jamali.info header

Simorgh va Ram

ایزد بانوی ایران = سیمرغ= زنخدا
ایزد بانوی ایران = صنم = بُت = گلچهره

سـیمـرغ ، خدای هخامنـشـیها



دراین آثار
درفش پیروزی فرهنگ ایران
برافراشته میشود
بایاری مالی خود
زیربازوان مرا بگیرید

Your support is greatly appreciated. If you want to help funding our work, please donate through PayPal. You can use your credit card with PayPal. We do not disclose the donors information to third parties


فيلترشكن هاي معرفي شده توسط ايران
پروكسي بخش فيلترينگ كميته مبارزه با س
انسور در ايران


Manuchehr Jamali
Gedanken über Rumi




تصویر ِانسـان درغـزلـیات ِ
مـولـوی بـلخـی



اندیشه های
قاب شده
andisheha-ye ghaab shode


Moosh va Gorbeh

this is a painting by Khosro Berahmandi

ancient arts

contemporary arts





چراخدای ایران،مادرِزنـدگی
به پیکـر ِ«آهـو» درمیآیـد؟


مفهـوم ِ « دشـمـنی »
در« دیـن جهـادی »  ودر « فرهنگ سیمرغی-ارتائی »


مفهـوم ِ« دشـمـنی »
در« دیـن جهـادی»
ودر
«فرهنگ سیمرغی-ارتائی »


مفهـوم « دشـمـنی »

« دشمن »  درفرهنگ سیمرغی ایران ،
نه «اهـریـمـن ِ» زرتـشـتی است
و نه «ابلیس وکافرومشرک وملحدِو مـرتدِ» اسلامی
با «اهریمن » وبا   « کافر= پوشاننده حقیقت »
فقط میتوان « جهاد» کرد


ایـن چـیسـت ؟ که همیشه
«سرگردان وبیکس وآواره» است؟
این سرگردان وبیکس را ،
 مهمان کردن ، « سـپنج » دادنست
« حقیقت ِ هـمیشـه نـو و سـرگردان »

« آهـوی وحـشی »
حقیقت، و یاخدا، ویا« مایه ِهستی »
اصل سرگردانی وبیکسی و آوارگیست


چرا مزه زندگی ، آهوی وحشی است ؟
رفـیـق ِبیکسان =سیمرغ ورام= آهـو


« مـزه زنـدگـی »
در فرهنگ ایران، در


درجـُستجوی مـزه زنـدگی

سکولاریته
یا
بازگشت هاروت وماروت


مـزه ِ زنـد گـی


سکولاریته
بازگشتِ زُهـره یا« رام »
در روان هاست

نه « ترجمهِ مفاهیم خشک پیچیده ازغرب»


ما که بـه آواز سیمـُرغ
سخن میگفته ایم
چرا رقصیدن در اندیشیدن ِ
به آوازسیمرغ را
فراموش کرده ایم؟


« عـقـل »
تـیغ ِروشـنائی ازآهـن سرد
است که می بُـرّد، وازهم
جدامیسازد


چرا  انـدیـشـهِ روشـن
درفرهنگ ایران، پیآیند ِ
گرمی ِبُـنمایهِ انسان، هست؟


« دروغ »
به معنای « اصل ضدِ زندگی » است
نه به معنای « گفتار ِناراست وکـذ ب »


« داسـتـان » ، چـیـسـت ؟


بُـن ِآفرینندگی
پیوندِ گـَرمی با تـری
یا پیوندِعشق باتازگی است
Synergie، بُـن آفرینندگی


خـرد، اصـل ِرادی
تـاج ، نـمـاد ِ
«مرجعـیت ومعـیاروبهم بستگی»
درنظام اجتماع واخلاق بود
تاج ، درتاریخ ، گرفتار ِتضاد
« ایمان » با « جـوانمردی » شـد


« تــُرنج » ،
یا « گوی سرخ وسپید= دورنگ»
« گـوی ِ بـاز »
نمادِ حقانیت به حکومت درایران


سـرفرازی وسرکـشی ِآتـش
زادگاه ِ آزادیست


« شعـلـهِ آتـش »
در فـرهـنگ ایـران
اَلاو= ال+ لو= پیچهِ سیمرغ+ عشق ِسیمرغ


درفرهنگ ایران
کـعـبه، درهـرخانه ایست

زندگی، مـُقـدس است
خدا هم حق ندارد حکم قتل واعدام بدهد

اینکه حقیقت، فقط در« مـفاهـیم » پدیدارمیشود
اسطوره ای بیش نیست

کیست که حق ملت به حاکمیت را درایران ازملت، غصب میکند؟
امام زمان
ملت ایران، حق حاکمیت خود را با اراده خود
تسلیم امام زمان کرده است
پس ملت ایران، اصلا دموکراسی و حقوق بشر نمیخواهد

حکومتی که عاجز ازانجام وظایفش هست
نیاز به دین وایدئولوژی دارد


Manuchehr Jamali
Manucher Jamali

منوچهرجمالی


چگونگی ِ«هـبـوط »
در یزدان شناسی زرتـُشتی

اهورامزدا ، از   روشنی  وسبزیِ آسمان  ،
« تخم» را میآفریند

اهورامزدا،ازعلم(روشنی خود،که اصل بُرّنده است)
همه تخمهارا، فراسوی خود ، میآفریند

سیمرغ( ارتا)، تخمیست، که ازخود، روشن میشود
سیمرغ، آتش فروزاست
( تخمی که خود را میافروزد=آتشی که خود راروشن میکند)

سیمرغ ، تبدیل به همه تخمها(جانها) میشود ودرهمه،خودرادرچهره های گوناگون پدیدارمیسازد

فرهنگ هرملتی، درتوانائی افرادآن
برای هماندیشی وهمکاری آنها باهم
پیدایش می یابد

مسئله هبوط درادیان نوری
ومسئله پیشرفـت وتجـدد

فرهنگ ایران
برضد اندیشهِ «هـبـوط »
 درتورات وانجیل وقرآن
هبوط = بیرون وفروافکندگی

« خاک »  و « زن »
جایگاه هبوط : فساد و درد ودشمنی

زال زر، تصویر انسان ِ ضدِ هبوطی

پیدایش اندیشهِ« هبوط » درادیان نوری
برضد اندیشه ِ « انسانی که تخم ِخدا هست»

« خدا»، «بُن هرانسانی هست»،
 واین بُن، یاخدا را،
نه کسی میتواند بیرون رانـد،
ونه ِالاهی میتوانداورا فروافکند( اهبطوابگوید)

درهرانسانی، امام وصاحب زمان، حاضرهست
امام زمان
که رام میباشد، مادرو اصل زندگیست
صاحب زمان، انبازش بهرامست که اصل تحول و بینشست
واین دو قرین هم، درکاریز(چاه) ضمیرهرانسانی، هستند
ودرهمپرسی باهم، میزان حکومت وجامعه هستند
درهریک ازما ، امام وصاحب زمان هست
همه حکومتها جزما ، غاصب هستند

آینده، راهی نیست که کسی برای ما ساخته است، وما باید آن راه را برویم
آینده، راهیست که ما باید خودمان بسازیم و خودمان برویم

ازخنده به آنچه تُخمیست
چرابه آنچه تـُخمیست،میخندند؟
چرا درگیتی ، چیزی« ازخودش، نیست»؟
تخم ، یا « آنچه ازخود» ، « هست »

چرا ما
« بی اصالت بودن ِخود » راجشن میگیریم و ازآن ، کام می بریم

Nader Ebrahimi wrote
Dear Dr. Jamali,
I love your writings and enjoy reading them. You have opened a new window in front my eyes. I look at Persian mythology in a different way than what I used to. I had to throw away much untrue and misleading interpretations and understandings of Persian mythology and learn my culture and my identity as an Iranian the correct way, the way that you teach us.

خـرد ِانـسـان
با
کـشـفِ « جهان ِخـاکی »

خاک را ، ارجمند میکند

کشف جهان ِخاکی،یارستاخیزسیمرغ

سیمرغ ، هنگامی که « خاک» میشود آنگاه ، « خـدا» میشود .
خـدا، درآغاز،« خـدا  نیست »، ودراوج ِ«خاکشُدنِ خود»هست
که « خـدا » میشود

زال زر، درخاک ، « پیکریابی خدا »  را میدید
سیمرغ ، در زال ِ زر(=انسان)شـدن ، خدا میشود

کیخسرو ولهراسب وگشتاسب، ازخاک فرومایه ، روبرگردانیدند

سکولاریته، درفلسفه،جنبش بازگشت به جهان خاکی بود

زال زر، به کیخسرو، برشالوده همین تضاد نظر
درباره « ارزش ِ جهان خاکی »، به گـُزینش لهراسب
به شاهی ، اعتراض میکند ، وآن را « بیداد» میداند ومیخـروشـد که :
« زبیـداد، هرگـز نگـیریم یـاد »

هیچکدام ازجنبشهای بزرگ غرب ( رنسانس، رُمانتیک ، روشنگری .... ) برپایه ترجمه های علمی زبانشناسان اروپا ازیونان ، پیدایش نیافت ، بلکه این جنبشها ، پیآیند ِ برداشتها ی آفریننده ونوآورانه فلاسفه و هنرمندان اروپا از آثارفکری و هنری یونان، ونفوذ« این برداشتها » بود، که چندان هم ، انطباقی با اصل متون یونانی نداشتند .
 با ترجمه ِ متون پهلوی و اوستائی به روش علمی ، و درک شاهنامه با چنین مقولاتی ، کم وبیش ، اندیشه هائی بیرون میآیند که الهیات زرتشتی درآنها، هزاره ها، جایسازی کرده است ، که به نابودی ایران، دررویاروئی با دین اسلام کشید ، و امروزه به درد باززائی ونوزائی فرهنگی ایران نیز نمیخورد، و محتوایشان نیز، بیگانه ازفرهنگ اصیل ایرانست . آنانکه ازآثارمن ، به عنوان کمبود یا نبود مآخذ ، تهمت غیرعلمی بودن، بدان میزنند ، این نکته  تاریخی فوق العاده مهم را هم در پیش چشم داشته باشند . این مقلدان غرب، که گرفتار مفهومی بسیار تنگ ازعلم هستند ، دریابند  که جنبشهای بزرگ غرب هم ، استوار بر درک علمی یونان نبودند . آنچه گوته و شیلر و نیتچه ازیونان گفتند ، و راه را برای وسعت نظردرآلمان گشودند ، فرسخها ازواقعیت یونان باستان ، فاصله داشتند . ترجمه های علمی زبانشناسانه ازآثار افلاطون وسایرفلاسفه یونان، وقرارگرفتن همین « مـآخـذ» ، فقط به زشت وخوارسازی « سوفسطائیان» انجامید ، تا آنکه برداشت انقلابی هِگـِل ازسوفسطائیان، برغم همه این مـآخـذ ، سبب شد که راه برای شناختن سوفسطائیان به کردار ِ« جنبش روشنگری دریونان » بازگردید ، و با این برداشت بود که پروتاگوراس سوفسطائی، با عبارت « انسان، معیار همه چیزهاست Homo  Menzura »، بنیاد گذار حقوق بشر شناخته شد .  این برداشت من ازفرهنگ ایران نیز، چنین نقشی را در نوزائی ایران، بازی خواهد کرد .

ایجاد راه آهن سراسری گرداگرد ایران

زرتشتیها و ایرانشناسان در تبیعیت از زرتشتیان، این « دوگوهرهمزاد» را درگاتای زرتشت».
درراستای گزینش میان شرّ وخیر( زندگی و ضد زندگی ) تفسیرمیکنند.
انسان باید ژی را برگزیند و برضد اژی بجنگد !  ولی این اندیشه پیشینه ژرف درفرهنگ ایران دارد. 
این اندیشه زرتشت ، اندیشه ای برضد فرهنگ اصیل ایران ازتصویر همزاد بوده است . همزاد( ییما=جم) به معنای دوقلوی بهم چسبیده بوده است، ونه دو چیزجداوبریده ازهم که زرتشت گفت .  فرهنگ ایران، براین استواربوده است که همه پیوندهای جهان پیوند مهروعشقی است .  جهان دراثر پیوند یا همآفزینی وهمبغی نیروها پیدایش می یابد .
دوگوهر اصلی جهان درهرچیزی هست که باهم میآفرینند . 
این بود که عشق یا مهر، اصل آفریننده جهان درهرچیزی شمرده میشد. درست زرتشت این اصل را با دوگوهرهمزادش از ریشه کنده است ، و بنیاد سراسرجهان را رزم وجهادکرده است . زرتشت ، پیشرو محمدو اسلام بوده است .

چگونه انسان
بـو قـلـمـون مـیشـود ؟

ازانسانی که اصل ِصورت آفرینیست،
به انسانی که« به آن،صورت میدهند»
واورا به « آلت ، یا وسیله » میکاهند

قدرتمند : آنکه باصورت دادن به انسان ،
انسان را به اندازه ای(معیاری)  میسازد ، که میخواهد

هرقدرتمندی ،  برضدِ انسانهاست
انسان، سرچشمه قدرتست ، چون اندازه همه چیزهاست

بوقلمون چیست ؟

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
فردوسی

« عـجـم » چیست ؟

شما شاهنامه شناسان، شاهنامه را عدم ساخته اید
ای زمین های ریگ که هیچ تخمی درشما نمیروید وغیرقابل کشت هستید، شرم ندارید،
که درخود، انبارتخم را که شاهنامه باشد ریخته اید،
ولی جزسطحیات بی معناو بی خاصیت، ازاین رمزها،از زمین شعورتان و از بررسیهای بیش ازحد علمی تان، نروئیده است وهرگزنخواهد روئید. این علمی بودن، نیست که اندیشه های مرموز درشاهنامه را میشکوفاند. این وجود خود شماست که زمین ریگ، زمین غیرقابل کشت شده است
که تخم ها درآن میسوزندو خروارها تخم را معدوم ونابود میسازند. شما دراین زمین شعورو روان وضمیرتان که ریگ است، شاهنامه را به رغم ادعای علمی بودن، معدوم میسازید . شما شاهنامه را به رغم همه بزرگداشتهای رسمی و پرطنطنه و پر دبدبه، عدم میانگارید و در بررسیهای علمی خود، مشغول « عدم شناسی » هستید . شما شاهنامه را دربررسیهای علمی تان ، عدم ساخته اید و نام این عدم سازیها را شاهنامه شناسی و ایرانشناسی هم گذاشته اید
ازکتاب زال زر یا زرتشت

فرهنگ ایران
فرهنگ فراسوی کفرو دین
یا بسخنی دیگر،
فرهنگ فراسوی مذاهب وادیان و ایدئولوژیهاست
وما نیزحکومتی فراسوی کفرودین، فراسوی مذاهب وادیان و ایدئولوژیها میخواهیم

« خـرد »
بـیخـتن ِجان(سیمرغ)
از سوراخهای ِحواس
انسان هـست

خرد، ازحواس، غربال میشود
خود-افشانی ِپروین( بهمن وهما )
ازپرویزن ِخود(خودراازخود، بیختن)
خردِ بنیادی جهان، غربال ِخود نیزهست

« خـرد »
اصل ِپـذیـرنـدگی درجهـان
خـرد ، غـربـال هست

خرد،  که بیخ ِآفریننده جهان هست
بیخ ِ هرانسانی نیزهست
بیخ
« گـره، یا اصل پیوند دادن» میباشد

ارتـا فـرورد( سیمرغ) ، یا نخستین عـنصر ، در بُـن هرانسانی


کتاب


چـرازال ِزر
بـه آواز ِ سـیـمـرغ
سخـن میگـُفـت؟

رقـصـیدن ، در اندیـشـیدن ِ بـه آهـنگِ سیمـرغ

زال زر یــا زرتـشـت
( دفـتـر سـوّم )

مـنـوچـهرجـمـالـی

بنیاد فلسفهِ نوین ایران

ISBN 1 899167 82 X
KURMALI PRESS
LONDON
2007 DECEMBER
VIEW AS HTML -- VIEW AS WORD.DOC -- VIEW AS PDF

عــرفــان ســکــولار
درچهارجلد اثرمنوچهرجمالی
در 1500 صفحه
مولوی مطرب معانی - مولوی صنم پرست
مولوی وسایه سیمرغ - مولوی وسایه هما


فرهنگ ایران ، فرهنگ فراسوی ادیان و مذاهب است
کورش، آزادی به بت پرستان داد
دینها در آن موقع بت پرستی بودند
اسفندیار، نخستین مبلغ زرتشت، برعکس کوروش بت شکن بود
با زرتشت، جهاد دینی درایران، آغازشد

( جنگ اسفندیاربا رستم ،جهاد دینی بود )

بخشی از سخنان کوروش که بنیاد حقوق بشر است

"همه ي مردم در كشورها و سرزمينهاي زير فرمان من در انتخاب دين, كار و محل زندگي آزادند. تا زماني كه من زنده ام هيچكس اجازه ندارد اموال وداراييهاي ديگري را با زور تصاحب كند. اجازه نخواهم داد كسي ديگري را مجبور به انجام كار بدون دريافت مزد كند. هيچكس نبايد به خاطر جرمي كه اقوام يا بستگان او مرتكب شده‌اند تنبيه شود. من جلوي برده داري و برده فروشي از زن و مرد را ميگيرم و كاركنان دولت من نيز چنين كنند تا زمانيكه اين سنت زشت از روي زمين برچيده شود. شهرهاي ويران شده در آنسوي دجله و عبادتگاههاي آنها را خواهم ساخت تا ساكنين آنجا كه به بردگي به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمين خود بازگردند و ..."

با زال زر که فرزند و جفت سیمرغ است
فرهنگ سیمرغی ایران، استوارگردید. این فرهنگ سیمرغیست که
سرچشمه عرفان بطورکلی و بنیاد اندیشه های
مولوی بلخی، به ویژه است
بی زال زر، نمیتوان مولوی بلخی را شناخت


Copyright © 2008, Manuchehr Jamali. All rights reserved. Contact us at: mail@jamali.info.
This document validates as XHTML 1.0 and CSS 2.1. Development of this site: Gita Yegane Arani-May.