خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

جـلـد یکـم

کتاب های الکترونیک

خــرد
سرمایهِ فلسفی ایران

حقیقتِ زندگی،«رنگ»است خـرد،رنگ-اندیش است
جلددویم

کتاب های الکترونیک

خرد ، سرمایه فلسفی ایران
خرد ، شهرساز ، وشهرآراست

جلد سوّم
جـمهـوری ایـرانی

کتاب های الکترونیک

خردِ سرپیچ در فرهنگ ایرانرستم و سهراب
درفش کاویان ( ُ گش یا فرّخ )
فرهنگ یا کاریز، نام سیمرغ
َلنبَک یا نخستین «ساقی جهان»

کتاب های الکترونیک

زمانی= سکولار
ا َوامی = سکولار
سـپـنجی = سکولار

سکولاریته و حقوق بشر درفرهنگ ایران

دوکمنت از وبلاگ کندو

نوشته شده توسط admin | نوشته شده در نظرات خوانندگان ارجمند | ارسال شده در تاریخ ۰۵-۰۲-۱۳۸۹

۰

دوکمنت از وبلاگ کندو

… Anonymous (A) said
جناب داریوش ایرانپور با تمام احترامیکه ماایرانیان برای هموطنان زردشتی خود داریم ولی دلیلی برای پپذیرفتن اراجیف شخصی مثل نمی بینم.شما زردتشتیان عامل اصلی شکست ایرانیان و به برده گی کشیده شدن ایرانیان توسط اعرابید.مگر اسلام درست مثل شماهادنیا را سیاه و یاسفید ویا خیر و شر ویا اهریمن و الله…نمی بیند.شما زردتشتیان انساهها را مثل اسلامیان بخودی وغیرخودی وبدتراز ان به طبقات بالا وپست تقسیم ن.مودید.درحقققت ایرانیان از جور وظلم شما به اسلام روی اوردند.شما هم گویا در اشفهه بازاری که مردم از اسلام متنفرند میخوایید برای مشتی عقب افتاده تر از مسلمین با سوئ استفاده از فرهنگ ایران نرخ تعین کنید.بهمین جهت راحت ترینراه را دست بهااراجیف نوشتن .شما اگر میتاانید گفاار استاد جمالی را نقد نه جفنگ بنویسید وجفتک بپرانید.بقول سعدی:نت جاهلانااست که چون به دلیل ررماند سلسله خصوتت بجنباند.هموطن اگردرد ایران و فرهنگ ایران را دشته باشی امرز هیچکس را هتتای
استاد جمالی دراین زمیهه نخواهی یافت!

… Anonymous (B) said

“نوشتارهای آقای جمالی یک شوک بزرگ برای جوانان ایرانزمین است که از اسلام بریده اند و دوست دارند با فرهنگ ایران باستان و نیاکان خودشان آشنا شوند”

درود به آقای مهدی سهرابی،
آقای منوچهر جمالی اِنگاشت ها و تخیلات خود را در پیکر تفسیرهای پر شاخ و برگ از اُستوره هایِ پیشینیان همچون “سیمرغ” بوفلمو، زال و زالزالک و تخم تخم مرغ بجای “فرهنگ ایران” میفروشد. و هیچکس نه از مفهموم این پدیده ها را میداند و نه میداند که آنچه را که آقای جمالی بنام “فرهنگ ایران” نام میبرد، کجا و در چه زمانی هَستی داشته است.
شیوه نوشتن آقای جمالی به اندازه ای ناهنجار و بی پایه است که اگر آدم نابینا و کوری به گونه بختکی، وات ها و واژه های زیادی را از توی یک کیسه در بیاورد و کنار هم بگذارد و از آنها فراز ها و جملاتی بسازد، این فرازهایی که شانسی ساخته شده اند، بیشتر و بهتر از مینش و مفهوم خردمندانه برخوردارند تا، نوشته های آقای جمالی. برای نمونه شما یک جمله یا فراز در نوشته های این آقا پیدا نمی کنید که دارای یک چم خردمندانه ای باشد. در اینجا بادید که بگویم که فرازهای بی سر و پایی که خمینی در سخنرانی هایش میساخت از نوشتارهای آقای جمالی رساتر کامل تر گویا تر هستند.
همکنون من از ژایش و فرصت زیادی برای هزینه کردن زمان برای پاسخ گویی به آقای جمالی برخوردار نیستم، اگر زمانش برسد، پاسخ دندان شکنی به چرند و پرندهای او خواهم داد. تنها میخواستم که رویکرد شما را اندکی به جوهر نوشتارهای او اندرکشم، و فرومایگی فَرنایش ها و استدلال ها و تهی بودن توان بُرهان های او را در تازش به اندیشه های اشو زرتشت، نشان دهم.
زرتشتیها و ایرانشناسان در تبیعیت از زرتشتیان، این « دوگوهرهمزاد» را درگاتای زرتشت».
درراستای گزینش میان شرّ وخیر( زندگی و ضد زندگی ) تفسیرمیکنند. انسان باید ژی را برگزیند و برضد اژی بجنگد ! ولی این اندیشه پیشینه ژرف درفرهنگ ایران دارد.
این اندیشه زرتشت ، اندیشه ای برضد فرهنگ اصیل ایران ازتصویر همزاد بوده است . همزاد( ییما=جم) به معنای دوقلوی بهم چسبیده بوده است، ونه دو چیزجداوبریده ازهم که زرتشت گفت . فرهنگ ایران، براین استواربوده است که همه پیوندهای جهان پیوند مهروعشقی است . جهان دراثر پیوند یا همآفزینی وهمبغی نیروها پیدایش می یابد .
دوگوهر اصلی جهان درهرچیزی هست که باهم میآفرینند .
این بود که عشق یا مهر، اصل آفریننده جهان درهرچیزی شمرده میشد. درست زرتشت این اصل را با دوگوهرهمزادش از ریشه کنده است ، و بنیاد سراسرجهان را رزم وجهادکرده است . زرتشت ، پیشرو محمدو اسلام بوده است .
شما اگر اندازه ای در باره نوشته های آقای جمالی بخوانید می بینید که اندیشه های او در چهار چوب مفاهیمی همانند زال و زالزالک، مرغ و تخم مرغ، بوقلمو و سیمرغ، گرفتار شده اند. این مفاهیم که تنها این آقا آرش و معنی آنها را میفهمد جوهر اندیشه های او شده اند. با آنکه در هیچ کجای تاریخ ایران هتا در دوره میترائیسم و مهرپرستی در ایران هیچگاه سیمرغ را نشانه ای از نیروی آسمانی یا خدا نمیشناختند، هنوز روشن نیست که هنگامیکه آقای جمالی بگونه پیوسته از وَرجاوندی و تقدس سیمرغ در “فرهنگ ایران” نام میبرد، فرید و منظور او چیست. آیا آن مردمی که به گفته او، درمیان آنها این فرهنگ سیمرغی در خاستگاه فرهنگ ایران، چیره بوده است و گسترش داشته است، در کجا و درچه زمانی زندگی میکردند، آیا این مردم یک میلیون سال پیش در سیاره مریخ زندگی میکردند که تاریخ از آنها گزارشی در دست ندارد؟
به هر روی نوشتارهای آقای جمالی یک شوک بزرگ برای جوانان ایرانزمین است که از اسلام بریده اند و دوست دارند با فرهنگ ایران باستان و نیاکان خودشان آشنا شوند. هنگامیکه من که اندکی با اندیشه های دین های گذشته آشنایی دارم، می بینم که آنچه را که آقای جمالی دارد بنام “فرهنگ ایران” به مردم ساده دل میفروشد، چیزی در تراز و سطح اندیشه های مجلسی در نسک بهار الانوار او است، که نغشه همه خیابان های بهشت را با نام و شماره آنها ترسیم میکند و میشناساند، این را خویشکاری و وظیفه خودم و همه میهن پرستان ایران میدانم که با تمام توان از اینچنین دُشنام و بدنامی ای به فرهنگ نهادین ایران، پیشگیری کُنیم.
خدانگهدار
داریوش ایرانپور