگ سبز و بستن جنبش به اسلام و حسین و کربلا و عاشوراو سادات و اهل بیت؛
2. سازماندهی شبکه های اجتماعی جوانان در داخل و خارج برای مهار جنبش در چارچوب اسلام و پذیرش ولایت فقیه و تلاش برای احیای خط امام (خمینی) که بزرگترین بارزۀ آن عادی کردن قتل عام و جنایت علیه بشریت است.
این شبکه های اجتماعی که به شتاب بوجود آمدند، بیش از آنکه در داخل، چارۀ درد دوم خردادی ها و میرحسین موسوی باشند، بیشتر در خارج از کشور، بویژه در اروپا به کار آنان آمد. اسلام زدگان توده ای- اکثریتی و خط امامی و جمهوری خواهان ملی و افرادی مانند سروش و کدیور و گنجی و سازگارا… کوشیدند تا با همیاری رسانه های ذینفع غرب، القا کنند که جنبش در پناه رنگ سبز سادات و اسلام حرکت می کند و از آنجا که در خطِ اهل بیت است، به دنبال تغییر نظام حکومتی نیز، نیست. اگر نیروهای توده ای- اکثریتی و پیروان " خط امام" در روزهای نخستِ تظاهرات توانستند با کاربرد خشونت و رفتار ناشایست و ناروا، از شرکت نیروهای برانداز جلوگیری کنند، اما زود دریافتند که تحمیل ارادۀ اسلامی به تظاهرات خارج از کشور، بیهوده ای ست که به انزوای بیشتر آنان خواهد انجامید. آنگاه بود که صلاح دیدند؛ از تشر و خشونت دست بشویند و به دست ها، بادبادک بدهند که هوا کنند.
اکنون، از کسانی که با نمایندگان جناح های متخاصم حکومتی که دچار جنگی سهمگین برای حفظ اسلام و قدرت هستند، به گفتگو می نشینند و ظاهراً برای جنبش، چاره می اندیشند، باید پرسید که آیا با همین چاره اندیشی های ارزانِ ناشی از سنگوارگی و خودپرستی و انزوا نبود که راه خونین مینکوس گام به گام هموار شد؟! … ادامه
جواد طالعی : همایش ملی خودکشی
Dec 24, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
همایش ملی خودکشی!
جواد طالعی
آخرین هفته آذرماه امسال، در دانشگاه ایلام همایشی برپا شد که نام آن به تنهائی برای روشن کردن فاجعه بزرگی که بر جامعه ایران می گذرد، کافی است.
آنچه در این همایش از زبان فرمانده نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی و نماینده ولی فقیه بیان شد، برای راه یافتن به یکی از بزرگترین مصیبت های جاری و ساری در ایران اهمیتی فوق العاده داشت. اما رسانه های ایرانی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، متاثر از تب و تاب شرایط حاد سیاسی، از آن غافل ماندند. … ادامه
اعدام در ملا عام: عجز حکومت از اصلاح خطاکاران
Dec 23, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
بهره بردن ازاعدامها درملاءعام برای تظاهرات
دراسلام ، انسان ، خودش برای عملی که کرده است ، مجازات نمیشود ، بلکه انسان وسیله وابزار برای ترساندن اجتماع ، از الله ِ قهار وجبارو منتقم میگردد ، تا از حکومت الله و دست نشانندگانش،هرگزسرنپیچند
ملت ایران باید دراعدامها درملاء عام ، برضد ابزارکردن انسان، و سلب ارج انسانی ازاو ، وبرضد خدائی که میترساند و و برضدحکومتی که برپایه ترس ووحشت گذازده میشود، اعتراض کند . ملت ایران باید از اعدام ها درملاء عام ، برای تطاهرات برضد رژیم ، وبرضد سلب ارج انسانی درمجازات استفاده کند، که هیچ مجوزی نیز نمیخواهد . دراین تظاهرات در اعدامها ، میتواند خواهان حفوق بشر و حکومتی بشود که برشالوده ترس نهاده نشده است
منوچهرجمالی .
مهمانان ما
«اعدام در ملا عام: عجز حکومت از اصلاح خطاکاران»
اول دیماه در حالی که دو محکوم به اعدام را برای اجرای حکم به مرکز شهر سیرجان آورده بودند، چند نفر در اعتراض به اجرای این حکم با ماموران انتظامی درگیر میشوند. شیرین عبادی میگوید وجدان جامعه نسبت به اعدام حساس شده است. صبح روز سه شنبه (۲۲ دسامبر / اول دی) نیروهای انتظامی در سیرجان موفق نشدند حکم اعدام دو نفر محکوم را در ملاء عام اجرا کنند. در گزارشهایی آمده است که اعضای خانواده این افراد، طناب اعدام را بریده و آنها را فراری دادهاند.
در گزارش دیگری آمده که این افراد هنگامی که به محل اعدام منتقل میشدند، توسط افرادی ناشناس فراری داده شده بودند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، نیروهای امنیتی این دو نفر را بار دیگر دستگیر کرده و قرار بوده با تاکید شورای تامین شهرستان سیرجان، مراسم اعدام مجددا عصر سهشنبه در این شهرستان برگزار شود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه و سایت ادوارنیوز، هزاران نفر از مردم سیرجان در این مراسم مجدد اعدام حضور پیدا کرده و نسبت به اجرای مجدد حکم دست به اعتراض زدند. این اعتراض به صحنه درگیری میان شهروندان و نیروهای انتظامی بدل شد.
به گزارش ادوار نیوز، با صدور فرمان تیراندازی توسط مقامات انتظامی و امنیتی و اجرای این فرمان، سه تن از شهروندان عادی در محل اجرای مجازات کشته شدند.
ادوارنیوز مینویسد، بر اساس گزارشهای موثق، ۷ تن دیگر نیز به شدت مصدوم شدهاند که پزشکان از آنها قطع امید کردهاند. همچنین بیش از ۲۰ تن دیگر نیز جهت مداوا به بیمارستانهای کرمان منتقل شدهاند.
خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری فارس، شمار کشتهشدگان را دو نفر و تعداد مجروحان را ۲۵ نفر اعلام کرده است. در جریان این درگیریها چندین خودروی نیروهای انتظامی نیز به آتش کشیده شد. دو محکوم به اعدام نیز که به دلیل سرقت مسلحانه و نگهداری اسلحه مجرم شناخته شده بودند به زندان منتقل شدهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، شمار اعدامها در ایران در سال جاری میلادی، دستکم به ۲۶۷ نفر رسیده است. این رقم در سال ۲۰۰۸ به ۲۴۶ نفر رسیده بود.
این اولین بار است که نسبت به اجرای حکم اعدام د رملا عام اعتراضی صورت میگیرد. شیرین عبادی، وکیل و حقوقدان میگوید وجدان جامعه نسبت به مسئله اعدام و به خصوص اعدام در ملا عام حساس شده است. … ادامه
حشمت اله طبرزدی : مرگ منتظری و واقعیت های پیش روی جنبش دموکراسی خواهی
Dec 23, 2009 Library, Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
مرگ منتظری و واقعیت های پیش روی جنبش دموکراسی خواهی
حشمت اله طبرزدی
منتظری اما پیش از این که مرگ را در اغوش بگیرد اقدام شجاعانه ی دیگری نیز انجام داد. او به اشتباهات خود در زمینه ی دفاع از اصل ولایت فقیه اعتراف کرد اگر چه اصل جمهوری اسلامی و نظارت فقیه را رد نکرد. او البته هرنوع حکومت از جمله نظارت فقیه را مشروط به خواست مردم دانست.
ایه اله منتظری درگذشت.او پیش از پیروزی انقلاب در بین روحانیون از مبارزین بزرگ در مکتب خمینی و بلکه نزدیک ترین مبارز به خمینی به حساب می امد.اگرچه اقای طالقانی از جهاتی پیشرو تر از منتظری بود اما منتظری کسی بود که از یاران بسیار نزدیک خمینی به حساب می امد. طالقانی از نهضت ملی شدن نفت پا در مبارزه گذاشته بود و به نحوی از مبارزین راه مصدق به حساب می امد. اما منتظری از کسانی بود که همراه با نهضت خمینی پا در میدان مبارزه گذاشت. او به لحاظ فقهی و فلسفی از یاران و شاگردان بسیار نزدیک خمینی به حساب می امد و به حق شارح و واضع و نیز تصویب کننده ی تز ولایت فقیه بود.پس به لحاظ علمی و عملی ،هیچکس از او به خمینی و مکتب و راه او نزدیک تر نبود.مرگ منتظری 20 سال پس از مرگ خمینی به مفهوم مرگ بانیان اصلی جمهوری اسلامی در سده ی بیست به حساب می اید. … ادامه
خامنه ای منصب اش را از منتظری دارد … – سکولاريسم نو
Dec 22, 2009 Mehmanan, Outgoing Links
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
سکولاريسم نو
خامنه ای منصب اش را از منتظری دارد
منصبی که منتظری فريفته اش نشد اما خامنه ای بخاطرش دست به جنايت زد
آيت الله منتظری، گنجانندهء اصل ولايت فقيه در قانون اساسی ايران و همواره معتقد به صحت فقهی اين نظريه، ديده از جهان فرو بست. اصل ولايت فقيه فرمول بندی شيعی برای تشکيل حکومتی ضد سکولار است. از اين بابت نقش آقای منتظری در ايجاد اين ضايعه فراموش شدنی نيست. همچنين ايشان بهر حال فقيه شريعت امامی و معتقد به قداست احکام الهی بود. اما، در محدودهء شخصيتی افراد، آنچه از ايشان چهره ای قابل احترام ساخته، شباهت ايشان با «دکتر فرانکشتين» در داستان های تخيلی است؛ دکتری که به خيال خود به خلق «ابرمرد» و «انسان کامل» می پردازد اما حاصل کارش هيولائی مخرب و خونريز از آب در می آيد. دکتر فرانکشتين به نابود کردن اين هيولا اقدام می کند و آقای منتظری نيز ـ نخست از طريق استعفاء و کنار کشيدن از ولايت عهدی و تحمل زندان خانگی و شنيدن دشنام و اهانت، و سپس از راه روشنگری و قيام و اقدام عليه دشمن بشريتی که بر مسند ولی فقيه نشسته است ـ در رد آنچه بصورت هيولای ولايت فقيه و در وجود شخص خمينی و خامنه ای، سی سال است به سرکوب و خونريزی مشغول بوده، می کوشد. بدينسان، در زمانه ای که دروغ و خدعه و تملق و بی شخصيتی سراسر نظام حکومت اسلامی را فرا گرفته، ارزش چهره ای چون آقای منتظری صد چندان شده است. ما، بی آنکه برای مقام آيت اللهی و فقاهت ايشان ارزشی خاص و خارق العاده قائل باشيم و يا انديشه های آقای منتظری را پاسخگوی نياز مبرم نسل جوان کشور به داشتن حکومتی سکولار بدانيم، بر اينکه مردان شجاع و راستگوئی که بنا بر اعتقاد خود عمل می کنند از جهان می روند و دروغزنان فريبکار و خونريز هنوز و همچنان بر مسند نشسته اند دريغ و افسوس می خوريم و فقدان آيت الله منتظری را لطمه ای می دانيم که تنها نوع مبارزه جويانهء واکنش مردم نسبت به آن می تواند ضايعه را به فرصت تبديل کرده و مرگ آقای منتظری را همچون حياتش به سرمشقی از پايداری بر عقيده و مقاومت در برابر ظلم و زور مبدل سازد.
http://www.newsecularism.com/2009/12/20.Sunday/122009-Shokooh-Mirzadegi-Yalda.htm
عباس امیرانتظام : همراه مردم تا پای جان ایستادهام
Dec 18, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
عباس امیرانتظام ”همراه مردم تا پای جان ایستادهام”
بهترین درودها و آرزوهای خود را به زنان و مردان پر شور و شجاعی که در آذر ماه امسال حماسه آفریدند، تقدیم میکنم. ای هم میهن، صبح پیروزی دمیده است و آفتاب امید لحظه به لحظه آسمان ایران را فرا میگیرد. حق تعیین سرنوشت بدست فرزندان آگاه و دلیر این مملکت تحقق میپذیرد. … ادامه
در سوگ محمد عاصمی ، شاعر، نويسنده و فعال قديمی فرهنگی
Dec 15, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
در سوگ محمد عاصمی
شاعر، نويسنده و فعال قديمی فرهنگی
با کمال تأسف و بنا بر گزارش بی بی سی، خبر شديم که دکتر محمد عاصمی شاعر و نويسنده و پژوهشگر ايرانی مقيم آلمان روز شنبه در بيمارستانی در نزديکی شهر مونيخ درگذشته است.
عاصمی در جوانی شاعر و نويسندهای پر شور بود و اشعار حماسی او با امضای "شرنگ" در نشريات چپ منتشر میشد. او در دوران توفانی ِ پس از شهريور بيست از هنرمندان تئاتر بود و در "تئاتر سعدی" به روی صحنه میرفت. او از شاگردان عبدالحسين نوشين کارگردان نامی تئاتر و عضو کميتهء مرکزی حزب توده بود.
او، در همان دوران، با خانم ايرن، بازيگر نامدار تئاتر و سينمای ايران، پيوند ازدواج بست، که دوام چندانی نداشت.
محمد عاصمی پس از کودتای 28 مرداد 1332 تحت پيگرد قرار گرفت و ناگزير شد ايران را ترک کند و در آلمان اقامت گزيند.
او از فروردين 1342 نشریۀ فرهنگی و اجتماعی کاوه را به زبان فارسی در مونيخ منتشر کرد. اين نشريه به ويژه ناشر افکار و آثار نويسندگان و پژوهشگران ايرانی شد که در اروپا اقامت داشتند. خود عاصمی نيز با شروع کار کاوه و مقالاتی که در آن می نوشت نشان داد که به انسانيت و عدالت بيش از هر مسلک و ايدئولوژی اعتقاد آورده و آزادی ها و حقوق بشری را از همهء آرمان های ناکجاآبادی برتر می شمرد.
عاصمی، چنانکه خود در مصاحبهای گفته است، نشريهی خود را برای زنده داشتن ياد نشريهء مهمی که نيم قرن پيش از آن برخی ادبای تبعيدی سرشناس ايرانی مانند سيد حسن تقیزاده، علامه محمد قزوينی، محمد علی جمالزاده در برلين منتشر میکردند، "کاوه" ناميد.
با مجلهء کاوه گروه بزرگی از نويسندگان و پژوهشگران ايرانی همکاری داشتند، مانند سيد محمد علی جمالزاده، دکتر پرويز ناتل خانلری، علی دشتی، عباس زرياب خويی، بزرگ علوی، احسان طبری، محمود تفضلی، علی نقی منزوی، سعيدی سيرجانی و ده ها اديب و متفکر ديگر.
دکتر عاصمی نويسندهای خوشبيان، روشنفکری فهيم و انسانی بسيار مهربان و شوخطبع بود. از او آثاری در تأليف و ترجمه باقی مانده است. آخرين کار او يک "سی دی" است که در آن شعرهای دوست خود مسعود عطايی را خوانده است. اين اثر در زمستان 2008 به بازار آمد.
دکتر عاصمی از چند سال پيش از بيماری سرطان مری رنج میبرد. او هنگام مرگ 84 سال داشت. … ادامه
(11-12-09 A) جـمهـوری ایـرانی – دفاع از اقليتها / مهمانان ما
Dec 11, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
Deadly Fatwa فتوای مرگبار…. قتل عام زندانیان 1367 ایران
VIEW THIS ARTICLE AS PDF 2,76 MB
مهمانان ما
زندانیان سیاسی از ما چه انتظار دارند؟
رضا حسین بر
اگر شما اکنون در زندان میبودید، از مردم چه انتظاری میداشتید؟، در زندان به چه فکر میکردید؟ شکنجه ها را به چه دلیلی تحمل مینمودید؟ آینده خود را چطور میدید؟ به چه چیزی امید میبستید؟ راه نجات خود را در چه میدید؟
کسی که در زندان است کاملا بی دفاع است و تنها امیدش کسانی هستند که خارج از زندان هستند، همانطور که ما به او و دیگران امید داشتیم که در مبارزه شرکت کنند. شاید ما هم به امید او و دیگران اصلا در تظاهرات شرکت نکردیم. اما زندانی به خاطر ما خطر کرد و برای تحقق ارمان های ما دست به مبارزه زد و دستگیر شد و شاید هیچکس نداند او اکنون کجاست، ولی او میداند ما کجا هستیم. او میداند ما آزادیم. او میداند هدف های ما هنوز بدست نیامده. اما او نمیداند ما برای او کاری میکنیم یا نه. . به همین دلیل مسولیت ما بسیار سنگین است. … ادامه
مهمانان ما
پاسخ طبرزدی به پرسش های یک نشریه ی کردی
چندی پیش یکی از نشریات کردستان عراق پرسش هایی از مهندس طبرزدی در باره ی جنبش سبز و سایر موضوعات سیاسی روز ایران مطرح کرد. متن این پرسش و پاسخ از نظر گرامیتان می گذرد. پرسش اول-در باره ی تعداد بازداشت های خود بگویید. … ادامه
(07-12-09 A) جـمهـوری ایـرانی – دفاع از اقليتها / مهمانان ما
Dec 8, 2009 Jomhouri Irani, Library, Mehmanan
Jomhouri Irani
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
ایران با «جمهوری ایرانی» بر پا می خیزد
(بخش سوم)
رضا ایرانی
مهمانان ما
جلسه فوق لعاده گرمابه ی محله ی ما برای برون رفت از بن بست
پس از قیام مردم در اعتراض به تقلبات انتخابات و وضعیت پیش آمده بوق حمام را بصدا در آوردم تا اعضای محترم گردهم آیند و چاره ای برای برون رفت از بن بست پیش آمده بیندیشند و بویژه از آقای جبهه زاده خواهش کردیم که حضور بهم رساند که اوضاع حاد است و از سر و صدای اول انتخابات پنج ماه گذشته و تكلیف همه قدری روشن شده ولی تكلیف مملكت خیر. چه كنیم ما كه سی سال شمسی است منتظر این آخری هستیم. … ادامه
SOURCE: www.iranliberal.com
اكبر گنجي : ما اشتباه كرديم
Dec 6, 2009 Mehmanan
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
اكبر گنجي : ما اشتباه كرديم !!
>آن کاری که ما کردیم اشتباه بود. اون تئوری ای که شریعتی آمد و اسلام را تبدیل کرد به و اسلام سیاسی و اسلام ایدئولوژیک این صد در صد نادرست است. سوال و جوابي را كه با گنجي داشتم ، از فايل صوتي پياده كرده ام و در انتهاي پست قبلي اضافه كردم. ولي به دليل اينكه براي من خيلي مهم بود ، تصميم گرفتم پستي مجزا را به آن اختصاص دهم. … ادامه
مجید محمدی : سياستهای امپرياليستی جمهوری اسلامی ايران
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
سياستهای امپرياليستی جمهوری اسلامی ايران
مجید محمدی
حاکمان جمهوری اسلامی به دنبال شکل دادن به امپرياليسم جمهوری اسلامی هستند. هزاران دليل و شاهد برای اين مدعا وجود دارد- و شاهدی عليه آن نيست- که در نه مقوله به برخی از آنها اشاره می کنم: ايدئولوژی شيطانی، ادبيات استکباری، حمايت از اپوزيسيون ديگر کشورها، بسط حيطهی نفوذ ايدئولوژيک، کمکهای به ظاهر فرهنگی، کمکهای به ظاهر بشر دوستانه، دخالت نظامی غير مستقيم، بسط حيطه نفوذ در مناطق مختلف دنيا، و يگانهای ويژه برای دخالت مستقيم نظامی. … ادامه
محمد مختاری : بازخوانی فرهنگ
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
آرامش دوستدار : يادداشتی بر حوادث ايران
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
يادداشتی بر حوادث ايران
آرامش دوستدار
مردم ايران با و در قیامشان در وهلهی اول آن چيزهايی را میخواهند که مطلقا ندارند و ما نسل پيشين از آنها برخوردار بوديم: آزادی خصوصی، شخصی، فردی و اجتماعی، و نيز طبعا رفع آن دسته مشکلات اقتصادی که ما زمان شاه نمیشناختيم و موجب و عامل آنها حکومت اسلامی بوده است. رفع مشکلات اقتصادی، مشکلاتی که نتيجهی به وجود آمدن دستهای قوی و بازگذاشتن آنها برای استفادهها و سوء استفادههای کلان با ارقامی نجومی از ثروت کشور بودهاند و قاطبهی مردم را از هستی ساقط کردهاند، و بازگرداندن آن آزادیها ــ حتا بدون آزادی سياسی که پیشتر نیز وجود نداشت و ضرورتی آتی خواهد بود ــ به گونهای که تعادل و همآهنگی درونی و برونی را از نو در جامعه برقرار سازند، قطعا يکی از پيچيدهترين و سختجان ترين مسائل برای دولتی خواهد بود که قرار شود زمانی جايگزين دولت اسلامی گردد.
هنوز زود است برای آنکه ما بتوانيم پهنه و ژرفای آسيبهای جوراجور و ريشه دوانده در تن جامعه را دريابيم. درک و برآورد آنها زمانی ميسر میشود که فشار و سرکوب از ميان بروند و اعماق بتوانند خود را نشان دهند. و تازه آن وقت معلوم نيست نيروهای ويرانگر سابق به هياتهای ديگر درنيايند، وضع کنونی را به صورتی ديگرادامه ندهند وحتا بدتراز اين که تا کنون کردهاند نکنند. گونهای از اين وضع ممکن را به رایالعين میتوان در نمونهی روسیاش ديد که کا.گ.ب. و مافيا شدهاند جانشين حکومت کمونيستی. اما اينگونه احتمالات را نمیتوان به نشانهی «ايست» در برابر حرکت اين قيام نهاد و آن را به سبب عاقبت ناروشن احتمالیاش نپسنديد، به اين اميد که در آيندهی نزديک يا دور فرصت «مناسبتری» پيشآيد و بهترين نيروهای سازنده، همسنخ و هماهنگ يکپارچه از دل سالها ويرانگری بنيادی جوانه زنند و بشکفند، تا ايران بهشت و سرمشق سرزمينهای ديگر شود! اینها همه خواب و خيالاند و بهانه برای بهتردانی کسانی که انگيزه و هدف حوادث را با خط کشها و گونياهای ذهنی پيشساخته و چکشخورده بر سندان تعليمات سياسی کشف میکنند و میشناسند. با همين تجهيزات بود که «فرهيختگان» توانستند کشور را در ظرف يکی دوسال در چاه ويل اسلام سرنگون سازند. چشمهای گذشتهبين و گوشهای گذشتهشنو بايد هر آن بتوانند نقش رقابتناپذيری را که اين افراد، سازمانها و جرگههای سياسی در موفقيت انقلاب اسلامی داشتند بازبينند و بازشنوند. مردمی که چوب خودبينیها و سردمداریهای سياسی ما را خوردهاند و در نتيجهی آن امروز فاقد هرگونه سازمان و تشکيلات و هيات رهبریاند، نمیتوانند و مجاز نيستند هيچ فرصتی را برای مقابله با حکومتی زورگو از دست بدهند، نکند زمانی نرمخويی جای زورگويی را بگيرد و «آشتی ملی» تحقق پذيرد. اين نظر که هر ملتی لايق دولتاش است، تشخيصی که ملت را مسئول میداند، نادرست است و به کار بخور نيست. نسل کنونی نمیتواند لايق دولتی باشد که مسئول پديداریاش نسل پيشين بوده است، نسلی که چه در ايران و چه در خارج، همه جا هست، منتها «گمنام و حتا بینفوس»، با اينکه هر مجله، ماهنامه و گاهنامه و هر سايت اينترنتی از مقالههای پر نام و نشان افراد آن انباشته است. … ادامه
امير سپهر : من و انکار شراب! این چه حکایت باشد ؟!
دفاع از اقليتها / مهمانان ما
مهمانان ما
من و انکار شراب! این چه حکایت باشد ؟!
امير سپهر
آن ايرانی که می گويد:«روس ها وزير بردند»، «انگليس ها شاه آوردند»، «آمريکايی ها کودتا کردند»… ، ملت ايران را فاقد شعور و اختيار دانسته و نادانسته هم می پذيرد که چنين موجودات بی شعوری، بايد هم ولی فقيه داشته باشند! … آيا اين سخن که روس و آمريکا و انگليس برای ما توطئه می کنند از سوی پاره ای از هم ميهنان مثلآ آگاه ما، درست همان سخن رژيم روضه خوان ها نيست که مرتب دشمن، دشمن گفته و استکبار جهانی را سبب تمامی نادانی ها ويرانگری های خود معرفی می کند! … ما امروز در زبان فارسی واژگان تازی و ترکی مفرس «moufärräs» فراوان داريم که حال نه تنها برای تازيان و ترکان بی معنا هستند، بلکه آنان ديگر حتا قادر به تلفظ اين واژگان ما هم نيستند…
………………………………………………………………..
سرچشمه ی سخن
هم ميهن محترمی از درون ايران، نامه ی کوتاهی برای من روانه کرده اند که گمان می کنم جای تأمل داشته باشد. اين گرامی که بدون شک از کمونيست های پيشين هستند، گر چه دو ايراد بر يکی از نوشته های من گرفته اند که حق طبيعی ايشان است، ليکن مرا به «اهانت به مردم» هم متهم ساخته اند که اين ديگر براستی يک بی انصافی است. از آنجا که نگارند اين تهمت را چند بار ديگر نيز دريافت کرده ام، بيجا نديدم که در يک پاسخ باز به اين هم ميهن، اين نکته را روشن سازم که کاری که من می کنم، فاشگويی و روشنگری در مورد« مسئوليت شناسی» است نه اهانت. … ادامه









