خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

جـلـد یکـم

کتاب های الکترونیک

خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

حقیقتِ زندگی،«رنگ»است خـرد،رنگ-اندیش است
جلددویم

کتاب های الکترونیک

خرد ، سرمایه فلسفی ایران
خرد ، شهرساز ، وشهرآراست

جلد سوّم
جـمهـوری ایـرانی

کتاب های الکترونیک

خردِ سرپیچ در فرهنگ ایرانرستم و سهراب
درفش کاویان ( ُ گش یا فرّخ )
فرهنگ یا کاریز، نام سیمرغ
َلنبَک یا نخستین «ساقی جهان»

کتاب های الکترونیک

زمانی= سکولار
ا َوامی = سکولار
سـپـنجی = سکولار

سکولاریته و حقوق بشر درفرهنگ ایران

ازفـرهـنگ خـنـده تا شـریعـت ِخـشـم

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۴-۰۶-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

ازفـرهـنگ خـنـده
تا شـریعـت ِخـشـم

…………………………
از« خدائی که درهمه جاریست»
تا «الهی که تقسیم کننده رزقست»
…………………………
ازجنگ رخش با اژدها
درهفت خوان ِرستم (شاهنامه)
تا
برخ اسود(آذرخش،فرزندِسیاهی )
که خدای غضبناک رامیخنداندتاببارد
( داستانی درمصیبت نامهِ عطار )

تصویرخدایان، همیشه متناظربا تصویرانسانهاست . با تغییرتصویر خدایان نیز،همیشه تصویرانسانها، دگرگون میشود . همان خدائی که درایران ،« اصل تازگی و روشنی وجوانی وزیبائی » بود  وبا ابری که جام باده است میامد، و این پـُری وسرشاری ولبریزی وغنا را بر همه جهان میافشاند ، دراسلام ، فرشته مقرب الله ، « میکائیل= میغ + ایل » شده است، و« گماشته به رزق » گردیده است .

چگونه درفرهنگ ایران جوانی وزیبائی درریشه های گیتی ، روان میشوند

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۱-۰۶-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

چگونه درفرهنگ ایران
جوانی وزیبائی
درریشه های گیتی ، روان میشوند
……………………………..
تضادِ «وحی» با « جبرئیل»

چرا«اصل پیوندوروانشوی»راکه«وای یا وحی »باشد، جبرئیل میآورد، که «اصل بریدگی وترس » است ؟

ما چگونه میفهمیم ؟
——————

آیا ما چیزی را هنگامی میفهمیم و برایمان روشن میشود که « روند پیدایش آن » را ازچیزدیگر، بشناسیم  ، یا اینکه چیزی را میفهمیم وبرایمان روشن میشود که آن ، به کلی ازسایرچیزها ، بریده یا با سایرچیزها مرزبندی شده باشد ؟  این تضاد دردوشیوه « روشن کردن وفهمیدن » ، تضادیست بسیارکهن ، که هیچگاه نیز دست ازسرما نخواهد کشید .  درگذشت هزاره ها ، کوشیده شده است که این دوشیوه متضاد باهم ، از راههای گوناگون ، به هم پیوند داده شوند .

حـقـیـقـت ، آبـیـسـت که درسراسر ِاشیاءگـیتی روان ومَوّاج است

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۲۴-۰۵-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

حـقـیـقـت ، آبـیـسـت که درسراسر ِاشیاءگـیتی
روان ومَوّاج است
……………………………

حقیقت (راستی) درفرهنگ ایران:
۱- روانست ( اصل روان وجاری درهمه چیزهاست )
۲- رنگ است:شیره وافشره وخونابه همه گیاهان وجاندارانست
۳- دهش است:گوهرخودرامیپراکند تاهمه ، خودشان، بیافرینند
………………………….

درفرهنگ ایران، خدا ،« اصل» بوده است، نه « شخص» ، و پس ازسپری شدن زمانها ، چهرهِ « شخص» بدان داده شده است .  مثلا ، خدا، سیمرغ بوده است . ما امروزه به تمسخر می اندیشیم که مگرمیشود که خدا، مرغ باشد ؟ واژه « وای » ، هم به معنای باد ( وای ) ، وهم به معنای پرنده « = باز= واز= وای » ، و هم به معنای خدا هست . چرا این واژه ، این سه معنای گوناگون باهم را دارد ؟ چون ، هوا=hva اصلیست که «ازخود»، می جنبد ، وباد ، این هوای جنبان وروانست ، و پروازمرغ، با دوبالست ، و« حرکت » درفرهنگ ایران ، با دوبال یا دوپای به هم پیوسته ، بیان کرده میشد ، ومرغ وباد ( ابری که گوهرش باد است ) پیکریابی تصویر خدا بودند ، که « اصل حرکت ازخود » باشد. به عبارت دیگر، خدا، « اصل ازخود،جنبنده » هست . گوهر نهفته و نادیدنی وناگرفتنی ِجهان ، همین « جنبش ازخود» هست . گوهرجهان، رَوَنده ومواج است . به عبارت دیگر، خدا یا حقیقت ، اصل ازخود روان بود ومواج بودن درچیزهاست که بهترین نمادهایش درفرهنگ ایران ، وای ( ابربا گوهر باد ) ، یا « رود » یا « دریا » میباشد . سیمرغ نیز درشاهنامه، همیشه درابرتیره (باران زا) میآید ومیبارد( با آب ، سبزوتازه میکند) ، ودربرق ، میدرخشد( روشن وخندان میکند .آذرخش درفرهنگ ایران، نماد خنده است ) . وما امروزه که با تصاویر« خدایان شخصی » درادیان خوگرفته ایم وبرایمان اندیشه ای بدیهی شده است ، به چنین تصویری ازخدا ، میخندیم ، و آنرا خرافه وبدوی وکودکانه وجاهلانه میدانیم ، چون معنای دقیق ِاصطلاح « مرغ » و یا « رود » ویا « دریا » را نمیدانیم چیست . این رود واین دریا کجاست که برویم وآن را ببینیم ؟ این رود و دریا  درجغرافیای زمین نیست . ما ازدو واژه « رود » و « دریا » ، مطلبی را نمی فهمیم که منظوراین فرهنگ بوده است . « رود » ، به معنای « آب روان یا آب رونده » است، و «دریا= درای آپ » ، به معنای « آب با آهنگ، یعنی آب مواج» است ، یا به عبارت دیگر، آبی که ببالا وبپائین ، کشیده میشود، آنچه پائین است ، ببالا کشیده میشود و آنچه بالاست، بپائین کشیده میشود وپائین هیچگاه ازبالا، بریده نمیشود  . یکی ازنامهای خود این خدا ، « خیزاب = موج » است .

جنگ خدای ِ« کمال» با خدای ِ« تـازگــی »

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۶-۰۵-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

جنگ خدای ِ« کمال»
با خدای ِ« تـازگــی »
« بینش ِکامل یاکمال ِبینش»
بینشی هست که جان ومغزوچشم ودماغ رامیخشکاند
«خرد»،درفرهنگ ایران،«آب روانست»

خشک شد بیخ طرب ، راه خرابات کجاست ؟
تا درآن آب وهـوا ، نشو ونمائی بکنیم – حافظ

این اندیشه که « تازه خواهی » گوهرذاتی انسانست، ومعرفت نیز تابع این« اصل تازه خواهی فطری» اوست ، درداستانی از منطق الطیر،بازتابیده شده است . شیخ فرید الدین عطار، میسراید که :

میشد آن سقـّا مگر آبی به کف    دید سقائی دگررا پیش صف
حالی این یک، آب درکف، آنزمان
پیش آن یک رفت وآب خواست آن
مردگفتش ،ای زمعنی بی خبر   آب داری . آب میجوئی دگر؟
گفت ، هین آب ده، ای بخرد مرا    زانکه دل بگرفت زاب خود مرا

سقائی ازسقائی دیگر، جامی آب میخواهد. آن سقا به او میگوید که توخودت آب داری ، پس چرا دیگر ازمن آب میخواهی . گفت من ازآب خودم ، دلم گرفته وازآن سیر وملول شده ام ، وآبی تازه میخواهم . آنگاه عطار، ناگهان با یک ضربه ،این اندیشه را با داستان آدم ، درقرآن وتورات،که داستان عصیان او از امرالله درخوردن از درخت ممنوعه ( یا خوشه گندم ) هست ، با ظرافتی بی نظیر، پیوند میدهد.  واین « عصیان » را پیآیند « تازه خواهی گوهری انسان » میداند .

حقیقت، همیشه تازه میشود « تازگی وروشنی باهم » اولویتِ« تازگی»بر«روشنی»

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۱-۰۵-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

حقیقت، همیشه تازه میشود
« تازگی وروشنی باهم »
اولویتِ« تازگی»بر«روشنی»

رابطه تازگی باحقیقت درفرهنگ ایران

حقیقت، برقهائی هستند که تازه به تازه
از « ابـر تیره » ،  میدرخشند

انسان، درجستجوی بینشی است که زندگی را تازه کند و زندگی، تا هنگامی زندگیست، که بینشهای تازه میآورد . تازگی زندگی، با تازگی بینش باهم انبازند .« تازگی بینش » ، همان « سبزوروشن بودن » است ، و « گوهروطبیعت ، یا تخم انسان » ، درفرهنگ ایران ، از« روشنی وسبزی آسمان »  پیدایش یافته است ( بندهش،۱-۲۲ ) ، و« آسمان » درفرهنگ ایران، آسمان ابریست که « نخستین مرحله پیدایش درآفرینش» است ، که مادر واصل آب و آتش( آذرخش= ارتجک ) یا سبزی و روشنی است .

گفتگوبا « عـروس زمان » وتفاوت آن با « سکولاریسم وارداتی »

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۲۸-۰۴-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

گفتگوبا « عـروس زمان »
وتفاوت آن با « سکولاریسم وارداتی »

گفتم به « عروس ِدهر» ، کابین توچیست ؟
گفتا :   دل خـرّم تو ، کابین منست – عمرخیام

روشنگری وسلب مرجعیت ازگذشته

چه هنگامی درتاریخ ، جامعه ، نیازمند روشنگری میشود ؟ و چه کسانی شیفته روشنگری وروشنگر میشوند ؟ هنگامیکه جامعه درمی یابد که «جوانی وشادبودن درزندگی  خود» را گم کرده است. انسان ، هنگامی روشن میشود، که ازنو ، جوان میشود، که  لبریزاززندگی میشود . چیزی روشن میشود که ازنو، سبزمیشود ، ازنو، بهار میشود . همه چیزهائی که ازگذشته ، یا درتاریخ مانده اند، میدان حرکت را براوتنگ میسازند، و بارسنگین بردوش اومیشوند، واورا خم میکنند،ونیروهای اورا ، بیهوده زیراین بار، تلف وخرج میکنند وهرزمیدهند. اودرهمه آنچه، ازگذشته،مانده است، نیروهای تاریکی  درمی یابد که اورا میافسرند وملول میسازند ، و ازجنبش وشادی باز میدارند، و راه لبریزشدن زندگی را ازگوهرخودش می بندند . اینجاست که ناگهان ، زیر« ِکل مرجعیت گذشته وگذشتگان» میزند . درواقع خیام دراین رباعی، همین پرچم طغیان برضد همه « مراجع درگذشته» را میافرازد:

آسایش ازجنگ میان عقاید چرا سکولاریسم ، دین است ؟

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۹-۰۴-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC — VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

آسایش ازجنگ میان عقاید
چرا سکولاریسم ، دین است ؟

می خوردن وشادبودن ، آئین منست
فارغ بودن زکفرودین ، « دین من»است
گفتم به « عروس دهر» :  کابین تو چیست ؟
گفتا : « دل خرّم » تو ، کابین منست
عمرخیّام

چرا دین خیام ، آسایش از کفرودین است ؟
این چه دینی است که میخواهد ، فارغ از دین بشود ؟

اندکی دراین رباعی خیام باهم بیاندیشیم . خیام میگوید ، دین من ، بیدینی است . « آزاد وفارغ وآسوده بودن ازکفرودین » ، نه تنها دست کشیدن از اسلامست که درآن روزگار، دین بشمار میرفت، بلکه دست برداشتن از مسیحیت ویهودیت و… نیزهست که کفر شمرده میشدند . ویژگی ایمان به هریک از این ادیان ( یابینش وآموزه ای که میآموزند) آنست که باید پذیرفت که کار آن آموزه ، روشن کردن حقیقت است، و طبعا ایمان به ادیان دیگر، کفرند، چون حقیقت را میپوشانند وتاریک میسازند،وخواه ناخواه ضد حقیقت هستند .

مستی و راستی « انسان، سرچشمه حقیقت است »

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۷-۰۴-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

مستی و راستی
« انسان، سرچشمه حقیقت است »

ایرانیان به « می یا شراب » نام « باده » داده بودند ، چون درباده ، ویژگیهای » باد = وای= واز» را میدیدند . ویژگیهای « باد» چه بود ؟ باد که دراصل « وای » باشد،  درسانسکریت ، « دوای» است که به معنای « دوتا باهمست » ، و آنچه دوپا یا دوبال باهمست ، میتواند ازخودش ،برود و پروازکند وبوزد .

درفرهنگ ایران خدا ، باده نوشیدنی هست خدا،اصل ِنوآفرینی درتحوّلست

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۲۷-۰۳-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

درفرهنگ ایران
خدا ، باده نوشیدنی هست
خدا،اصل ِنوآفرینی درتحوّلست

باده تـوئی ، سـبو مـنم
آب ، توئی و جـُو، منم

خدای ایران،« باده نوشیدنی»هست . چرا ایرانی درجستجوی خدائی است که گوهرش ، نوشیدنیست ؟ چرا ازخدا یا از حقیقتی  که نمیتوان نوشید وچشید ومزید ، روی برمیگرداند ؟

آیا با قلب میتوان اندیشید؟ قلب،سرچشمهِ پخش ِگرمی

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۹-۰۳-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

آیا با قلب میتوان اندیشید؟
قلب،سرچشمهِ پخش ِگرمی

انسان جوینده ، هنگامی باقلب بیندیشد، پیامبراست
شیخ فرید الدین عطار نشان میدهد که انسان
با « تفکرقلبی » میتواند به آزادی برسد

چون ترا « یک قبله» باشد درجهان
گر دگرجوئی ، توئی از گمرهان
امرحق ، داده « میان جان » قرار
« مذهبت، اینست » ،       مگذر زین دیار
چون ترا حق ، بندگی فرمود بس
تو چـرا پـُرسی همی مذهب زکـــس

« هیچکس ، حق ندارد از مذهب ودین کسی بپرسد» ؟  هیچ حکومتی ، حق ندارد ازانسانی بپرسد که مذهب ودین تو چیست “. هرقدرتی وهرکسیکه چنین پرسشی بکند، حق آزادی را ازانسان، سلب وغصب میکند، وقداست خدا را ازبین می برد . این تحریم ِ«حق پرسش دین ومذهب ازانسانها » ، ازکجا سرچشمه گرفته است ؟

داد،آنست که اگرمردمان حقیقت را نیزنیابند، درزندگی ،« حق به آزادی » دارند

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۱۱-۰۳-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

داد،آنست که اگرمردمان حقیقت را نیزنیابند،
درزندگی ،« حق به آزادی » دارند

« فریدالدین عطار »

آیا رسیدن به حقیقت وشناخت حقیقت یا حق ، شرط ، داشتن آزادی هست ؟ آیا کسانیکه حقیقت را نمی یابند ویا تخصص درشناخت حق یا حقیقت ندارند ، حق به آزادی ندارند ؟
آیا این داد هست که اغلب مردم ، که به حق یا به حقیقت نمیرسند ، محروم از آزادی باشند ، و تابع ومحکوم کسانی باشند که خود را « دارنده حق وحقیقت » میدانند ؟

فرید الدین عطار، این را برضد اندیشه « داد » میداند .  رسیدن به حقیقت ویا به حق ، شرط « آزادی انسان » نیست ، بلکه جستجوی آگاهانه یا نا آگاهانه حق وحقیقت که درگوهر جان هرانسانی بطورفطری هست ، به انسان ، حق به آزادی میدهد .

امروزه ، این اندیشه ها برای ما درمفاهیم واصطلاحاتی انتزاعی وفلسفی بیان میشود که ازغرب وام وام کرده شده است . ولی مفهوم « جان » درفرهنگ ایران ، که قابل ترجمه به زبانهای دیگرنیست ، چون ازاصل ، اولویت برهرگونه ایمانی داشته است ، استوار بر « اصل جستجوی همیشگی دربینش » هست . جان ، یا « جی» اصل جفتی هست . درجان ، انسان وحق یا حقیقت ، جفت همند و همدیگر را میکشند ومیجویند .

درسکولاریسم،انسان،میتواند جهان را مستقیما بشناسد

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۹-۰۳-۱۳۸۹

۰

درسکولاریسم،انسان،میتواند جهان را مستقیما بشناسد .
…………………………………………….
گرانیگاه فرهنگ ایران، جستجوی زندگی درگیتی هست . درفرهنگ ایران ، جویندگی ، بنیاد شناخت زندگی درگیتی هست . او چه میجوید ؟ انسان ، زندگی شاد ( بهزیستی) را درجهان میجوید و میتواند آنرا درجستجو ، بیابد . اساسا واژه « جی » که جان یا زندگی باشد، دراصل دارای این معانی هست : ۱- عشق ومهر( یوستی) ۲- کشش ۳- انبازی ( آسن ، یوغ، جفتی، مهر) ، ۴ – توافق وهمآهنگی و۵- شاهین ترازو .

به عبارت دیگر، انسان ، گوهری یا بذری هست ( مردم= مر+ تخم ) که درانبازو جفت شدن ( یا مهرورزیدن وآمیختن وهمکاری ) با گیتی ، آفرینندهِ روشنی وشادی وجنبش میشود . بذرانسانی، درختی میشود بالنده وسرفراز که بارش ، خرد بیننده وگفتارخوب هست .

عشق به زیبائیهای نهفته درجان انسان، سرچشمه همه ارزشهای مردمی انسانست « مفهوم ِعشق ، نزد مولوی »

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۸-۰۳-۱۳۸۹

۰

VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC VIEW THIS ARTICLE AS PDF

منوچهرجمالی

عشق به زیبائیهای نهفته درجان انسان،
سرچشمه همه ارزشهای مردمی انسانست
« مفهوم ِعشق ، نزد مولوی »

با چیرگی شریعت اسلام دراجتماع ، سخن گفتن ازعشق ، بسیاردشواروپیچیده بود ، وهست وخواهد بود. نزد عارف ، «عشق » ، اولویت برهر«ایمانی واعتقادی » دارد ، وازاین رو ، عشق ، پدیده « وراء ایمانها ، یعنی فراسوی ایمان وکفر، فراسوی ایمان به اسلام ومسیحیت ویهودیت و… همه ایسم ها » است . این عشق ، چنانچه پنداشته میشود ، فراجهانی و آسمانی وماوراء الطبیعی نیست ، بلکه کا ملا زمینی واجتماعی و سیاسی وحقوقی است ، چون این عشق ، « عشق به جان » هست .

مفهوم « جان » در فرهنگ ایران ، دورویه چسبیده وجفت به هم دارد . جان که دراصل « گی + یان = جی + یان » باشد ، به معنای « خانه گی ، یا خانه جی » هست. « گی » ، نام سیمرغست و« جی» ، نام دخترش رام ، زنخدای زندگی ( جی) و زمان وموسیقی وشادی وشناخت است . اینست که هرجانی درهرانسانی ، ازیکسو« آتش زندگی یا اصل زندگی دراو» هست ، و ازسوی دیگر، این جان ، تخمه یا بذری ازخوشه سیمرغ یا خدا هست . درجان ، خدا وانسان باهم جفت هستند .

چرا ماحق به سکولاریسم ( زندگی زمانی) داریم ؟

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۷-۰۳-۱۳۸۹

۰

چرا ماحق به سکولاریسم ( زندگی زمانی) داریم ؟
……………………………………………………..
زندگی سکولار، حق ماست . چرا ؟ چون جشن وشادی ، گوهرخدای ما بوده است . خدا، شادیست . نام خدای ما ، « رام » ، « شاده » و « جی = زندگی» بوده است . رام ، اصل زندگی شاد در زمان هست ، چون خودش ، هم خدای زمان ، هم اصل زندگی ، وهم اصل شادی وجشن وموسیقی ورقص وشناخت هست. بنابراین ، خدا ئی که اینهمانی با زندگی درجان هرانسانی دارد سرچشمه شادیست . خدا درهرجانی ، اصل شادی درزندگیست . این حق مقدس فطری هر انسانیست .  ازاین رو درفرهنگ ایران ، جشن که زندگانی شاد درگیتی باشد با خدا اینهمانی داشت .

دین وحجاب ( دین، چه رابطه ای با حجاب دارد ؟ )

نوشته شده توسط Palang LY | نوشته شده در پاره اندیشی | ارسال شده در تاریخ ۰۶-۰۳-۱۳۸۹

۰

دین وحجاب ( دین، چه رابطه ای با حجاب  دارد ؟ )
………………………..
حجاب ، به معنای درپرده کردن و« بازداشتن از درآمدن» و« آنچه را که مطلوبست ، از دیدن باچشم بازداشتن » میباشد . ودرست « دین » درفرهنگ ایران ، به معنای « ۱- مادینگی وآبستنی و۲- دیدن و بینش وزایش وپیداشدن است . واژه « تن » هم ، به معنای « مادینگی » است ، وجها ن جسمانی یا دنیا ، « تنکردی = تن کردی = آنچه زائیده میشود » هست . بینشی که زائیده میشود ، بینش حواس انسان ، برای نگهبانی وپرورش زندگی دراین گیتی هست.  ازمعانی این دواصطلاح ، میتوان تضاد آن دو را باهم ، تا اندازه ای حدس زد .  دین ، دراصل ، زایش گوهریا طبیعت انسان در بینش است . گوهرانسان ، درزایش ِبینش ازتن ، دیدنی وپدیدارمیشود . این را « دین » میگفته اند . انسان ، به طورکلی ( چه مرد وچه زن ) ، ازاین دید ، موجودیست آبستن ( یعنی زن هست . تن ، یعنی دستگاه زایش ) که بینش حقیقی وگوهری ازآن زاده میشود .