جواد اسدیان – پردۀ نخست : جعل سبز

Jomhouri Irani

دفاع از اقليتها / مهمانان ما

مهمانان ما

پردۀ نخست: جعل "سبز"

جواد اسدیان

جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران که پس از نمایش " انتخابات رئیس جمهوری" آغاز شد و به شتاب بالید، مانند همۀ جنبش های سیاسی پیروزمندِ تاریخ، دارای دو وجه کلی ست:
– وجه سلبی و نفی کننده؛
– وجه ایجابی و اثباتی.
مردم، پس از " انتخابات " دورۀ نهم "ریاست جمهوری" خیابان ها را به تسخیر خود درآوردند و جهان خواب گرفته و خوکرده به نظام اسلامی را به شگفتی فروبردند. جنبش آزادیخواهانه، اگر چه برای اعتراض به تقلب های همیشگی در "انتخابات" آغاز شد، اما، زود روشن شد که شور و شیدایی دیگر در سر دارد و برای دستیابی به پاسخ پرسش هایی برخاسته است که تاریخ و بویژه تاریخ روشنفکری ایران، از حل آنها سر باززده است. اگر شعارهای فراگیری را که در همۀ تظاهرات فریاد می شدند، جان و افشرۀ خواست مردم بشمار بیاوریم که باید بیاوریم، آنگاه دریافت این نکته چندان دشوار نخواهد بود که مردم برای نفی حکومت اسلامی بپاخاسته اند و نه، تنها برای بازپس گرفتن رأی هایی که در حقیقت برای نفی حکومت اسلامی داده بودند. این جنبش که با کیفیتی نوین و تاریخی به رویارویی بی پرده با حکومت اسلام و اسلام برخاسته، در وجه سلبی خود که در شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر جمهوری اسلامی" درخشندگی می یابد، جای چندانی برای تفسیر و تأویل دین ­خویان تردست و چرب زبان نگذاشته است. شعارهای جنبش مردمی چنان کوبنده بوده است که علی خامنه ای را به اغمای مرگ فروبرد و بی تردید، با دیگرانی نیز که در برابرش بایستند، چنین خواهد کرد.

میان پرده: سبز، کژراهۀ میکونوسی دیگر؟
از همان دمی که مردم بر خواست واقعی خود، یعنی نفی حکومت اسلامی، پای فشردند و حرکتِ اعتراضی به جنبشی آزادیخواهانه فرارویید، دین ­خویان مغبون، با پول هایی که از کیسۀ رفسنجانی خرج می شوند، برای مصادرۀ جنبش و انحراف آن به چاره جویی پرداختند. ملاخور کردن جنبش از دو راه اساسی پیگیری شد و می شود:
1. با علم کردن رنگ سبز و بستن جنبش به اسلام و حسین و کربلا و عاشوراو سادات و اهل بیت؛
2. سازماندهی شبکه های اجتماعی جوانان در داخل و خارج برای مهار جنبش در چارچوب اسلام و پذیرش ولایت فقیه و تلاش برای احیای خط امام (خمینی) که بزرگترین بارزۀ آن عادی کردن قتل عام و جنایت علیه بشریت است.
این شبکه های اجتماعی که به شتاب بوجود آمدند، بیش از آنکه در داخل، چارۀ درد دوم خردادی ها و میرحسین موسوی باشند، بیشتر در خارج از کشور، بویژه در اروپا به کار آنان آمد. اسلام زدگان توده ای- اکثریتی و خط امامی و جمهوری خواهان ملی و افرادی مانند سروش و کدیور و گنجی و سازگارا… کوشیدند تا با همیاری رسانه های ذینفع غرب، القا کنند که جنبش در پناه رنگ سبز سادات و اسلام حرکت می کند و از آنجا که در خطِ اهل بیت است، به دنبال تغییر نظام حکومتی نیز، نیست. اگر نیروهای توده ای- اکثریتی و پیروان " خط امام" در روزهای نخستِ تظاهرات توانستند با کاربرد خشونت و رفتار ناشایست و ناروا، از شرکت نیروهای برانداز جلوگیری کنند، اما زود دریافتند که تحمیل ارادۀ اسلامی به تظاهرات خارج از کشور، بیهوده ای ست که به انزوای بیشتر آنان خواهد انجامید. آنگاه بود که صلاح دیدند؛ از تشر و خشونت دست بشویند و به دست ها، بادبادک بدهند که هوا کنند.
اکنون، از کسانی که با نمایندگان جناح های متخاصم حکومتی که دچار جنگی سهمگین برای حفظ اسلام و قدرت هستند، به گفتگو می نشینند و ظاهراً برای جنبش، چاره می اندیشند، باید پرسید که آیا با همین چاره اندیشی های ارزانِ ناشی از سنگوارگی و خودپرستی و انزوا نبود که راه خونین مینکوس گام به گام هموار شد؟! … ادامه

  • Twitter
  • RSS
  • email
  • Print
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • PDF

Leave a Reply

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>