خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

جـلـد یکـم

کتاب های الکترونیک

خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

حقیقتِ زندگی،«رنگ»است خـرد،رنگ-اندیش است
جلددویم

کتاب های الکترونیک

خرد ، سرمایه فلسفی ایران
خرد ، شهرساز ، وشهرآراست

جلد سوّم
جـمهـوری ایـرانی

کتاب های الکترونیک

خردِ سرپیچ در فرهنگ ایرانرستم و سهراب
درفش کاویان ( ُ گش یا فرّخ )
فرهنگ یا کاریز، نام سیمرغ
َلنبَک یا نخستین «ساقی جهان»

کتاب های الکترونیک

زمانی= سکولار
ا َوامی = سکولار
سـپـنجی = سکولار

سکولاریته و حقوق بشر درفرهنگ ایران

جمعه گردی اسماعیل نوری علاء

نوشته شده توسط admin | نوشته شده در مهمانان سخن میگویند | ارسال شده در تاریخ ۰۸-۱۲-۱۳۸۸

۰

جمعه گردی اسماعیل نوری علاء

esmail@nooriala.com

۱

جمعه گردی هفتهء پیش به سفر دو هفته ای شکوه میرزادگی و من به شهر تورنتوی کانادا اختصاص یافت و اکنون که به کاشانه بازگشته ایم و حرکت زمان به ریتم عادی خود برگشته است ابتدا خواستم به چند مطلبی که در طول سفر یادداشت کرده بودم بپردازم اما دیدم در همین سفر هم به مسائل مختلفی برخورده ام که معمولاً در «عالم صغیر» اتفاق می افتند اما خبر از آنچه هائی دارند که در «عالم کبیر» رخ می دهد و دریغ است که از کنار آنها بی اعتناء بگذریم و نکوشیم تا از دل شان خبرها و دلالت هائی آشکارساز را بیرون نکشیم. پس این هفته، اگرچه نمی خواهم سفرنامه بنویسم، اما می کوشم تا آلبوم عکسی ذهنی را بی هیچ تفسیری پیش رویتان بگشایم تا زیر و بم های سفر به عالم صغیر تورنتو را با شما شریک شده باشم. نتیجه گیری و عبرت آموزی اش بماند با شما و برداشت تان از تماشای این آلبوم.

ده سال پیش هم من به این دو «عالم» توجه کرده و فکرهائی در مورد آنها را در مطلبی با عنوان «کشور خارج از کشور» آوردم ـ در نشریه ای که با شکوه میرزادگی منتشرش می کردیم و «پویشگران» نام داشت.(۱) در آن مطلب به این نکته پرداخته بودم که ما ایرانیان ساکن در «خارج از کشور» توانسته ایم «کشور» ی از آن خود بوجود آوریم که اگر چه تمرکز جغرافیائی ندارد اما سرنمونه ای را در خود تکرار می کند که شهرهای مختلف ایرانی نشین دنیا را برای ما ایرانیان حال و هوائی خودمانی می بخشد. سفر به هر شهر عالم سفر به شهری از شهرهای «کشور خارج از کشور» است که اگرچه همگی بازسازی سرنمونه ای کلی اند اما، به دلایل مختلف، هر یک ویژگی های خاص خود را نیز دارند و ترکیب جمعیتی شان می تواند با شهرهای دیگر متفاوت باشد. مثلاً، شهر محل سکونت ما، دنور، در ایالت کلرادوی آمریکا، حال و هوائی بیشتر حرفه ای و کمتر سیاسی یا هنری و ادبی دارد؛ و جمعیت ایرانی اش بیشر صاحب شغل و حرفه هائی فنی ـ علمی ـ تخصصی هستند. حال آنکه پا به «تورنتو» که می گذاری می بینی به جهانی رنگارنگ وارد شده ای که هزارگونه ایرانی خود را به آن رسانده و در آن متوطن شده اند؛ از یکسو شاید بخاطر سهولتی که دولت کانادا در صدور ویزای اقامت و کار و پناهندگی ایجاد کرده است؛ و از سوئی شاید برای اینکه حکومت اسلامی، در جستجوی پناهگاهی برای روز مبادایش، آدم ها و سرمایه هایش را بیشتر به آنجا منتقل کرده و دانشجویان بورسیه اش راحت تر در دانشگاه های این شهر جا خوش کرده اند. در نتیجه، تورنتو شهر درهم پیچیده ای است که همه نوع آدم ایرانی را می توانی در آن بیابی، بخصوص وقتی که قرار است با آنها به گفتگو بنشینی…